نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 322

صفحه 322

ای برسد. ستایشی که از تو پوشیده نماند و در رسیدن به آستان جلال تو کوتاه نیاید. ستایشی که شمار آن منقطع نگردد و افزون شدنش پایان نپذیرد. پس، ما حقیقت عظمتت را ندانیم، آنچه می دانیم این است، که تو زنده ای و برپایی، نه خواب گران بر تو چیره شود نه خواب سبک. اندیشه و دانشی را توان دست یافتن به تو نیست و هیچ چشمی تو را درنیابد. دیده ها را می بینی و اعمال بندگانت را حساب می کنی. سرها و پاهای همگان در قبضه قدرت توست. چه اندک است آنچه از آفرینشت می بینم و از تواناییت در شگفت می شویم و عظمت سلطنتت را بدان وصف می کنیم، در حالی که، آنچه از تو بر ما پوشیده مانده است و دیدگانمان را یارای درکشان نیست و عقلهایمان را توان رسیدن به آنها نباشد و پرده های غیب میان ما و آنها حایل شده، بسی بزرگتر است. هر که دل خالی دارد و اندیشه اش را به کار گیرد تا بداند که عرش خود را چگونه برپای داشته ای و آفریدگانت را چسان آفریده ای و آسمانهایت را چگونه در هوا معلق داشته ای و زمینت را چگونه بر امواج آب گسترده ای، در کار خویش بماند و نگاهش خیره بازگردد و عقلش مغلوب شود و شنواییش از کار بیفتد و اندیشه اش مبهوت و حیرت زده ماند.

از این خطبه:

به گمان خود ادعا می کند، که به خدا امید بسته است. سوگند به خدای بزرگ، که دروغ می گوید. چه می شود او را که امیدواری در عملش پدیدار نیست. زیرا هرکس به چیزی امید بسته باشد، امیدواریش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه