نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 344

صفحه 344

باز به هیئت نخستین بازگردند. هر رنگ درست عین رنگ پیشین است و در همانجا باشد که پیش از آن بوده است. چون مویی از پر طاووس را بر دست گیری، و نیک بنگری، نخست، رنگی سرخ گلگون به تو می نماید و بینی که سبز می شود به رنگ زبرجد و گاه زرد همانند طلا. پس چگونه می توانند اندیشه های ژرف نگر، اینهمه زیبایی را وصف نمایند. یا عاقلان صاحب قریحه به حقیقت آن برسند، یا وصّافان سخنور، اوصاف او در سلک عبارت کشند. اوهام از درک خردترین اعضایش عاجز آید و زبانها در توصیف آن بماند. منزّه است خداوندی، که عقلها را خیره ساخته از وصف موجودی که آشکارا در برابر چشمانشان جلوه گر است، موجودی محدود و مخلوق و پدید آمده از اجزا و رنگها. آری، زبانها را از وصفش عاجز ساخته و از ادای وصف آن بازداشته.

منزّه است خداوندی که اعضای بدن مورچه و پشه را به هم پیوند داده، همانگونه، که اعضای بدن نهنگها و، فیلها را و بر خود لازم دانسته که آنچه را در آن روح دمیده است از هم نگسلد، جز آنکه، مرگ را موعد آن قرار داد و نیستی را پایان آن.

از این خطبه:

اگر به چشم دل خود، توصیفی را که از بهشت برای تو می شود بنگری، از آنچه در دنیاست، از خواهشها و لذتها و مناظر آراسته اش، دل برخواهی کند و اندیشه ات حیران ماند. چون در آواز به هم خوردن برگهای درختانش بیندیشی، درختانی که بر کناره های رودهایش روییده اند و ریشه در تپه های مشک فرو برده اند، خوشه های

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه