نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 353

صفحه 353

یکی از عربهاست، هنگامی که، امام (علیه السلام) به بصره نزدیک شد، مردم بصره، عربی را نزد او فرستادند تا حقیقت حالش را با اصحاب جمل معلوم دارد، مگر شبهه از دلشان برود. علی (علیه السلام) حقیقت کار خود را با آن مردم آنچنان بیانکرد که آن مرد دریافت که حق با اوست. پس، علی (علیه السلام) او را گفت بیعت کن. آن مرد گفت که منفرستاده قومی هستم، کاری نخواهم کرد تا نزد آنان بازگردم. علی (علیه السلام) او را گفت:

اگر کسانی که تو را به اینجا فرستاده اند، تو را به عنوان پیشرو بفرستند تا جایی را که باران باریده پیدا کنی و برگردی و آنان را از گیاه و آب خبر دهی اگر با تو مخالفت ورزیدند و به سرزمینهای خشک و بی گیاه روی نهادند، تو چه خواهی کرد؟

گفت:

رهاشان می کنم که بروند و خود به آنجا می روم که گیاه و آب یافته ام

امام (ع) فرمود:

پس دستت را پیش بیاور.

آن مرد گفت:

به خدا سوگند هنگامی که حجت بر من تمام شد، نتوانستم از بیعت سرپیچی کنم. با او بیعت کردم. (این مرد را کلیب جرمی می گفتند.)

کلام: 170

و من کلام له علیه السلام لَمَا عَزَمَ عَلی لِقاءِ اءلْقَوْم بِصِفِّینَ

اللَّهُمَّ رَبَّ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ، وَالْجَوِّ الْمَکْفُوفِ، الَّذِی جَعَلْتَهُ مَغِیضا لِلَّیْلِ وَالنَّهَارِ، وَ مَجْرًی لِلشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، وَ مُخْتَلَفا لِلنُّجُومِ السَّیَّارَهِ، وَ جَعَلْتَ سُکَّانَهُ سِبْطا مِنْ مَلاَئِکَتِکَ، لاَ یَسْاءَمُونَ مِنْ عِبَادَتِکَ، وَ رَبَّ هَذِهِ الْاءَرْضِ الَّتِی جَعَلْتَهَا قَرَارا لِلْاءَنَامِ، وَ مَدْرَجا لِلْهَوَامِّ وَالْاءَنْعَامِ، وَ مَا لاَ یُحْصَی مِمَّا یُرَی وَ مَا لاَ یُرَی، وَ رَبَّ الْجِبَالِ الرَّوَاسِی الَّتِی جَعَلْتَهَا لِلْاءَرْضِ اءَوْتَادا وَ لِلْخَلْقِ اعْتِمَادا، إِنْ اءَظْهَرْتَنَا عَلَی عَدُوِّنَا فَجَنِّبْنَا الْبَغْیَ وَ سَدِّدْنَا لِلْحَقِّ، وَ إِنْ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه