نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 356

صفحه 356

برهانی که آوردم اینچنین مغلوب نمودم، مبهوت بماند و ندانست که مرا چه پاسخ دهد.

بار خدایا، می خواهم که مرا در برابر قریش و آنان که قریش را یاری می کنند یاری فرمایی. آنان پیوند خویشاوندی مرا بریدند و منزلت مرا خرد شمردند و برای نبرد با من، در امری که از آن من بود، دست به دست هم دادند. سپس در جایی گفتند حق آن است، که آن را بستانی و در جای دیگر گفتند که آن را واگذاری.

و هم از این خطبه (در ذکر اصحاب جمل):

بیرون شدند و حرم رسول الله (صلی الله علیه و آله) را با خود به هر سو کشاندند، آنگونه که کنیزی را برای فروختن به هر سو می کشانند. او را به بصره بردند ولی آن دو، زنان خود را در خانه نشاندند و پرده نشین رسول الله (صلی الله علیه و آله) را به خود و دیگران نشان دادند و همراه سپاهی به راه انداختند. سپاهی که در آن میان حتی یک تن نبود که به فرمانبرداری من گردن ننهاده باشد و به دلخواه و بدون اکراه با من بیعت ننموده باشد. بر عامل من و نگهبانان بیت المال مسلمین و دیگر مردم بصره تاخت آوردند. بعضی را در حبس یا اسارت کشتند و بعضی را به غدر و نیرنگ از پای درآوردند.

به خدا قسم، حتی اگر یک تن از مسلمانان را به عمد و بی هیچ جرمی کشته بودند، کشتار همه آن لشکر بر من روا بود. زیرا همه آنان در کشتن آن مرد حاضر بوده اند و کشتن او را منکر نشمرده اند و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه