نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 377

صفحه 377

ندارم. خدا را، شما چگونه مردمی هستید نه دین، شما را گرد می آورد و نه حمیت و غیرت شما را بر می انگیزد. آیا این شگفت نیست که معاویه مشتی بلاجوی بی سر و پا را فرا می خواند، بی آنکه هزینه یا عطایی به ایشان دهد، از او پیروی می کنند. و من شما را که یادگار اسلام و باقی مانده مؤ منان نخستین هستید، دعوت می کنم و هزینه و عطا می دهم و شما از گرد من پراکنده می گردید و با من مخالفت می ورزید. هر چه می گویم نمی پذیرید، خواه چیزی باشد که خشنودتان سازد یا به خشمتان آورد. کار شما، در هر حال، مخالفت با من و سرپیچی از من است. چیزی را که بیش از هر چیز دوست دارم، مرگ است که به سراغم آید. من کتاب خدا را به شما آموختم و باب حجت را بر رختان گشودم و آنچه نمی شناختید به شما شناساندم و شربتی را که از دهن می افکندید، جرعه جرعه به کامتان ریختم.

ای کاش کور بینا می شد و به خواب رفته بیدار می گردید. چه نادان مردمی هستند، اینان که پیشوایشان معاویه است و آموزگارشان فرزند نابغه (1)

کلام: 180

و من کلام له علیه السلام

وَ قَدْ اءَرْسَلَ رَجُلاً مِنْ اءَصْحَابِهِ یَعْلَمُ لَهُ عِلْمَ اءَحْوَالِ قَوْمٍ مِنْ جُنْدِ الْکُوفَهِ قَدْ هَمُّوابِاللِّحَاقِ بِالْخَوَارِجِ، وَ کَانُوا عَلَی خَوْفٍ مِنْهُ ع، فَلَمَّا عَادَ إِلَیْهِ الرَّجُلُ قَالَ لَهُ:

اءَ اءَمِنُوا فَقَطَنُوا اءَمْ جَبَنُوا فَظَعَنُوا؟

فَقَالَ الرَّجُلُ:

بَلْ ظَعَنُوا یَا اءَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ.

فَقَالَ ع:

بُعْدا لَهُمْ کَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ، اءَمَا لَوْ اءُشْرِعَتِ الْاءَسِنَّهُ إِلَیْهِمْ وَ صُبَّتِ السُّیُوفُ عَلَی هَامَاتِهِمْ لَقَدْ نَدِمُوا عَلَی مَا کَانَ مِنْهُمْ، إِنَّ الشَّیْطَانَ الْیَوْمَ قَدِ اسْتَفَلَّهُمْ وَ هُوَ غَدا مُتَبَرِّئٌ


1- 58.فرزند نابغه، مراد، عمروبن العاص است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه