نهج البلاغه: ترجمه عبدالمحمد آیتی صفحه 382

صفحه 382

اللَّهُ، فَتَراجَعَتِ الْعَساکِرُ، فَکُنَّا کَاءَغْنامٍ فَقَدَتْ راعِیها تَخْتَطِفُها الذِّئابُ مِنْ کُلِّ مَکانٍ.

ترجمه: خطبه ای از آن حضرت (علیه السلام)

از نوف بکالی روایت شده است که گفت: امیرالمؤ منین این خطبه رابرای ما در کوفه ادا فرمود. و او که بر سنگی که جعده بن هبیره المخزومی برای او نصبکرده بود، ایستاده بود. جبّه ای پشمین بر تن داشت و بند شمشیرش از لیف خرما بود و پایافزاری از لیف خرما به پای داشت و نشان سجده بر پیشانیش چون پینه های زانوی شتر پیدابود. و چنین فرمود:

ستایش خدای را که بازگشت همه آفریدگان و پایان کارها به اوست. او را ستایش می کنم، به سبب احسان فراوانش و برهان روشنش و فضل و عطای روز افزونش. ستایشی که حق او را به جای آرد و سپاسش را ادا کند و ما را به ثواب او نزدیک سازد و موجب فزونی بخشش او شود. از او یاری می جوییم، همانند یاری جستن کسی که به فضلش امید می دارد و به عطایش آرزومند است و به دفاعش دل بسته و به فراوانی نعمتش معترف است و به کردار و گفتار، فرمانبردار اوست. به او ایمان می آوریم، همانند ایمان کسی که از روی یقین به او امید بسته و از روی ایمان به او روی نهاده و خاشعانه در برابرش سر فرود آورده و از روی اخلاص به یکتاییش می پرستد و بزرگش می دارد و می ستایدش و از دل و جان بدو پناه می جوید. زاده نشده تا در عز و بزرگی شریکی داشته باشد، دارای فرزندی نیست تا چون بمیرد میراث او برد. نه وقتی بر او مقدم بوده است و نه زمانی. افزونی و کاستی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه