صمیمانه با زائر خانه خدا صفحه 103

صفحه 103

در این سنگستان! در این دل شب! بیدار مانده‌ایم تا چه کسی را دیدار کنیم؟ گویی صحرای محشر است و مردگان از گورهایشان درآمده‌اند! برخی، فرا فکنی دارند و خود را بی‌گناه می‌خوانند! برخی، خویشتن را ملامتگرند! برخی، حسرت می‌خورند! و برخی، دست خویش، به دندان می‌گزند و آرزو می‌کنند که کاش خاکی بودند، نه آدمی!

(یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ یَداهُ وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِی کُنْتُ تُراباً) (نبأ: 40)

روزی که انسان آنچه را از قبل با دست‌های خود فرستاده، می‌بیند و کافر می‌گوید: ای کاش خاک بودم (و گرفتار عذاب نمی‌شدم).

همراه با آفتاب در منا!

و همراه آفتاب، روانه منا شده‌ایم! شبی را در سکوت، تفکر و مناجات با پروردگار به پایان آوردیم که بستر ورود به حرم حق را بگشاییم! بی‌گمان درک کرده‌ایم که می‌باید در مشعرالحرام باطن و قلب خویشتن را، از حقیقت تقوای الهی آگاه کرد! با قلب پاکیزه و حاضر، در محضر خداوند رو به منا نهاده‌ایم! نیز مراقب بوده‌ایم که از مشعر تا منا، دل را به صراط مستقیم سپاریم که همان، عبودیت خالصانه است.

بیراهه‌های گمراهی و سرگردانی را وانهاده‌ایم، تا منزل به منزل نگاه‌مان، به کعبه مقصود باشد! وقوف در مشعرالحرام ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه