صمیمانه با زائر خانه خدا صفحه 83

صفحه 83

تزویرها، جمال مطلق را ببینیم.

و حالا از کسی برایت می‌گویم که بالاخره در میقات خودش را دید! سالیان دراز، از مذهب بیگانه بود و از خدا، دور! زشتی‌ها و زیبایی‌های دنیا را دیده بود و سر بر آستان راستی می‌سایید، آنگاه که در نور میقات، به خویشتن نگریست. او، به آنجا رسید که خودش را همچون خسی یافت، نه چون کسی!

«لباس احرام را از مدینه پوشیده بودیم ... بعد سوار شدن و آمدن و آمدن. سقف آسمان بر سر و ستاره‌ها چه پایین! و آسمان عجب نزدیک! ... و من هیچ شبی چنان بیدار نبوده‌ام و چنان هوشیار به هیچ چی! زیر سقف آن آسمان و آن ابدیت، هر چه شعر که از بر داشتم خواندم- به زمزمه‌ای برای خویش- و هر چه دقیق‌تر که توانستم در خود نگریستم تا سپیده دمید و دیدم که تنها «خسی» است و به «میقات» آمده است، نه «کسی» و به «میعاد» ی و دیدم که «وقت» ابدیت است، یعنی اقیانوس زمان، و میقات در هر لحظه‌ای و هر جا، و تنها با خویش، چراکه «میعاد» جای دیدار توست با دیگری، اما «میقات» زمان همان دیدار است و تنها با خویشتن».(1)

انبوه تاریکی‌ها که ما را فراگرفته، مجال دیدن و شناختنِ


1- جلال آل‌احمد، خسی در میقات، صص 89 و 90.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه