در ملکوت حج صفحه 153

صفحه 153

گریه و زاری چاره چیست؟ سرمایه عمر و جوانی‌ام را تباه کردم. اگر مرگم را برسانی برای مردن آمادگی ندارم. نه چراغی برای گور تاریک افروختم و نه فرشی برای جای نمورم بافته‌ام. همانند مولایم(امام سجاد(ع)) ناله سر می‌دهم:

أَبْکی لخُروج نَفْسی أَبْکی لِظُلْمَةِ قَبْری، أَبْکی لِضیقِ لَحَدی، أَبْکی لِسُؤال نَکیرٍ وَ مُنْکرٍ ایّای، أَبْکی لِخُروجی مِنْ قَبری عُریاناً ذَلیلًا حامِلًا ثِقْلی عَلَی ظَهْری.

گریه می‌کنم برای لحظه‌ای که روح از بدنم جدا می‌شود. گریه می‌کنم برای تاریکی قبرم. گریه می‌کنم برای تنگی جایم. گریه می‌کنم برای لحظه‌ای که نکیر و منکر از اعمالم می‌پرسند. گریه می‌کنم برای هنگامی که مرا برهنه از قبرم بیرون می‌کشند و گناهان سنگینم را بر دوش نحیفم می‌گذارند.

خدایا! وقتی امام سجاد(ع) که عبادت و ریاضت او مایه حیرت همه عارفان است این‌گونه برای عاقبتش می‌گرید و می‌سوزد، این عبد ذلیل و بی‌سر و پا را چاره چیست؟ دلی دارم که از سکر غفلت مرده و حالی دارم که فارغ از یاد مرگ و قیامت است؛ نه آهی در سینه می‌سوزد و نه اشکی از دیده‌ام می‌جوشد.

معبودا! اینک با همه پریشان حالی‌ام به تو رو آورده‌ام و از جان سرد و بی‌دردم به تو شکوه می‌کنم. اگر دستم را نگیری و از این ورطه غفلت و بی‌دردی نجاتم ندهی، زیان‌کارترین بندگان تو خواهم بود. پس ای مهربان‌ترین مهربانان، مرا از درگاهت مران، به هدایت امیدم ده و به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه