در ملکوت حج صفحه 156

صفحه 156

پیری جوانه‌های آرزو در من روئیده‌اند؛ از این همه رسوایی به تو پناه می‌برم.

«إلهی أَعُوذُ بِکَ مِنْ شِرارِ نَفْسِی»

. تنها تو می‌توانی مرا نجات دهی و ننگ رسوایی‌ام را بپوشانی و مرض‌های روحی‌ام را مداوا کنی.

ای خدای مهربان! اکنون به فریادم برس که سخت به فریادرسی تو محتاجم. از شرارت نفس نجاتم ده که بی‌تو هلاکم و در پناه عصمت خویش امانم ده و از وحشت قیامت و رسوایی رهائی‌ام بخش

«یا مَلْجَأَ الْمُسْتَوْحِشِین».

الهی! از نفس بدم شاکی‌ام. نفسی که به انجام بدی‌ها حریص است و حتی از یاد گناهان گذشته لذّت می‌برد و همچو دیوی خفته در من و قصد هلاکم دارد.

خدایا! چقدر بیچاره‌ام که با این نفس شیاد دست به گریبانم. هم شوق طاعت را از من گرفته، هم میل به معصیت را در من فزونی می‌دهد. آن‌قدر بی‌پروا است که مرا به نافرمانی‌ات تشویق می‌کند. بی‌نهایت مغرور و خیره‌سر است. اگر شری به او روی آورد جزع و بی‌تابی می‌کند و اگر به خوبی‌ها دست یابد منع احسان می‌نماید. اسراف و زیاده‌خواهی را دوست دارد، و بسیار به لهو و لعب علاقه‌مند است. دائماً به خواندن لالایی در گهواره غفلت مشغول است. روزگارم را تباه کرده و هر لحظه با خطری تازه روبه‌رویم می‌کند. فکر توبه را از من ستانده و اراده بازگشت را در من کشته است. آن‌قدر گستاخ و بی‌شرم است که به راحتی گناه می‌کند. تو گویی عادت او شده؛ اگر روزی فرصت گناه نیابد افسرده می‌شود. با فشارهای بی‌امانش از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه