در ملکوت حج صفحه 18

صفحه 18

تا بکرد آن خانه را در وی نرفت واندرین خانه به‌جز آن حی نرفت

شعر مولوی بیان دیگری است از این حدیث قدسی: «الإنسانُ سِرّی وَ أنا سِرُّه» (1)؛ «انسان محرم راز من است و من نیز همراز او.»

همچنین در روایت قدسی دیگری آمده است:

لایَسَعُنی أرْضِی وَ لا سَمائی وَ لکِنْ یَسَعُنی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤمنِ. (2)

زمین و آسمان گنجایش تحمل مرا ندارند ولی قلب بنده مؤمن گنجایش مرا دارد.

خدا اندر دل مؤمن بگنجد که مؤمن را دلی بی‌انتها است

مزن بر خانه دل بی‌وضو دست که این خانه حریم کبریا است

شراب صاف صوفی گر بنوشی بدانی اندرین پرده چه‌ها هست

البته فضیلت‌ها و خصیصه‌هایی که بیان شد اختصاص به دلی دارد که عاری از مهر اغیار است. دل صاحبان اسرار که فقط و فقط جایگاه عشق الهی است. مولوی نیز در این باره زیبا گفته است:

من ز صاحب‌دل کنم در تو نظر نی به نقش سجده و ایثار زر

تو دل خود را چو دل پنداشتی جست و جوی اهل دل بگذاشتی

دل که گر هفصد چو این هفت آسمان اندرو آید، شود یاوه نهان (3)


1- مثنوی، شرح ولی محمد اکبر آبادی، دفتر دوم، ص 182
2- همان، ص 182؛ محمدبن علی احسائی، عوالی اللئآلی، ج 4، ص 7
3- مثنوی معنوی، دفتر پنجم، ابیات 870 872.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه