- پیشگفتار 1
- فصل اول: مدینه 4
- دعای سفر 4
- زیارت و آداب آن 9
- دعا و استجابت آن 18
- نماز شب 33
- نماز شب به سادهترین روش 33
- نمازهای مستحبّی 38
- نماز جعفر طیّار 45
- نماز جعفربنابیطالب کلید حلّ مشکلات 45
- قرائت قرآن 51
- زیارت غیر معصومین در بقیع 57
- اشاره 57
- نماز در مکه و مدینه 61
- روزه مستحبّی در سفر 75
- زیارت دوره 78
- سفارشات ضروری 94
- اشاره 94
- زیارت وداع 100
- نقطه حسّاس کجاست؟ 111
- فصل دوم مکه 119
- یادآوری 119
- حرکت بهسوی مکّه 123
- زمان انجام اعمال عمره 127
- طواف مستحبّ یا عمره مجدّد 132
- نمازهای مستحبّ 142
- اشاره 142
- نماز برای وسعت رزق 142
- نماز برآمدن حاجت 143
- معجزهای از امام حسین (ع) 151
- کعبه 156
- اشاره 156
- ولادت خورشید کعبه 162
- کعبه و ارکان و اجزای آن 166
- داستان هشام و فرزدق شاعر 175
- داستان شکافتن ماه 202
- برتری حلق بر تقصیر 209
- زیارت دوره 213
- طواف وداع 226
فرزندی که در رَحِم دارم، از تو میخواهم که ولادتش را بر من آسان کنی.)
از نیایش او لحظهای نگذشت که ناگهان از جانب پروردگار، به کعبه فرمان رسید که او را در میان بگیرد و در خود جای دهد. پس کعبه از لابهلای میان سنگها راهی برای عبور او باز کرد و در آغوشش گرفت. آن زن وارد کعبه شد و مهمان خانه خدا گردید.
کسانیکه از نزدیک شاهد ماجرا بودند، فریاد زدند: دیوار کعبه شکاف برداشت و فاطمه را در خود فرو برد!
زنی که میزبانش کعبه شده بود، عروس عبدالمطّلب بود. او را تمام مردم مکّه میشناختند. این بود که هر کس از هر جا که خبر را شنید به سوی کعبه دوید. برخی تلاش کردند تا از شکاف سنگها بگذرند و برای نجات او کاری کنند، امّا دیگر شکافی باقی نمانده بود. سنگها بهجای خود بازگشته بودند و از کسی کاری ساخته نبود. حتّی قفل در کعبه نیز از کار افتاده و باز نمیشد!
فاطمه تنها مانده بود و در انتظار حادثهای بزرگ، لحظهشماری میکرد.
آنچه در انتظارش بود، سرانجام به وقوع پیوست