گلواژه‌های حج و عمره صفحه 165

صفحه 165

لحظه پیروزی انگیزه‌ای جز جهاد در راه خدا و نشر آیین توحید و رفع هرگونه مانعی که در سر راه آن بود نداشتند، غالب شدند و پس از آن به دلیل این که هدف و نیت بیشتر مسلمانان دگرگون گردید و توجه به غنایمی که مشرکین قریش از خود به جای گذاشته و پا به فرار گذاشته بودند، اخلاص گروه زیادی را آلوده ساخت و فرمان پیامبر را فراموش کردند. نگهبانان با خود گفتند: توقف ما در اینجا بی‌فایده است، ما نیز باید در گردآوری غنایم شرکت کنیم و فرمانده آنها گفت: رسول خدا دستور داده است که ما از اینجا حرکت نکنیم، خواه ارتش اسلام فاتح باشد، خواه مغلوب، بیشتر نگهبانان تیرانداز در برابر دستور فرمانده مقاومت کردند و گفتند ماندن ما در اینجا بی‌ثمر است و نظر پیامبر این بوده که ما هنگام جنگ در این دره نگهبانی نماییم، به هر روی چهل نفر از نگهبانان فرود آمدند و ده نفر باقی ماندند. «خالد بن ولید» که قهرمانی شجاع بود و از آغاز نبرد می‌دانست که دهانه دهلیز کلید پیروزی است از کمی افراد نگهبان استفاده کرده و سربازان خود را به پشت نیروهای اسلام رهبری نمود و با یک حمله چرخشی توانست با غافلگیری در پشت سر مسلمانان ظاهر گردد و مقاومت کمی که افراد روی تپه داشتند سودی نبخشید. تمام آن ده نفر پس از جانبازی زیاد به وسیله سربازان «خالد بن ولید» و «عکرمة بن ابی جهل» کشته شدند. چیزی نگذشت که مسلمانان غیر مسلح غفلت‌زده از پشت سر مورد حمله سخت دشمن قرار گرفتند. خالد پس از آنکه نقطه حساس را تصرف کرد، ارتش شکست خورده قریش را که در حال فرار بودند، برای همکاری دعوت نمود و با فریادهای زیاد روح مقاومت قریش را تقویت کرد. چیزی نگذشت که بر اثر از هم پاشیدگی صفوف مسلمانان ارتش قریش به سوی میدان بازگشتند و از پیش‌رو و پشت سر سربازان اسلام را احاطه کرده و مجدداً نبرد میان آنان آغاز شد، حمله «خالد» با «عکرمه» تقویت شد. در این هنگام هرج و مرج بی‌سابقه و شگفت‌آوری در ارتش اسلام به وجود آمد. مسلمانان چاره‌ای ندیدند، جز اینکه به صورت دسته‌های پراکنده دفاع نمایند، اما چون رشته فرماندهی از هم گسسته بود، سربازان اسلام نتوانستند در این دفاع موفقیتی به دست آورند، بلکه تلفات سنگینی بر آنها وارد شد. آتش جنگ خاموش شد و طرفین از یکدیگر فاصله گرفتند. مسلمانان بیش از سه برابر قریش کشته داده بودند و می‌بایست هر چه زودتر کشته‌های خود را به خاک بسپارند. زنان قریش برای گرفتن انتقام بیشتر، اعضای گوش و بینی مسلمانانی را که روی خاک افتاده بودند بریده و لکه ننگ بیشتری بر دامن خود نشاندند. همسر ابوسفیان از اعضای بدن مسلمانان گردن‌بند و گوشواره ترتیب داد و شکم افسر فداکار اسلام حمزه را پاره کرد. (1)

1- فروغ ابدیت، ج 2، ص 48 و 70.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه