گلواژه‌های حج و عمره صفحه 55

صفحه 55

16

أ

ادب حضور

به نظر می‌رسد یکی از دغدغه های زائران خانه خدا، بویژه کسانی که برای اولین بار توفیق تشرّف پیدا می‌کنند، این است که در اولین مرحله ورود به این خانه، چگونه باب سخن و گفت و گو را با خالق هستی بخش باز نمایند، تا رعایت ادب کرده و اسراری را که تا کنون با کسی در میان نگذاشته بازگو نمایند و از این رهگذر دعاهایشان به اجابت مقرون گردد. شنیده‌اید که می‌گویند: صاحب دلی با لباس ژنده و چرکین به حضور صاحب مقامی باریافت. به او گفتند: با این لباس به پیشگاه چنان مقامی رفتن، عیب است. گفت: با لباس چرکین نزد بزرگی رفتن، عیب نیست، بلکه با همان لباس چرکین از حضور وی برگشتن، ننگ است. زیرا این گونه بازگشت، نشان این است که این صاحب مقام او را لایق ندانست، انعام و هدیه‌ای به او نبخشید. یعنی با گناه به سوی خدا رفتن و دست پر از گناه به درگاه او دراز کردن ننگ نیست، بلکه اگر به خاطر گذشته آلوده و ناشایست، خدای سبحان، وی را نپذیرد و گناهان او را نبخشد، عیب و ننگ است و نیز گفته‌اند: عارفی به حضور صاحب منصبی رسید، از او پرسیدند چه آورده‌ای؟ گفت: در مقام حضور، نمی‌پرسند چه آورده‌ای، بلکه می‌پرسند، چه می‌خواهی، زیرا اگر چیزی داشت که بدین جا نمی‌آمد. (1) دو نمونه تاریخی ذیل، کوتاه اما پر معنا، بهترین راهنمای زائران خانه خداست:

نمونه اول

اصمعی می‌گوید: در مکّه بودم، شبی بود مهتابی، به هنگامی که اطراف خانه خدا طواف می‌کردم، صدای زیبا و غم انگیزی گوش مرا نوازش داد، به دنبال صاحب صدا گشته که چشمم به جوان زیبا و خوش قامتی افتاد، که آثار نیکی از او نمایان بود، دست در پرده کعبه افکنده و چنین مناجات می‌کرد:

«نَامَتِ الْعُیُونُ وَ عَلَتِ النُّجُومُ وَ أَنْتَ الْمَلِکُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ غَلَّقَتِ الْمُلُوکُ أَبْوَابَهَا وَ أَقَامَتْ عَلَیْهَا

1- صهبای حج، آیت‌اللَّه جوادی آملی، ص 386.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه