صفا در صفا: یادداشت‌های سفر حج با هیات پزشکی صفحه 54

صفحه 54

مسجد بیت المکرم داکا، که نماز جمعه‌ای را در آنجا اقامه کرده بودم، با هم صحبت کردیم.

دوستان دیگرش هم وارد صحبت شدند و مختصر گفتگویی با هم داشتیم. البته مراتب برادری و صمیمیت و احساس محبتی را که میان دو برادر مسلمان و در جوار حرم رسول اللَّه صلی الله علیه و آله وجود دارد، رد و بدل کردیم.

کم کم وقت نماز مغرب نزدیک می‌شد. اذان مغرب را گفتند.

اذان اول برای اطلاع عموم است. حدود ده، پانزده دقیقه بعد، اقامه نماز و پس از آن نماز جماعت برگزار شد. کم کم آماده خروج از مسجد شدیم. پس از نماز مدتی منتظر شدم تا نمازهایی که بیشتر اهل سنت، پس از نماز واجب می‌خوانند و ظاهراً نمازهای مستحبی است، تمام شود. آمد و شد از میان نمازگزاران را بسیار بد می‌دانند و به‌شدت با چنین افرادی برخورد می‌کنند. منتظر ماندم تا شرایط مساعد شد و از مسجد خارج شدم.

دوست و همراهم، آقای دکتر تاج میر به سراغ کفش‌هایش رفت ولی اثری از آن‌ها نیافت. در شلوغی وقتی تعداد کفش‌ها زیاد می‌شود، مأموران آن‌ها را جارو می‌کنند و به کناری می‌ریزند.

گشتی زد در گوشه و کنار زد و بالأخره از بین دمپایی‌ها، دو لنگه نصیبش شد تا بتواند با آن‌ها خود را به بیمارستان برساند. قبل از مراجعه به بیمارستان، به زیارت بقیع رفتیم و از آنجا روانه بیمارستان شدیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه