حج، حقیقت جاودانه نگاهی ادبی به جغرافیای ادبی صفحه 124

صفحه 124

عارفانه های حضرت پیامبر بهره برده بود و هم از عاشقانه های حضرت علی(ع). از آتشکده های پارس تا کنیسه های روم، از کوه های شام تا بیابان های حجاز، جذبه عشق چنان مهار از دلش ربوده بود که رنج سفر، نکوهش اغیار و غم غربت، اثری بر «جان شیفته اش» نداشت.

به هفتمین شهر عشق رسید. آیینه ای که می بایست جمال الهی را در آن ببیند، یافته بود؛ آیینه ای که او را به حقیقت محض می رسانید؛ حقیقت توحیدی، حقیقت مصطفوی صلی الله علیه و آله ... .

ضمیر او مثل آب زلال و ظاهرش مثل خورشید، چشم­گیر و درخشان بود. دلش دریای معرفت الهی بود و صداقت نگاهش در دل ها اثر می کرد.

گرمای حضورش همیشه محفل آرا بود و زبان ستایشش، عظمت او را نشان می داد. در مکتب رسول اللّه صلی الله علیه و آله ، برترین «مسلمان» و در مکتب امیر مؤمنان علی(ع) بهترین «شیعه» بود. ادراک لاهوتی اش آن چنان شگرف و ژرف بود که اسرار علوم را از پیامبر و علی(ع) آموخته بود.

از ازل، چنان در کالبدش روح عرفان دمیده بودند که هم نشین خلوت پیامبر می شد و از قامت آسمانی اش، همیشه عطر بهشت می تراوید.

حضرت سلمان، آیینه ای بود که پرتو از انوار نبوت گرفته بود و ظاهر و باطنش، از اشراق حقیقت می درخشید. اگرچه نژادش «فارسی» بود، به راستی، او «سلمان محمدی صلی الله علیه و آله » بود که به علم و عمل، به اخلاق و ایمان، کسی به آب تقرب دست نیافت.

خوشا نامش، خوشا مقامش، خوشا کلام و مرامش؛ که بهشت بر او سلام کرد و پیامبر او را در حریم اهل بیت(ع) جای داد!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه