حج، حقیقت جاودانه نگاهی ادبی به جغرافیای ادبی صفحه 143

صفحه 143

خدا بودی، تمامی نام ها را خدا به تو آموخته بود؛(1) خدا به قلم به تو آموخت.

3. موسم عشق1

3. موسم عشق(2)

اکنون، هنگامْ در رسیده است. لحظه دیدار است. ذی الحجه است؛ ماه حج، ماه حرمت. شمشیرها آرام گرفته اند و شیهه اسبان جنگی و نعره جنگ جویان و قداره­بندان در صحرا خاموش شده است. جنگیدن، کینه ورزیدن و ترس، زمین را مهلت صلح، پرستش و امنیت داده اند. خلق با خدا وعده دیدار دارند، باید در موسم رفت. به سراغ خدا نیز باید با خلق رفت. صدای ابراهیم را بر پشت زمین نمی شنوی؟: «وَ اَذِّن فی النّاسِ بِالحَجِّ! یأتوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یأتینَ مِن کُلِّ فَجٍّ عمیقٍ».(3)

و تو ای که هیچ نیستی، تنها به­ سوی او شدی و همین!

موسم است، از تنگنای زندگی پست و ننگین و حقیرت - دنیا - و از حصار خفه و بسته فردیتت - نفس - خود را نجات ده، آهنگ او کن! به نشانه هجرت ابدی آدمی و شدن لایتناهی انسان به سوی خدا، حج کن!

پرداخت قرض ها، شست وشوی کدورت ها، غبارها، آشتی قهرها، تسویه حساب ها، حلال طلبی از دیگران، پاک کردن محیط زندگی ات، رابطه هایت، ثروتت، اندوخته هایت، یعنی که در اینجا می میری، انگار می روی، رفتنی بی بازگشت، رمزی از لحظه وداع آخرین، اشاره ای به سرنوشت آدمی،


1- علامه طباطبایی معتقد است که خلافت و تعلیم اسماء ویژه آدم نیست و فرزندانش در آن سهیمند. (المیزان، ج1، ص 178).
2- حج، تحلیلی از مناسک حج، ص40.
3- نک: حج: 27.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه