حج، حقیقت جاودانه نگاهی ادبی به جغرافیای ادبی صفحه 146

صفحه 146

شرق در دایره این مکان نمی گنجد. همه چیز به خدا ختم می شود؛ به رحمت و مهربانی. خدا همه جا کنار توست، در مرکزی ترین نقطه هستی.

با اذان بلال برمی خیزی و از باب النبی وارد بیت­الحرام می شوی. دقیقه های باصفای سعی را هروله می کنی. لحظه های معطر مشعر و منا را به خاطر می سپاری. بالای جبل النور نماز می خوانی. کوه نور را طی الارض می کنی، از خودت بیرون می آیی. از این یکی شدن ها لبریز می شوی. در تراکم نور موج می زنی. دست خدا را می بوسی.(1) مقیم مقام ابراهیم می شوی. کنار فرشتگان قدم برمی داری و ... .

لبیک، اللهم لبیک ...

آفتاب، تشنه و سوزان است. تو را از تمام سوی این نواحی مقدس صدا می کنند. نوبت عاشقی است؛ نوبت بیداری است؛ نوبت دریا شدن است ... .

کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود ... .

5. وعده گاه عاشقی!

5. وعده گاه عاشقی!

«و حج، نشانه ای از این رجعت به­ سوی او[ست]؛ او که ابدیت مطلق است؛ او که لایتناهی است؛ او که نهایت ندارد، حد ندارد، تا ندارد.

و بازگشت به­سوی او؛ یعنی حرکت به سوی کمال مطلق، خیر مطلق، زیبایی مطلق، قدرت، علم و ارزش است، و حقیقت مطلق؛ یعنی حرکت به سوی مطلق. حرکت مطلق به سوی کمال مطلق؛ یعنی حرکتی ابدی، یعنی تو، یک شدن ابدی ای، یک حرکت لایتناهی ای. و خدا سرمنزل تو نیست، مقصد تو است؛ مقصدی که همواره مقصد می ماند. خدا، آخرین نقطه خط


1- مقصود حجرالاسود است که در روایات از آن به «یمین الله» تعبیر شده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه