امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 106

صفحه 106

برای شریعت ترسیم نکرده و-علی رغم این که آن سالهای طولانی،سنوات تبلیغ و تعلیم بوده است-دستور نوشتن آنها را صادر نکرده است،در صورتی که وی در اوج تندرستی و نشاط بوده است.بیقین برای مصلحتی بوده است که آن کار را نکرده است،پس دور از عقل و منطق است که بخواهد در آن لحظه کوتاه-چیزی را که در خلال بیست و سه سال انجام نداده بوده است-انجام دهد.

هدف آن بزرگوار این نبود که مسلمانان را به پیروی از قرآن و سنت سفارش کند،زیرا قرآن نسبت به آنها امر کرده است،و با این همه مسلمانان از گمراهی در امان نمانده اند.چگونه پیروی از سنت پیامبر باعث ایمنی از گمراهی می شود در صورتی که آن نانوشته است و مردم در آنها اختلاف دارند،و (بر طبق عقیده عامه مسلمانان) پیامبر،مرجعی را تعیین نکرده است تا مردم سنت را از او اخذ کنند؟و علاوه بر آن:

پیامبر نه می خواسته است (در وصیتنامه ای مکتوب) به اخراج مشرکان از جزیره العرب سفارش کند و نه به اجازه دادن نمایندگان،آن طور که او خود اجازه می داده است (همان دو موضوعی که سعید بن جبیر در حدیث خود از ابن عباس نقل کرده است) ،زیرا این دو موضوع وسیله ایمنی از گمراهی نمی باشد.شاید موضوع سومی که ابن عباس از آن سخنی به میان نیاورده و یا سعید آن را فراموش کرده است همان است که پیامبر قصد نوشتن آن را داشته است.

پیامبر قصد داشت که برای امت امامی تعیین کند

آنچه پیامبر اراده فرموده بود این بود که مسلمانان را با زمامداری آشنا سازد که برگزیده خود آن حضرت بود و خود می دانست که او داناترین فرد از پیروان اوست به شرایع الهی و خالصترین فرد نسبت به خدا و

دین خدا،و نیرومندترین فرد بر تحمل بارهای سنگین اسلامی است.با این ویژگیها مرجع برای امت و زمامداری برای آنان خواهد بود که آنان را به راه راست رهبری خواهد کرد،و باعث ایمنی آنان از گمراهی و هرج و مرج خواهد شد.

آن رهبر مورد نظر کیست؟

پیداست که رهبر مورد نظر پیامبر (ص) نه ابو بکر است نه عمر،[منظور پیامبر]اگر هر کدام از آن دو بود،عمر با نوشتن وصیتی که پیامبر در آن نسبت به آن فرد،پیمان می گرفت،مخالفت نمی کرد،زیرا آن محبوبترین چیزها نزد وی بود.چه آن که ما می بینیم عمر،پس از رحلت رسول خدا-بر شایستگی ابو بکر به خلافت،استدلال می کند،و این که او در غار همراه پیامبر خدا بوده است،و یا این که پیامبر او را مامور خواندن نماز کرد،آن گاه که خود قادر بر امامت مسلمانان نبود.و اگر پیامبر (ص) پیمانی نسبت به ابو بکر گرفته بود،عمر نیازی به این نوع استدلال نداشت و هم نیازی نبود،که عمر درباره شایستگی ابو بکر به خلافت با انصار به جدال بپردازد،بلکه وصیتنامه،خود مانع از جدال بود.

آیا مقصود علی بود؟

براستی موضع پیامبر در روز غدیر خم هنگامی که به مسلمانان،اعلان کرد علی سرپرست مسلمانان است پیوسته در ذهن عمر مجسم بود.و هنگامی که پیامبر گفت قصد دارد برای مسلمانان مطلبی بنویسد تا پس از آن گمراه نشوند،عمر بخوبی یادش آمد که این سخنان بعینه همان سخنانی است که پیامبر (ص) درباره خاندانش به صورت عام و درباره علی به گونه ای خاص می گفته است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه