امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 108

صفحه 108

علت مخالفت عمر،با وصیت پیامبر (ص) در مورد علی (ع) را خود وی در زمان خلافتش ضمن گفتگویی با ابن عباس،به شرح زیر یادآور شده است:

عمر:پسر عمویت را در چه حالی ترک گفتی؟

ابن عباس:در حالتی از او جدا شدم که با همسن و سالهایش بازی می کرد (گمان کرد که مقصود خلیفه،عبد الله جعفر

است) .

عمر:مقصودم او نیست،بلکه مقصودم بزرگ شما خانواده (علی بن ابی طالب است) .

ابن عباس:ترک گفتم او را در حالی که با سطل درختان خرما را آبیاری می کرد...و قرآن می خواند.

عمر:خون یک آدم به گردنت اگر کتمان کنی.آیا چیزی از علاقه به خلافت در باطن او باقی است؟

ابن عباس:آری.

عمر:آیا او گمان دارد که پیامبر (ص) او را تعیین کرده است؟

ابن عباس:آری و من اضافه می کنم:از پدرم راجع به آنچه او ادعا دارد پرسیدم، (درباره تعیین شدن او به خلافت به وسیله پیامبر خدا (ص) ) او گفت:راست گفته است عمر:آن گفتار نوعی ستایش والا از جانب پیامبر خدا (ص) درباره علی بوده است،هیچ مدعایی را ثابت نمی کند و هیچ اشکالی را برطرف نمی سازد.البته پیامبر تجربه می کرد تا در صورتی که ممکن باشد او را به خلافت منصوب کند.براستی که او در هنگام بیماریش خواست او را به نام تعیین کند.اما من از باب دلسوزی و حفظ اسلام از آن کار جلوگیری کردم.نه،قسم به پروردگار این بنا (کعبه) قریش هرگز بر خلافت علی متفق نمی شدند.و اگر پیامبر (ص) او را به ولایت منصوب می کرد هر آینه توده عرب از همه جانب با او مخالفت می کردند.پس،پیامبر (ص) دانست که من از آنچه در دل اوست آگاهم،خودداری کرد،و خدا نخواست جز تایید آنچه رخ داده است (23) .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه