امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 111

صفحه 111

دلیل معقول این است که اصحاب معتقد بودند،این حق را دارند که در امور دنیایی نظر دهند و اجتهاد کنند.جمعی از آنان (از جمله عمر) عقیده داشتند که خلافت از امور مربوط به دنیای مسلمانان است نه از امور دینی،از این رو عمر به خود اجازه داد تا در موضع مخالف با خواسته و اراده پیامبر قرار گیرد.

این نخستین بار نبود که عمر در این مورد با نظر پیامبر مخالفت می کرد،بلکه در موارد دیگری نیز که به او مراجعه شده بود بنا به اقرار خودش،عدم موافقت خویش را اظهار کرده بود،مورخان اجماع دارند بر این که وی نسبت به شرایط صلحی که پیامبر (ص) در روز حدیبیه منعقد کرد،با آن حضرت به مجادله پرداخت.

از جمله شرایط صلح روز حدیبیه (بین پیامبر خدا و مشرکان مکه) این بود که رسول خدا، تمام مشرکانی را که مسلمان شده،و بدون اجازه اولیایش به مدینه آمده است به اهل مکه برگرداند ولی مردم مکه لازم نیست کسانی را که ترک اسلام گفته به نزد اهل مکه برگشته اند به پیامبر برگردانند.این مطلب به صورت ظاهر،ظلمی بود به مسلمانان،و لیکن پیامبر (ص)

دور اندیش بود،زیرا کسی که اسلام را رها کند و به کفر برگردد،بازگرداندنش با زور و جبر میان مسلمانان،سودی به حال آنان نخواهد داشت،اسلام از چنین مردمانی بی نیاز است ابن هشام در سیره خود داستان زیر را نقل کرده است:

«وقتی کار فیصله یافت و چیزی جز یک نوشته،در میان نبود،عمر بن خطاب از جا بلند شد...

سپس نزد پیامبر آمد و گفت:

-ای پیامبر خدا!مگر تو رسول خدا نیستی؟

پیامبر:چرا.

عمر:مگر ما مسلمان نیستیم؟

پیامبر:چرا.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه