امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 124

صفحه 124

آن گاه،عمر به مرگ پیامبر یقین پیدا کرد و بر زمین افتاد.

علاوه بر اینها،فاجعه مرگ پیامبر خدا بر هیچ کسی،به اندازه علی (ع) و سایر اهل بیت تاثیر نگذاشت.براستی که مرگ پیامبر آنها را از آنچه در عالم هستی بود،به خود مشغول کرد.برای تعیین اندازه تاثیر این مصیبت بر خاندان پیامبر (ص) همین بس که متذکر شویم پیامبر دو مرتبه در حال بیماریش با حضرت زهرا پنهانی سخن گفت،یک بار از مرگ خود به او خبر داد که او گریه کرد و بعد به او اطلاع داد که او نخستین فرد از خاندان اوست که به وی خواهد پیوست و او خندید زیرا فهمید بزودی به وی ملحق خواهد شد.علی همسر فاطمه،سالهای درازی را با پیامبر گذرانید در حالی که حیات شریفش را آماده چشیدن مرگ در راه حفاظت از پیامبر (ص) کرده بود.

اینک آن زندگی که نزد او عزیزتر از زندگی خودش بود پایان یافته بود.بدون این که بتواند جان خود را فدای او سازد.براستی که مرگ پیامبر (ص) بر علی بسی دشوارتر بود،تا مرگ خودش.

با این همه،آن رویداد بزرگ،دیگر اصحاب از مهاجران و انصار را از اندیشه سیاسی و کار سیاسی-در حالی

که هنوز پیامبر به خاک سپرده نشده بود-باز نداشت.در صفحه های گذشته، متذکر شدیم که پیامبر قادر به نوشتن وصیتی نشد تا در آن وصیت خلافت مردی را مشخص کند که زمامداری او باعث ایمنی امت از گمراهی شود.درآن مورد با پیامبر خدا-در حالی که بر بستر بیماری بود-مخالفت شد.و این مخالفت با ویژگی خود عهده دار از بین بردن فایده و اثر محکم کاری مبتکرانه پیامبر بود.

درباره حدیث صریح غدیر و دیگر روایات صریح پیامبر به مناسبتهای مختلف،درباره علی، بهترین چیزی که در موضع اصحاب نسبت به آنها می شود گفت،این است که اصحاب در این احادیث صریح چیزی که مانع از جدال و یا روشنگر دلیلی باشد مشاهده نکردند!

هر گاه این همان رای قابل قبول جمهور مهاجران باشد،پس باید گفت،انصار و مهاجران کشمکش و رقابت خود را بر سر زمامداری مسلمانان پیش از خاکسپاری پیامبر (ص) آغاز کرده و به انجام رسانیده بوده اند.عمر در سالهای آخر خلافتش از آنچه در آن روز اتفاق افتاد سخن گفته است.او نقل کرده است:روزی که پیامبر (ص) وفات یافت کسی به ایشان خبر داده بوده است که انصار به ریاست سعد بن عباده با مهاجران به مخالفت برخاسته اند و بزرگان آنها در سقیفه بنی ساعده جمع شده اند و می خواهند خلیفه ای از میان خود انتخاب کنند،و علی بن ابی طالب و زبیر بن عوام و طرفداران آنها خودداری کرده اند و از طرف دیگر،مهاجران به گرد ابو بکر جمع شده اند.

ابو بکر،عمر و ابو عبیده بن جراح به اجتماع سقیفه رفتند و نقشه انصار را بر هم زدند.ابو بکر به انصار گفت:جامعه عرب این امر[خلافت]را جز برای این طایفه از قریش هرگز مناسب نمی داند چه آنان معتدلترین افراد عرب از

جهت نسبت و خانواده هستند.من یکی از این دو مرد (عمر و ابو عبیده) را برای شما پسندیده ام.پس،با هر کدام از آنها مایلید بیعت کنید. بعضی از انصار پیشنهاد کردند که امیری از انصار و امیری از مهاجران باشد مشاجره زیاد شد و سر و صداها بالا گرفت.عمر از ترس اختلاف به ابی بکر گفت:ای ابو بکر!دستت را دراز کن! ابو بکر دستش را دراز کرد و عمر با وی بیعت کرد.آن گاه هر که از مهاجرین حاضر بود با او بیعت کرد و سپس انصار حاضر همگی با ابو بکر بیعت کردند،مگر سعد بن عباده.روز دوم،پس از این که عمر،در حضور ابو بکر،برای حاضران در مسجد خطبه خواند،بیعت عمومی انجام گرفت،عمر در خطبه خود گفت:

«...و براستی که خداوند،امور شما را بر فردی که بهترین شما،یار رسول خدا-نفر دوم از آن دو تن هنگامی که در غار بودند-متفق کرد،بنابراین برخیزید و با او بیعت کنید» (4) .و نقل می کنند که ابو بکر روز سقیفه روایت کرد که پیامبر خدا فرموده است:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه