امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 133

صفحه 133

آیا پیامبر گفت که رهبران از قریشند؟آیا هدف این بوده است که خلافت انتخابی باشد یا این که به وراثت و یا به توصیه و فرمانی از جانب پیامبر؟البته در این مورد شماری از احادیث رسیده است که در کتب صحاح و دیگر کتابها ذکر شده است،از آن جمله:روایات زیر است:

مسلم از ابو هریره،و او از پیامبر خدا (ص) نقل کرده است که فرمود:«مردم تابع قریشند مسلمانشان تابع مسلمان آنان و کافرشان تابع کافر آنها» (33) و از جابر بن عبد الله و او از پیامبر (ص) نقل کرده:«مردمان در خوبی و بدی تابع قریشند» (34) و نیز از عبد الله و او از پیامبر (ص) نقل کرده است که فرمود:«تا هنگامی که در میان مردم دو تن باقی باشند،این امر[رهبری] پیوسته در قریش باقی است (35) .

از جابر بن سمره و او از پیامبر خدا (ص) :«همواره این دین پایدار است،تا روز رستاخیز و یا بر شما دوازده تن از قریش خلیفه خواهند شد» (36) .

و بخاری از ابن عمر روایت کرده است که رسول خدا فرمود:«پیوسته این امر[رهبری]در قریش خواهد بود،مادام که از ایشان دو تن بمانند» (37) .

بخاری به سند خود از جابر بن سمره نقل کرده است که گفت:شنیدم پیامبرمی فرمود: «دوازده امیر می باشند.»پس گفت:کلمه ای دیگر من نشنیدم،پدرم گفت که آن حضرت فرمود: «همه آنان از قریشند» (38) .

و ترمذی همانند آن را روایت کرده است،جز این که او گفته است:«پس از من دوازده فرمانروا خواهند

بود.پدر جابر گفته است که پیامبر فرمود:همه آنان از قریشند» (39) حاکم به سند خود از مسروق نقل کرده است که او گفت:«ما نزد عبد الله نشسته بودیم مردی از او سؤالی کرد،او گفت:ای ابو عبد الرحمان!آیا از پیامبر خدا پرسیدید که چند خلیفه بر این امت حکومت می کنند؟عبد الله گفت:کسی پیش از این از زمانی که به عراق آمده ام از من راجع به این موضوع نپرسیده است.گفت:پرسیدیم و آن حضرت فرمود:دوازده تن به تعداد نقبای بنی اسرائیل (40) .

امام احمد از ابو بکر روایت کرده است که او گفت:«ای سعد!تو نشسته بودی من خوب فهمیدم که پیغمبر فرمود:قریش فرمانروایان این حکومتند،بهترین مردم پیرو خوبان و بدانشان پیرو بدان قریشند...» (41) .

واضح است که مقصود حدیث اول،دوره خلافت نیست،زیرا قریش به هنگام خلافت به دو گروه مسلمان و کافر تقسیم نمی شدند،بلکه همگی اقرار به اسلام داشتند.ظاهرا حدیث در ایامی صدور یافته است که اکثریت قریش مشرک بودند،و این حدیث از اثر پذیری قبایل عرب از موضع قریش در اسلام سخن می گوید.زیرا بیشتر قبیله های عرب هنگامی که قریش با اسلام در حال جنگ بود موضع ضد اسلامی داشتند و آن گاه که قریش اسلام آورد مردم عرب هم دسته دسته وارد دین خدا شدند.پس،پیامبر (ص) در این حدیث در حال ابلاغ یک حکم شرعی و یا صدور فرمانی به مسلمانان نبوده است،بلکه از امری که اتفاق افتاده سخن می گوید که آن عبارت است از نفوذ قریش و تاثیر پذیری بقیه قبایل از موضعگیری آنها.

حدیث دوم نیز مثل حدیث اول از خلافت و از کسی که شایستگی خلافت دارد سخن نمی گوید،بلکه این حدیث از وضع موجود آن روز خبر می دهد،زیرا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه