امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 149

صفحه 149

بدین گونه،اصحاب عالیقدر در مدت خلافتش زیر نظر وی در مدینه ماندند.

سیاست عمر نسبت به خاندان پیامبر (ص)

اما سیاستش نسبت به اهل بیت ترکیبی بود از محبت،بزرگداشت و ترس و احتیاط.او هیچ فردی از هاشمیان را به عنوان استاندار و فرماندار تعیین نکرد،ولی بی مهری موجود میان علی (ع) و او که پس از رحلت پیامبر (ص) شروع شده در طول دوران خلافت ابو بکر ادامه یافته بود،به دوستی مبدل شد و در طول سالیان خلافت عمر دلایل این دوستی به ثبوت رسید.عمر پیوسته در مشکلات و گرفتاریها به علی مراجعه می کرد و از علی (ع) رای استوار و حل مشکلات را به دست می آورد.به عمر،خبر رسید که ایرانیان چندین برابر ارتش مسلمانان را بسیج کرده اند.او تصمیم گرفت تا شخصا به منظور تقویت روحیه ارتش اسلامی در جنگ با ایرانیان شرکت کند هنگامی که عمر با امام در آن باره مشورت کرد،امام او را نهی فرمود و صمیمانه وی را طی بیاناتی

نصیحت فرمود که ما-به خاطر جاودانگی محتوا و صداقت آن در همه زمانها-به طور کامل در زیر نقل می کنیم.

علی (ع) به او گفت (1) :«یاری کردن و خوار گذاشتن این دین به انبوهی و کمی لشکر نبوده است.این دین،دین خداست و خدا آن را پشتیبانی فرموده است،لشکر خداست که او آن را آماده و بسیج کرده است،تا این که به مرتبه ای رسیده است که باید می رسید و درخشیده است آن طور که باید می درخشید و ما منتظر وعده الهی هستیم (2) ،و خداوند وفا کننده وعده خود و یاری کننده سپاه خویش است.[سپس نظر خود را در مورد نهی خلیفه از رفتن به جنگ چنین ابراز فرمود.]وضع زمامدار دینی و رهبر مملکت مانند رشته مهره هاست که آنها را جمع کرده،به هم می پیوندد،پس اگر رشته پاره شود مهره ها از هم بپاشند،و هرگز همه آنها گرد نیایند،اگر چه امروز عرب اندک است و لیکن به خاطر ایمان به اسلام زیاد است و به جهت اجتماع و اتحاد خود پیروز.پس،تو چون قطب آسیا ثابت بمان و سنگ آسیای جنگ را به وسیله مردم عرب بگردان و آنان را وارد شعله جنگ کن و از رفتن خودداری ورز،زیرا اگر تو از این سرزمین بیرون شوی عرب از اطراف،عهد و پیمان با تو را می شکند فساد و شرارت بپا می کند و کار به جایی می رسد که حفظ و حراست مرزهایی که پشت سر گذاشته ای نزد تو از رفتن به جنگ مهمتر می گردد.

[و آن گاه افزود]اگر ایرانیان تو را ببینند خواهند گفت:این پیشوای عرب است در صورتی که او را از میان بردارید آسوده خواهید شد این تفکر حرص ایشان را بر تو و

علاقه شان را به نابودی تو شدیدتر و بیشتر خواهد ساخت.اما آنچه راجع به آمدن ایرانیان به جنگ با مسلمانان یادآور شدی،پس خداوند بزرگ از آمدن ایشان بیشتر از تو کراهت دارد و او تواناتر است به دفع آنچه نمی پسندد.راجع به زیادی نفرات آنان ما پیش از این[زمان پیامبر (ص) ]با کثرت لشکر جنگ نمی کردیم بلکه به کمک و یاری خداوند دست به نبرد می زدیم (3) .

اعجاب عمر نسبت به دانش علی (ع)

عمر سخت از فقاهت و دانش علی (ع) در اعجاب بود،و این سخن وی دلیل بر آن است:«با حضور علی در مسجد،نبایستی کسی فتوا بدهد.»همواره خلیفه در مسائل فقهی دچار اشتباههایی می شد که علی (ع) او را به راه صواب برمی گرداند.او چندین بار گفت:«اگر علی نبود،عمر هلاک می شد.»عمر خود از نیاز مبرمش به علم علی (ع) در مواردی از مشکلات که پیش آمده با این عبارت پرده برداشته است:«مشکلی برایم نماند که ابو الحسن (علی ع) آن را نگشاید.»

از جمله مطالبی که نقل می شود این است که زنی را نزد عمر آوردند،با این که او همسر داشت مردم وی را-به دلیل این که فرزند ششماهه زاییده بود-متهم به زنا کرده بودند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه