امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 151

صفحه 151

«اگر من جریان کار را پیش بینی می کردم آنچه را که در پایان کار دیدم،قربانی نمی کردم و آن را عمره قرار می دادم.پس،اکنون هر کدام از شما قربانی به همراه ندارد باید از احرام خود بیرون بیاید و آن را عمره قرار دهد.پس سراقه بن مالک بن جشم از جا برخاست و عرض کرد یا رسول الله فقط امسال یا همیشه؟پیامبر خدا (ص) انگشتانش را در یکدیگر کرد،و فرمود: عمره،این چنین داخل در حج است (دوبار این عبارت را تکرار کرد) .نه بلکه برای همه زمانها» (7) .

بدین گونه استبداد رای خلیفه و تندروی در اجتهادش بر خلاف دستور پیامبر (ص) به حج تمتع و جواز ازدواج به مدت محدود (متعه) ،او را به نهی از حج تمتع،و جواز قتل مرتکب متعه زنان به مدت معین،کشاند.از کسی با چنین استبداد رای،هرگز انتظار نمی رفت که در تمام مشکلات با علی مشورت کند و یا همه نظرات او را بپذیرد.با همه اینها،در هر حال،عمر، برای مشورت و حل مشکلات خود،علی را دانشمندترین و لایق ترین صحابه می دید.

علی رغم روابط خوب میان امام (ع) و خلیفه دوم تا آن جا که منجر به وصلت میان آن دو شد (عمر با ام کلثوم،دختر علی ازدواج کرد) ،تاریخ از هیچ مشاجره ای بدان اندازه که میان این دو شخص،در روزگار خلافت ابو بکر روی داده است،سخن نمی گوید.آری،عمر در این مورد چندین بار با ابن عباس صحبت می کند.و خلیفه در بیشتر این گفتگوها آنچه را اتفاق افتاده بود مقرون به صواب می بیند!

مشاجره عمر با ابن عباس

روزی به ابن عباس گفت: (ما این

مطلب و آنچه را می آید،در فصل پانزدهم آورده ایم) «چون قریش نمی خواست که نبوت و خلافت هر دو در شما جمع باشد،مردم را به سمت خود کشاند و به افراد قبیله خود نظر کرد و از میان آنان برگزید و در انتخاب خود ثابت ماند و کار درستی کرد.»ابن عباس در جواب او گفت:«اما این که گفتی قریش نخواست (نبوت با خلافت جمع گردد) ،خداوند قومی را که ناخوش دارد توصیف کرده و فرموده است:

«چون ایشان دستوری را که خداوند مقرر فرموده بود خوش نداشتند،اعمالشان تباه شد».اما این که گفتی:قریش برای خود خلیفه برگزید و کاری درست و بجا کرد،و موفق شد.اگر هنگامی که خداوند برای قریش خلیفه برگزید،قریش نیز برای خود همان خلیفه را انتخاب می کرد البته،بی چون و چرا و حسادت،حق با آنان می بود...» (8) .

در مشاجره دیگری عمر به ابن عباس گفت:

«براستی که پیامبر خدا (ص) سخنان بلندی (مدایح عالی در شان علی) دارد که هیچ دلیلی یارای مقابله با آن را ندارد و هیچ بهانه ای را پذیرا نیست...او در بستر بیماریش خواست تا به نام بیان کند،ولی من به دلیل محبت و علاقه به اسلام مانع آن شدم!نه،سوگند به پروردگار این بنا (کعبه) هرگز قریش گرد او نمی آمد.و اگر آن را (خلافت را) بر عهده می گرفت،از تمام اطراف،عرب بر او می شوریدند...» (9) .

از ابو جعفر محمد بن حبیب نقل شده است که ابن عباس روایت کرده است،که عمر به او گفت:«ای پسر عباس!براستی این مرد خود را در راه عبادت به زحمت انداخته است بحدی که خود را از روی ریا رنجور کرده است.ابن عباس گفت:آن مرد کیست؟عمر جواب داد:این پسر عمویت (یعنی علی (ع) )

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه