امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 167

صفحه 167

بر فرض که بیعت مسلمانان به خلیفه این حق را بدهد که از طرف ایشان انتخاب کند و آزادیهای آنان را محدود کند و آنان را از حقوق خود محروم سازد،ولی به خلیفه حق کشتن

بزرگان صحابی را که بشارت به بهشت داده شده اند-به مجرد مخالفت فکری با وی-نمی دهد چگونه ممکن است مسلمانان به خلیفه امری را واگذارند که نه حق اوست و نه از حقوق ایشان محسوب می شود؟

پس مسلمانان،چه بتنهایی و چه دسته جمعی حق ندارند،فردی را که خداوند قتل او را حرام دانسته است به قتل برسانند.بیعت خلافت،بی قید و شرط نیست،بلکه مشروط است به رفتار به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) .کتاب خدا و سنت پیامبرش کشتن افراد مؤمن را حرام می دانند.

رؤیاهای خلیفه و عبد الرحمان

(7) براستی که این رویدادی شگفت انگیز است که عمر-در حال بیهوشی-در رؤیا می بیند که مردی وارد باغی شده است و شروع به چیدن هر میوه تازه و رسیده می کند و آنها را نزد خود گرد می آورد و در زیر خود قرار می دهد.عبد الرحمان-در حالی که قصد بیت سرنوشت خلافت را دارد-در خواب باغ سر سبز پر علفی را مشاهده می کند.شتر نری وارد آن می شود که زیباتر از آن ندیده است و از کنار او چون تیری عبور می کند بدون این که به چیزی متمایل شود و پشت سر او دو شتر حرکت می کنند بدون این که چیزی از باغ بخورند و به دنبال آن دو،شتر چهارمی وارد می شود که میان باغ به چریدن و نشخوار کردن مشغول می شود.

هر یک از دو بیننده رؤیا از خواب خود دانستند که خلیفه آینده،از اسراف در اموال مسلمانان خودداری نخواهد کرد،و وی هر میوه تر و تازه و رسیده را خواهد چید،و در آن (بیت المال) فرو خواهد افتاد و خواهد چرید و نشخوار خواهد کرد.پس،سزاواربود که آن بینندگان رؤیا در رؤیای خود،هشداری هم نسبت به پیشامد مسامحه و سهل انگاری نسبت به این جریان مشاهده

کنند،و ببینند که وظیفه آنان است تا احتیاطهای لازم را به کار برند تا کسی که گمان می رود از اسراف در اموال مسلمانان خودداری نکند،به منصب خلافت دست نیابد،و منطق اقتضا می کرد،هر کدام از بینندگان رؤیا شخصی را برای خلافت برگزیند که می داند آن کس در اموال مسلمانان اسراف نمی کند و در مسائل مادی پارساست.گزینش فردی از این دست،بالاترین احتیاطی بود که می توانست جلو به خلافت رسیدن کسی را که میوه تازه و رسیده را می چیند و تمام باغ را می بلعد،بگیرد.و لیکن بینندگان رؤیا جریانی را پیش گرفتند که باعث دور کردن شخص پارسای خوددار از اسراف شد،و موجب شد تا کسی به لافت برسد که انتظار می رفت میوه چین و پر خور است.

البته عمر،نظر خود را درباره علی اظهار داشت و بارها گفت:که اگر علی زمام امور مسلمانان را عهده دار شود،ایشان را به جانب حق سوق خواهد داد و یا به راه راست هدایت خواهد کرد.و تاریخ حکایت می کند که عمر به عثمان گفت گویا می بینم که من تو را بر قریش به خاطر علاقه آنان امیر و فرمانروا کردم و تو امویان و بنی ابی معیط را به گردن عرب سوار کرده ای و دست ایشان را در اموال و اراضی مسلمانان باز گذارده ای،در نتیجه،دسته ای از گرگان عرب به تو حمله کرده،تو را در بسترت بسختی خواهند درید...»

روش علی (ع) در روزگار پیامبر و در دوران شیخین برای هر کسی که او را می شناخت،اثبات می کرد که فردی پارسا و عابد است که برای امور مادی ارزشی قایل نیست،در حالی که برخی از بزرگان صحابه به کسب مال و کامیابی پرداخته بودند،و ثروت بعضی از آنان به صدها

هزار و یا به میلیونها رسیده بود.یکی از آنان عبد الرحمان بن عوف بود.اما علی (ع) همان گونه که پیش از فتوحات زندگی می کرد،پس از فتوحات اسلام نیز همان زندگی را داشت که بسختی و ضیق معیشت نزدیکتر بود تا رفاه و آسایش.او نه سوداگری کرد و نه گشاده دستی.او تنها به مقرری بیت المال اکتفاکرده،زندگی می کرد و خانواده اش را می چرخاند و از مازاد آن زمینی در«ینبع خریداری کرد،و دیگر چیزی بر آن نیفزود (14) .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه