امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 168

صفحه 168

اگر نظر خلیفه در آستانه مرگ درباره آن دو مرد،چنین است (دو مردی که صادقانه می پنداشت هرگز پس از وی کسی-جز یکی از آن دو نفر-به خلافت نخواهد رسید) سزاوار بود که رؤیای خود را بنابر احتیاط بر جانشین قرار دادن علی (ع) حمل می کرد،و یا حداقل شورا را به صورتی تشکیل می داد که کفه علی (ع) بطور قطع،بر کسی که نسبت به او احتمال سهل انگاری در اموال مسلمانان می رفت،بچربد.عبد الرحمان بن عوف،در مورد سختگیری علی نسبت به خویشتن و اجتناب وی از اسراف در اموال مسلمانان،بی اطلاع نبود.صاحبان رؤیاها،هشدار را درک نکردند و تصمیماتی گرفتند که خلافت را از فرد پرهیزگار دور ساخت و دستیابی آن را برای فردی سهل انگار تضمین کرد.پس به جای این که آن هشدار انگیزه کوشش بینندگان رؤیاها به دوری از خطر شود،دستیابی به خطر را آسان ساخت.

شرط عبد الرحمان

(8) شرطی که عبد الرحمان در بیعت خود به علی و عثمان عرضه کرد که خلیفه جدید مطابق روش شیخین عمل کند،شرطی زاید بود و هیچ گونه دلیل موجهی نداشت.بر هر خلیفه ای لازم بود که برابر کتاب خدا و سنت پیامبرش رفتار کند.هر گاه خلیفه جدید به قوانین اسلام

داناتر از کسی باشد که پیش از او بوده است و در روش خلیفه پیش از خود خطایی مشاهده کند،پیروی از او برایش حرام خواهد بود.اگر رفتار شیخین را در برابر کتاب خدا و سنت پیامبرش قرار دهد خطای بزرگی مرتکب شده است.البته کتاب خدا خطا پذیر نیست و رسول خدا (ص) در تبلیغ خطا نمی کند و بنابراین پیروی از کتاب خدا و تعلیمات پیامبر (ص) واجب و لازم است.اما شیخین مانند سایرمسلمانان زبده در معرض ارتکاب خطا هستند،پس نه تنها قرار دادن روش ایشان در کنار کتاب و سنت کاری موجه و پذیرفتنی نیست بلکه شاید بدعتگذاری در دین باشد.

در فصل شانزدهم یادآور شدیم که اگر خلافت بر مبنای پیمانی از جانب رسول خدا بر مبنای وحی نازل شده برابر نمی بود و به دست انتخاب توده مردم و یا با گزینش اقلیت با فضیلتی مانند صحابه قرار می گرفت،ممکن بود قانونی و مشروع باشد.با همه اینها،علی رغم مشروعیتش خالی از بعضی جنبه های منفی نیست از آن جمله:

البته رفتار و گفتار خلیفه انتخاب شده،به صورت قوانین شرعی،مقدس نمی گردد زیرا،او پیش از انتخاب شدن مانند دیگر مسلمانان پاک،گفتار و رفتارش در معرض لغزش و خطا بوده است و پس از انتخاب نیز به همان وضع باقی است،زیرا انتخاب،شخصیت او را عوض نمی کند و اگر ناآگاه باشد،او را عالم و دانا نمی سازد و اگر از بینش محدودی برخوردار باشد، علم او را کامل نمی کند و نهایت چیزی که برای چنین خلیفه ای انتظار می رود این است که مجتهدی چون دیگر مجتهدان باشد.پس لازم نیست که مجتهد دیگری با وی موافقت کند. برای نامجتهدان نیز جایز است تا از مجتهد دیگری غیر از

او تقلید کنند.

در این فصل یادآور شدیم خلافتی که با تعیین خدا و رسول خدا فراهم آید از این جنبه منفی بر کنار است،توضیح این که وقتی پیامبر نسبت به خلافت شخص معینی،به استناد وحی، سفارش می کند بر تمام مسلمانان واجب است تا از آن شخص مورد سفارش،در گفتار و رفتار، پیروی کنند،زیرا مخالفت ایشان با وی مخالفت با شخص پیامبر (ص) خواهد بود.

شیخین با توصیه و پیمانی از جانب خدا و پیامبرش به خلافت نرسیدند،زیرا خلافت خلیفه اول با انتخاب اصحاب،و خلافت خلیفه دوم با تعیین خلیفه اول که خود انتخابی بوده و نیز با بیعت مردم،انجام شد.پس،آن دو خلیفه فراتر از این نمی باشند که مجتهدند که هم امکان صواب و هم خطا در نظر آنان راه دارد.بنابراین،بر خلیفه پس از آن دو واجب نیست تا از روش ایشان پیروی کند،بخصوص اگر فردی مانند علی بن ابی طالب باشد که داناتر از آنان است.از این گذشته خود خلیفه دوم با خلیفه اول در همه مسایل اتفاق نظر نداشت و در تمام روش و رفتارش از او پیروی نکرد و در مواردی از جمله در نظام تقسیم اموال مسلمانان با او مخالف بود،زیرا ابو بکر به پیروی از پیامبر آن اموال را یکسان تقسیم می کرد،و عمر،بر مبنای سابقه و جهاد ایشان میان آنان امتیاز قائل می شد.پس در حالی که روش آن دو خلیفه با هم تناقض و اختلاف داشت،برای خلیفه پس از ایشان-اگر هم می خواست-محال بود،برابر روش آن دو رفتار کند.

پس،این که عبد الرحمان از خلیفه جدید می خواهد تا به روش شیخین رفتار کند،زیاده طلبی در شریعت و وارد ساختن چیزی در دین است که از دین نبوده است.با این همه،این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه