امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 181

صفحه 181

پس از بیعت با عثمان،بنی امیه در خانه او اجتماع کردند.ابو سفیان (در آن هنگام چشمانش را از دست داده بود) رو به بنی امیه کرد و گفت:آیا بیگانه ای میان شماست؟گفتند:نه!گفت: «ای فرزندان امیه!خلافت را چون گویی از دست بنی هاشم بربایید.قسم به آن که ابو سفیان به او سوگند می خورد،نه عذابی،نه حسابی و نه بهشت و جهنمی در کار است و نه رستاخیز و قیامتی (9) .خلیفه سوم او را از گفتن این حرفها بازداشت،و لیکن منع خلیفه باعث خودداری

ابو سفیان نشد.آنگاه ابو سفیان همراه مردی راه افتاد تا او را به قبر حمزه،عموی پیامبر (ص) و سید الشهدا برساند تا عقده دلش را خالی کند.هنگامی که کنار قبر ایستاد،رو به حمزه کرد و گفت:«ای ابو عماره!حکومتی که با ضرب شمشیر به دست آوردیم،امروز بازیچه دست غلامان ما شده است .آن گاه به قبر حمزه لگد زد (10) .

مقصود ابو سفیان این بود که بنی امیه با محمد (ص) و خاندان او،برای سلطنت و کومت شمشیر کشیدند و مبارزه کردند (نه برای دین) و اینک آن حکومت در دست بنی امیه است و آل محمد (ص) از آن محرومند.این سخنان اگر بیانگر حقایق روشنی نبود،مفهوم زیادی را نمی رساند.چندان نگذشت که این گفته ها جامه عمل به خود پوشید.اعضای خاندان امیه از خوش قلبی خلیفه ساده لوح و علاقه زیادش به بنی امیه بهره برداری کردند،و در خلال سالهای خلافت عثمان،بر دو عنصر نیرومند دولت او تسلط یافتند:حکومت بر شهرهای اسلامی و اموال خزانه دولت.

وزنه قدرت دولت اسلامی و سرمایه آن در سه ناحیه:سوریه،عراق و مصر،متمرکز بود. حکومت این نواحی مهم در خلال سالهای اول خلافت عثمان به دست بنی امیه افتاد.

معاویه در شام

در فصل نوزدهم گفتیم که عمر معاویه را به فرمانداری شام تعیین کرد،و بعد اردن نیز ضمیمه شام شد.عمر،عمر بن سعد انصاری را والی حمص و قنسرین،و عبد الرحمان بن علقمه را والی فلسطین کرده بود،عمر از دنیا رفت،ولی این دو نفر در مقام خود ماندند.عبد الرحمان بن علقمه که مرد،عثمان،فلسطین را هم به قلمرو معاویه افزود (11) .عمر بن سعد مریض شد و استعفا کرد و به مدینه برگشت،خلیفه آنگاه حمص و قنسرین را نیز ضمیمه قلمرو معاویه

ساخت.بدین گونه،معاویه،در خلال دو سال اول خلافت پسر عمویش عثمان،حاکم بر تمام سرزمینی شد که امروز آن را به نام سوریه بزرگ می شناسیم.

نفوذ معاویه در ایام خلافت عمر رو به گسترش نهاد و لیکن در منطقه ای محدود بود و تحت مراقبت شدید عمر قرار داشت،ولی قلمرو نفوذ او در خلال دو سال خلافت خویشاوندش چند برابر شد و دارای نفوذی بی قید و شرط شد که هیچ گونه مراقبتی در کار او نمی شد.چند سالی نگذشته بود که شام دولتی مستقل در شمار دولت اسلامی شد و معاویه خطرناکترین حاکم اسلامی گردید!و در خلال چند سال این امکان را یافت که در هر میدان جنگی که می خواست حدود یک صد هزار سرباز وارد کند.لازم به یادآوری است که معاویه از پدرش ابو سفیان دیندارتر نبود.

عبد الله بن ابی سرح در مصر

هنگامی که عمر از دنیا رفت،عمرو بن عاص والی مصر بود،اما پیش از پایان دوران دو ساله فرمانداریش،عثمان او را بر کنار کرد و برادر رضاعی خود عبد الله بن سعد بن ابی سرح را به استانداری آن جا تعیین کرد،تا وقتی که خلافت عثمان ادامه داشت،او نیز به حکومت مصر ادامه داد.بگذریم که این سعد در زمان پیامبر اسلام آورد و بعد مرتد شد و قرآن را مسخره می کرد و می گفت بزودی مانند آنچه را که خدا نازل کرده است من هم نازل خواهم کرد.ابن هشام نقل کرده است که همین عبد الله اسلام آورده بود و کاتب وحی پیامبر (ص) بود،دوباره مشرک شد و به میان قریش بازگشت.هنگامی که پیامبر (ص) مکه را فتح کرد دستور داد عبد الله را-اگر زیر پرده کعبه هم بود،پیدا کنند و به قتل برسانند،عبد الله به عثمان بن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه