امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 193

صفحه 193

شروع مخالفت در کوفه

آغاز جرقه مخالفت از خارج مدینه در میان قبایلی پیدا شد که بیشتر از مردم یمن و مقیم کوفه بودند.تاریخ نویسان نقل می کنند که شروع مخالفت در زمان سعید بن عاص بود (آن کسی که به جانشینی ولید بن عقبه ابن ابی معیط والی کوفه،شد) در جریانی که در محل اقامت والی و در حضور او پیش آمد.مورخان در تفصیل جریان،اختلاف نظر دارند.

در روایتی آمده است که جمعی از قاریان و بزرگان کوفه در مجلس سعید،سخن از نواحی کوفه (باغهایش) به میان آوردند.رئیس شهربانی او عبد الرحمان بن خنیس اسدی گفت:البته من مایل بودم که آنها از آن امیر باشند و براستی که برای شما بهتر بود.آن گاه،مالک اشتر گفت:به خدا قسم اگر او چنان میلی هم داشته باشد،از انجام آن ناتوان خواهد بود.سعید خشمگین شد و گفت:باغهای اطراف کوفه از آن قریش است.اشتر به او گفت:آیا تو مراکز سر نیزه های ما و آنچه را که خداوند ملک عموم ما قرار داده است باغ خود و فامیل خودت می دانی؟دیگران

هم حرف زدند.عبد الرحمان اسدی گفت:چطور جرات می کنید در مقابل حرف امیر،حرف می زنید؟و با آنها درشتی کرد.سپس،اشتر گفت:این مرد کیست؟مبادا از دست شما فرار کند.بر او شوریدند و سخت او را لگد کوب کردند بحدی که بی هوش افتاد و بعد از پایش گرفتند و به یک سو کشیدند.پس از آن که آب به رویش پاشیدند به هوش آمد و به امیر گفت:کسی را که تو تعیین کرده بودی مرا به قتل رساند.سعید گفت:شب،کسی پیش من نماند،[همه را از اقامتگاه خود بیرون کرد] (37) .

روایت دیگری می گوید:که مردم در مجلس سعید از سخاوت طلحه بن عبید الله سخن گفتند، سعید گفت:هر کسی هم که ثروت طلحه و املاک او را داشته باشد شایستگی بخشندگی خواهد داشت.اگر آنچه طلحه داشت من می داشتم،برای شما زندگی خوشی فراهم می کردم. پس آن نوجوان اسدی گفت:دوست داشتم که این کرانه رود (آنچه از باغها و بوستانهای ساحل فرات از آن پادشاهان کسری بود) مال تو باشد.آنها گفتند:خدا دهانت را بشکند.به خدا سوگند که تو را از پا در می آوریم،پدرش در جواب آنان گفت:او نوجوان است بر او خرده نگیرید.گفتند:آخر او آرزو می کند تا املاک ما در خارج شهر از آن سعید باشد؟پس به آن نوجوان حمله کردند پدرش خواست از او دفاع کند;هر دوی آنها را کتک زدند تا هر دو بی هوش افتادند.بنی اسد اطلاع یافتند و کاخ را محاصره کردند و سعید ایشان را برگرداند.به هر حال،هر دو روایت یادآوری می کنند که اشتر و دیگر افرادی که با او بودند از امیر کوفه فاصله گرفتند و زبان به انتقاد از سعید و خلیفه گشودند.این بود سر آغاز مخالفت در کوفه.

چه این روایت درست باشد یا

آن،این داستان دلیل بر این است که در آن برهه از زمان،مردم،از قریش و بزرگان ایشان و ادعاهای گسترده و چپاولگریها و دست درازیهایشان بر اموال مسلمانان سخت ناراحت بودند.

بعلاوه،من اعتقاد دارم که این جریان هر چند علت عمده بروز مخالفت است اما تنها دلیل و یا نخستین علت نیست بدون تردید مخالفت عبد الله بن مسعود و سخنرانیهایی که در آنها از سیاست عثمان و استاندارانش انتقاد می کرد،از جمله دلایل باز شدن چشم و گوش مردم کوفه به معایب تشکیلات حاکم بود.آنچه برای ابوذر از تبعید و نفی بلد اتفاق افتاد نیز از جمله وسایل شکل گیری فکر مخالفت بود.در پیش گذشت که مالک اشتر و دیگران در کاروان ابن مسعود بودند که عهده دار دفن این صحابی مظلوم شدند.و آنچه برای ابن مسعود،همان صحابی بزرگی که مردم کوفه کاملا او را می شناختند،پیش آمد،که به هنگام بازگشت به مدینه کتک خورد و از مسجد به بیرون انداخته شد،علت دیگری برای مخالفت بود.جسارت عثمان نسبت به عمار بن یاسر که در زمان عمر،والی کوفه بود و مردم کوفه او را به عنوان الگوی نیکی،پارسایی و درستی می شناختندعلت دیگری برای این مخالفت بود.همه این ها اوجگیری مخالفت افراد صالح کوفه را به همراه داشت،پیامدی قابل پیش بینی بود که در هر فرصتی انتظار ظهور و بروز آن می رفت،تا این که در جریان سعید چنین فرصتی دست داد.

مخالفان تبعید می شوند

مخالفت در کوفه به همان نحو مطرح شد که نسبت به ابوذر در مدینه انجام گرفته بود.تبعید از محل زندگی یک نوع مجازات تقلیدی برای مخالفان دستگاه حاکم به شمار آمد.تبعید شدگان سیاسی به جانب شام رهسپار می شدند تا از آنان به دست معاویه-نیرومندترین مرد حکومت-انتقام گرفته شود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه