- سخنی راجع به کتاب امیر المؤمنین و ترجمه آن 1
- مقدمه مترجم 5
- شمه ای از زندگی مؤلف کتاب امیر المؤمنین (ع) 7
- پیشگفتار 9
- جایگاه خاندان پیامبر (ص) در پیوند با پیامبر (ص) 12
- بخش اول: امام (ع) در دوران نبوت 12
- فصل اول 12
- آیا این بزرگداشت به خاطر خویشاوندی بود؟ 14
- تمام بنی هاشم از خاندان پیامبر (ص) نیستند 15
- تاریخ زندگی آنان گواه بر بلندی مقام آنهاست 16
- شهادت پیامبر (ص) بر فضیلت آنان 16
- چرا کسی همانند آنان در سایر خاندانها نبود؟ 18
- پی نوشتها 20
- فصل دوم 23
- چه کسانی اهل بیت پیامبرند؟ 23
- احادیث بیانگر اوصاف[اهل البیت] 24
- چگونه همه دانستنیهای آنان یقینی است؟ 25
- چگونه گروهی را مشخص کنیم؟ 26
- احادیث تسمیه 26
- دارندگان نقش اساسی 29
- فصل سوم 29
- نقش خاندان هاشم 30
- نقش قبایل اوس و خزرج 31
- ابو طالب 31
- اسلام ابو طالب 32
- احادیث با تاریخ نزول آیه هماهنگ نیست 33
- تمام مسلمانان مدیون ابو طالبند 35
- آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟ 36
- علی صاحب نقش اصلی 36
- دو افتخار ویژه 37
- شجاعتی فوق العاده،که بر پایه اخلاصی بی نظیر استوار بود 38
- زادگاه و تربیت علی (ع) 38
- از آغاز کودکی برای هر کار طاقت فرسا آماده بود 38
- در علی گنج پر بهایش را یافت 39
- پی نوشتها 40
- فصل چهارم 42
- نخستین مسلمان 42
- شهرت (مستفیض بودن) حدیثی که گذشت 43
- کودکی که برتر از مردان بود 44
- برادر و وزیر 45
- فصل پنجم 45
- اصول تازه احتیاج به نیروی پشتیبان دارد 46
- برخی خویشاوندان بر برخی دیگر مقدمند 46
- نخستین انجمن اسلامی 47
- باید آخرین رسالت پیروز گردد 47
- احادیثی که رویدادهای دیگری را با آیه مربوط می کند 48
- تناقضی روشن 48
- هدف پیامبر چه بود؟ 49
- پیامبر از روش موسی پیروی می کند 50
- چگونه پیامبر این پیمان را با خود بست؟ 50
- وزارت،فداکاری و سازندگی 51
- نتیجه مشورت در خانه پیامبر (ص) 52
- فصل ششم 54
- سومین مساله مهم 55
- جان نثار و مورد اعتماد پیامبر (ص) 55
- چرا پیامبر علی را برای فدا شدن انتخاب کرد؟ 56
- خبری که خود یک معجزه بود 57
- هدف از تکلیف ادای امانتها 57
- علی (ع) به شهادت علاقه مندتر بود تا زندگی 58
- تاریخ زندگی علی سرشار از فداکاری است 58
- نقش علی (ع) در ایجاد دولت اسلامی 60
- فصل هفتم 60
- رسالت و نیروی مخالف آن 61
- کمیت و کیفیت مسلمانان 61
- فصل هشتم 63
- در جنگ بدر 63
- فصل نهم 65
- در احد 65
- عناصر دفاع در این کارزار 66
- علی و پرچمداران 66
- شکست پس از پیروزی 67
- چه کسی با پیامبر پایدار ماند؟ 67
- پایداری علی با پیامبر (ص) 68
- نتیجه جنگ 69
- در جنگ احزاب 71
- فصل دهم 71
- بنی قریظه پیمان شکنی می کنند 72
- بت پرستان از حالت محاصره به تهاجم تغییر جهت می دهند 72
- علی خطر جدید را تحمل می کند و بعد آن را از بین می برد 73
- عمرو بن عبدود 73
- از جمله مؤمنان کسانی بودند که توکل به خدا اراده آنان را قویتر کرد 73
- نعره کشیدن و سپس فرود آمدن از مرکب 74
- عناصر دفاعی اسلام 74
- جنگ خندق و جنگ اخیر[کانال سوئز] 76
- در خیبر 77
- فصل یازدهم 77
- جنگ خیبر جنگ مذهبی نبود 78
- عناصر دفاع اسلامی 79
- صاحب نقش اصلی 80
- شهادت پیامبر (ص) درباره علی (ع) 80
- دو معجزه ای که بروز کرد 82
- تنها راه حل قطعی 82
- حدیث مرغ بریان 83
- خدا و پیامبرش علی را دوست می دارند 83
- فصل دوازدهم 85
- پیامبر، برادریش را با علی به مسلمانان اعلان می فرماید 85
- مقصود از برادری میان پیامبر و علی چیست؟ 87
- همسر بانوی زنان 88
- خانواده ای که خداوند فضیلتش را ستوده است 89
- جایگاه علی در قرآن در رابطه با پیامبر (ص) 91
- فصل سیزدهم 91
- بحث و گفتگوی میان امام رضا (ع) و مامون 92
- فصل چهاردهم 94
- زمامدار مسلمانان پس از پیامبر (ص) 94
- ایمنی از گمراهی برای امت و حدیث ثقلین 95
- روایتی را که ابن هشام نقل کرده است 96
- چرا پیامبر (ص) با نوشته،به همان صراحت گفتار، (خلافت علی) را مسجل نکر د؟ 97
- فرد شایسته رهبری در خاندان پیامبر (ص) 97
- فصل پانزدهم 98
- تصمیم پیامبر (ص) اجرا نشد 98
- وصیتنامه مکتوب در مورد کارهای مهم ضروری است 99
- ابو بکر وصیتنامه کتبی از خود به جا می گذارد 100
- گفتگوی عبد الله بن عمر با پدرش 100
- آگاهی پیامبر (ص) نسبت به خطرهای آینده،وصیتنامه کتبی را ضرورت می بخشد 100
- پیامبر (ص) هر وقت مدینه را ترک می کرد،جانشین می گذاشت 101
- پیامبر خواست وصیتی بنویسد ولی مانع شدند 102
- این حادثه عجیب پرسشهایی را برمی انگیزد 103
- این مخالفت به دلیل کم کردن زحمت پیامبر نبود 104
- پیامبر می خواست درباره چه چیز وصیت کند؟ 105
- پیامبر قصد داشت که برای امت امامی تعیین کند 106
- آن رهبر مورد نظر کیست؟ 106
- آیا مقصود علی بود؟ 106
- عمر خود علت مخالفتش را توضیح می دهد 107
- این عوامل باعث جواز مخالفت با پیامبر نمی شود 109
- چه عاملی این صحابی بزرگ را به مخالفت با پیامبر (ص) کشاند؟ 110
- چرا پیامبر (ص) با وجود مخالفت وصیت خود را ننوشت؟ 115
- پشتوانه ای در مقابل اختلافهای سیاسی و قبیله ای 116
- چگونه وصیت پیامبر (ص) باعث ایمنی از گمراهی است؟ 116
- پشتوانه ای بر ضد گرایشهای مختلف 117
- پی نوشتها 119
- فصل شانزدهم 123
- بخش دوم: امام (علی ع) در دوران خلفای سه گانه 123
- خلافت ابی بکر 123
- احادیثی که با این حدیث هماهنگ نیستند 126
- آیا پیامبر مایل بود که ابو بکر را جانشین خود قرار دهد؟ 128
- آیا آن بیعت،قانونی و مشروع بوده است؟ 130
- قریش و امامت 132
- پی نوشتها 137
- موضع علی (ع) نسبت به بیعت 141
- فصل هفدهم 141
- فصل هجدهم 144
- ابو بکر،عمر را جانشین خود قرار می دهد 145
- فصل نوزدهم 147
- در عهد عمر 147
- سیاست خارجی 147
- سیاست عمر در مورد اصحاب 148
- سیاست عمر در مورد خانواده خود 148
- سیاست داخلی 148
- سیاست عمر در مورد توده مسلمانان 148
- اعجاب عمر نسبت به دانش علی (ع) 149
- سیاست عمر نسبت به خاندان پیامبر (ص) 149
- مشاجره عمر با ابن عباس 151
- ابعاد مختلف سیاست عمر 152
- نفوذ عمر در زمان ابو بکر 152
- در دوران پیامبر (ص) 153
- تاثیر سیاست عمر در آینده سیاسی اسلام 153
- برتری دادن در پرداخت مقرری 153
- طبقه ممتاز 154
- عمر کانونهای قدرت را به دست آزمندان می سپارد 155
- گماردن بنی امیه 155
- ظهور معاویه در روزگار عمر 156
- معنی سخنان پیامبر (ص) درباره بنی امیه 157
- حکومت بنی امیه،سرنوشت محتوم نبود 157
- پی نوشتها 158
- شورا 161
- فصل بیستم 161
- ابو عبیده و سالم نسبت به علی (ع) چه موضعی داشتند؟ 163
- او انصار را از حق انتخاب محروم داشت 164
- تمایلات اعضای شورا 164
- آیا خلافت برای غیر قرشی است؟ 164
- عبد الله بن عمر 165
- چرا خلیفه به اعضای شورا دستور نداد تا با گروه برادر پیامبر (ص) همراه باشند ؟ 165
- تهدید مخالف،به قتل 166
- رؤیاهای خلیفه و عبد الرحمان 167
- شرط عبد الرحمان 168
- چیزی که به سود عبد الرحمان بدان استدلال می شود کرد 169
- آن شرط ابزاری بود برای رهایی از علی (ع) 169
- نمونه بودن علی (ع) در مساله شورا 171
- طبقه جدید 173
- از دست رفتن آخرین فرصت 174
- پی نوشتها 175
- فصل بیست و یکم 177
- در عهد عثمان 177
- پیشدستی در مخالفت 178
- اجرای طرح و نقشه اموی 180
- عبد الله بن ابی سرح در مصر 181
- معاویه در شام 181
- ولید بن عقبه در کوفه 182
- عبد الله بن عامر در بصره 183
- عثمان و روش شیخین 184
- اوجگیری مخالفت با خلیفه 187
- از نتایج سیاست مالی خلیفه 187
- دو عضو دیگر شورا 188
- ام المؤمنین 188
- عمرو بن عاص 189
- اصحابی که چشمداشتی نداشتند 189
- اشاره 189
- ابوذر 190
- عبد الله بن مسعود 191
- عمار بن یاسر 191
- خارج شهر مدینه 192
- شروع مخالفت در کوفه 193
- مخالفان تبعید می شوند 193
- منطق معاویه 194
- مردم نام علی را به زبانها آوردند 195
- مشکلی که علی (ع) با آن مواجه است 196
- علی (ع) تصمیم می گیرد تا مشکل را حل کند 196
- علی (ع) بین نهضت کنندگان و خلیفه وساطت می کند و موفق می شود 197
- مروان خلیفه را از تصمیم خود منصرف می کند 198
- طلحه،علیه عثمان توطئه می کند و علی (ع) توطئه را می خواباند 198
- امویان خویشاوند خود را تنها می گذارند 199
- مردم مدینه از خلیفه دفاع نکردند 199
- علی بر خلیفه در محاصره،آب می رساند 199
- این پایان غم انگیز چه چیز را روشن کرد؟ 200
- دفاع علی (ع) و فرزندانش از عثمان 200
- پی نوشتها 201
- بخش سوم: امام در دوران خلافت خویش 206
- فصل بیست و دوم 206
- فصل بیست وسوم 214
- جنگ بصره 214
- محتوای توافق 215
- آزمایشی که در گذشته نظیر نداشت 217
- مسیر حرکت امام (ع) 217
- ابو موسی اشعری 219
- ابو موسی میان قرآن و حدیث فرق نمی گذاشت 221
- کلید حل مشکل 222
- تلاشهای صلح 224
- جنگ 225
- تحت رهبری ام المؤمنین 227
- مسؤولیت رهبران سه گانه 229
- نتیجه گیری 232
- پی نوشتها 233
- افسانه توطئه 237
- فصل بیست و چهارم 237
- قسمت اول 237
- قسمت دوم 240
- آیا عبد الله بن سبایی وجود داشته است؟ 242
- منشا افسانه سبایی 244
- چه کسی قائل به رجعت است؟ 244
- عایشه نامی از ابن سبا به میان نیاورده است 247
- معاویه از ابن سبا نامی نبرده است 247
- پی نوشتها 248
- جنگ صفین 250
- فصل بیست و پنجم 250
- 2 -ایده آلیسم و ماکیاولیسم 253
- 3 -کوششهای صلح به شکست می انجامد 254
- 5 -توطئه ای بزرگ 256
- 6 -داوران 258
- قسمت اول 261
- فصل بیست و ششم 261
- خوارج 261
- قسمت دوم 263
- فصل بیست و هفتم 266
- شهادت1 266
- نتایج این جنگ چه بود؟ 267
- چرا پیامبر (ص) مبارزه با خوارج را به امام (ع) توصیه کرد؟ 267
- قسمت اول 270
- امام (ع) پیروان خود را در برابر مسؤولیتشان قرار می دهد 270
- قسمت دوم 272
- پی نوشتها 275
- فصل بیست و هشتم 276
- فصل بیست و نهم 280
- توضیح 282
- هشدارهای پیامبر (ص) خود دلیل بر آن است 284
- 3 -آیا حکومت بنی امیه امری اجتناب ناپذیر بوده است؟ 287
- پی نوشتها 288
- آیا برخورد امام (ع) با حکومت همانند یک حاکم بود؟ 289
- فصل سی ام 289
- چرا امام (ع) اصحاب را وادار به بیعت نکرد؟ 290
- برای چه اشعث را مجازات نکرد؟ 291
- چرا امام (ع) نبرد صفین را دنبال نکرد؟ 291
- چرا امام (ع) مانع رفتن طلحه و زبیر به مکه نشد؟ 291
- چرا امام (ع) پایبند قراردادی شد که از روی جبر پذیرفته بود؟ 292
- چرا امام (ع) مدت حکمیت را طولانی تعیین کرد؟ 293
- فصل سی و یکم 295
- چرا حکومت امام (ع) ادامه نیافت؟ 295
- حسادت قریش 297
- قریش نفوذ و کینه خود را حفظ می کند 298
- سپاه اسامه 298
- نفوذ روزافزون قریش و افول ستاره امام (ع) 299
- دست به دست شدن خلافت 299
- موضع دو خلیفه نسبت به علی (ع) 299
- وصیتی که نوشته نشد 299
- نام امام (ع) از زبانها می افتد 300
- امویها در دستگاه دولت 300
- بقای معاویه در پست استانداری 300
- شورا خلافت را در اختیار بنی امیه قرار می دهد 301
- اما نتیجه اول عبارت است از بالا رفتن ناگهانی نیروی بنی امیه 301
- پرده آهنین 301
- قبیله ای بودن بافت جامعه 302
- آخرین فرصت 303
- امام ناچار به قبول خلافت شد 303
- مزاحمانی تازه 303
- پرهیزکارانی که امام (ع) را خوار و تنها گذاشتند 304
- کینه ها به جوش می آید 304
- سرکشان قریش 304
- پرهیزکاران تشنه خلافت 305
- امام (ع) جای سرزنش ندارد بلکه سزاوار تحسین است 306
- بخش چهارم 310
- فصل سی و دوم 310
- 2 - طبیعت اصول اسلامی با انتخاب سازگار نیست 314
- اشاره 314
- قوانین اسلامی قوانینی اصلاحی است 316
- قسمت اول 320
- قسمت دوم 322
- پی نوشتها 324
- فصل سی و سوم 327
- آیا آنچه باید بشود،شد؟... 327
- علی (ع) دروازه شهر علم پیامبر (ص) است 328
- حدیث مشورتی یوم الدار 329
- فصل سی و چهارم 329
- قسمت اول 331
- فصل سی و پنجم 331
- حدیث منزلت 331
- قسمت دوم 335
- پی نوشتها 336
- فصل سی و ششم 339
- حدیث ادا و تبلیغ رسالت 339
- قسمت اول 343
- حدیث ثقلین 343
- فصل سی و هفتم 343
- قسمت دوم 346
- شیعه در مورد امامت،اعتقاد به وراثت ندارد 348
- رهبری در فقه بتنهایی،نمی تواند تضمینی در مقابل گمراهی باشد 349
- اهل سنت از شیعه در اعتقاد بر موروثی بودن امامت جلوتر است 349
- پی نوشتها 352
- حدیث ولایت 354
- فصل سی و هشتم 354
- معنای حدیث غدیر 357
- ولی و مولا 358
- اولی 359
- آیه تبلیغ 360
- مضمون پیام 361
- این پیام هیچ ارتباطی به اهل کتاب نداشت 362
- چرا پیامبر (ص) نفرمود،علی (ع) فرمانروا،یا خلیفه من و یا پیشوای شماست ؟ 364
- پی نوشتها 366
- خاتمه 369
- اشاره 369
- باید مسلمانان بپذیرند که این حق را دارند با هم اختلاف نظر داشته باشند 370
- در مورد این اختلاف،باید به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) مراجعه کنیم 371
- اصول تفاهم 373
- بعضی از اصحاب شیعه (پیرو) علی بودند،و پیامبر آنان را دوست می داشت 374
- قانونی بودن خلافت انتخابی و پیآمد ناپسند آن 375
- لزوم پیروی از مکتب اهل بیت (ع) 376
- چرا دانشمندان مطابق روایات اهل البیت عمل نمی کنند؟ 379
- فتوای شیخ الازهر 381
- تقدیم به پیشگاه امام خمینی 383
- پیروی از مذهبی خاص ضرورت ندارد 383
- پی نوشتها 384
کسان خود را فرستاد تا حقیقت را از نزدیک ببیند.هنگامی که قاصد نزد او برگشت درستی خبر را مورد تایید قرار داد.زبیر گفت: «بینیش بریده باد،و یا،بی یار و یاور باد!»و لرزه بر اندامش افتاد،شروع به حرکت دادن شمشیرش کرد.زبیر از آنچه سایر اصحاب می دانستند،آگاه بود;این که پیامبر (ص) روزی به عمار،فرمود:«مژده باد تو را ای عمار!تو را گروه ستمکار می کشند،و آخرین آشامیدنی تو چند جرعه شیر خواهد بود.»زبیر ترسید که عمار در این جنگ کشته شود و گروه بصره همان گروه ستمکار باشند.
علی رغم آن عقیده،زبیر در موضع خود ماند.امام (ع) خواست که حجت را به او و رفیقش تمام کند.پس،میان دو سپاه با آن دو ملاقات کرد در حالی که هر کدام براسب خود سوار بودند.و مردم به ایشان می نگریستند.امام بدون داشتن سلاح با آنان ملاقات کرد.ولی زبیر تا دندان مسلح بود،هدف امام آن بود،که نشان دهد قصد جنگ با آنان را ندارد هنگامی که ایشان اظهار نافرمانی کردند و پرچم شورش در مقابل امام را به نشانه خونخواهی عثمان و برای اجرای فرمان خدا،برافراشتند،امام خواست تا ایشان را به یاد خدا اندازد،او آنان را مخاطب قرار داد و فرمود:«به جان خودم سوگند که شما اسلحه،مرکب سواری و افرادی را تهیه دیده اید،و بهانه ای در پیشگاه خدا نگذاشته اید.پس از خدای سبحان بترسید و مانند آن زنی نباشید که رشته خود را پس از استحکام دوباره از هم می گسست.آیا من آن برادر شما نیستم که شما خون مرا محترم شمارید و من خون شما را؟آیا اتفاقی افتاده است که خون مرا بر شما حلال کرده است؟»به زبیر فرمود:چه چیز باعث آمدن تو شد؟زبیر گفت:«تو.در حالی که
من تو را شایسته این کار نمی بینم و تو سزاوارتر از ما به خلافت نیستی .امام (ع) فرمود: «آیا من پس از عثمان هم شایسته این کار نیستم؟ما تو را از فرزندان عبد المطلب به حساب می آوردیم (چون زبیر پسر صفیه دختر عبد المطلب بود) .تا این که پسرت (عبد الله) ،فرزند ناشایست تو،بزرگ شد و میان ما و تو جدایی انداخت.ای زبیر!آیا خون عثمان را از من می خواهی در حالی که تو خود باعث قتل او شدی؟خداوند امروز فردی از ما را که نسبت به دفاع از عثمان سر سخت تر از همه کس بود،با آنچه نمی پسندید،روبرو کرده است .
سرانجام،امام به او چیزی را یادآور شد که او را محکوم کرد و تصمیم او را بر هم زد:«ای زبیر! آیا به خاطر داری روزی را که با پیامبر (ص) در میان قبیله بنی غنم بر تو گذشتیم سپس، پیامبر (ص) نگاهی به من کرد و خندید و من رو به او کردم و خندیدم.آن گاه،تو گفتی:پسر ابو طالب،بیهودگی را رها نکرده است.سپس پیامبر خدا (ص) به تو فرمود:«بیهودگی در او راه ندارد.و تو با او خواهی جنگید در حالی که نسبت به او ستمکاری؟»زبیر جواب داد:«بار خدایا آری!اگر تو از پیش به خاطرم آورده بودی این راه را طی نمی کردم.به خدا قسم هرگز با تو جنگ نخواهم کرد».به راستی امام (ع) انتظار داشت که طلحه هم راه زبیر را برود.زیرا اگر پیامبر (ص) به زبیر اطلاع داده باشد که او با علی خواهد جنگید در حالی که نسبت به او ستمکار است،در حقیقت آن گواهی از جانب پیامبر (ص) است بر این که طلحه نیز در مبارزه اش با علی
(ع) ستمکار است،زیرا موضع طلحه نسبت به علی (ع) مانند موضع زبیر، بلکه خشنتر و ظالمانه تر بود.طلحه،با همه اینها،متاثر نشد و بر سختی خود باقی ماند.و به امام (ع) گفت:تو مردم را بر عثمان شوراندی.امام (ع) در جواب فرمود:آن روزی که خداوند حقیقت دین و آیین مردم را آشکار خواهد کرد،آنان خواهند دانست که خداوند همان حقیقت آشکار است.ای طلحه!آیا خونخواهی عثمان می کنی؟خداوند قاتلان عثمان را لعنت کند.ای طلحه تو همسر پیامبر خدا (ص) را آورده ای تا به وسیله او بجنگی در صورتی که همسر خود را در خانه پنهان داشته ای؟آیا تو با من بیعت نکردی؟طلحه جواب داد:با تو بیعت کردم ولی بر من است تا با تو سرسختی کنم.زبیر در سپاه خود ماند،و کمی جنگید و سپس کنار رفت علت شرکت زبیر در جنگ تحریک پسرش و متهم کردن او به ترس بود،او به پسرش اطلاع داده بود که می خواهد از جنگ کناره گیری کند.
امام (ع) به اصحابش دستور داد که آغازگر جنگ با آن گروه نباشند.اما تیرهای لشکر بصره پرتاب شد و از افراد امام چند نفر را کشت.یاران امام کشته ها را نزد وی آوردند.و از او خواستند تا اجازه نبرد دهد،ولی او اجازه نمی داد تا این که یاران امام به ناله در آمدند. سرانجام،امام (ع) قرآن را روی دست گرفت و آن را میان اصحاب خود راه برد،و گفت:کیست که این قرآن را بگیرد و آنان را به آنچه در قرآن است بخواند،و خود در این راه کشته شود؟ سپس جوانی از مردم کوفه از جا بلند شد و عرض کرد:من،امام (ع) از او رو گرداند و دوباره فریاد خود را تکرار کرد و کسی
آن را از امام نگرفت.باز فریاد برآورد و کسی مصحف را از دست او نگرفت مگر همان جوان.سپس قرآن را به او داد و به وی دستور داد تا آن را به ایشان نشان دهد و به آنان بگوید:میان ما و شما از اول تا آخر این قرآن،و خدا ناظر در خون ما و شما باشد. آن جوان فرموده امام را انجام داد،ولی در مقابل،دشمنان او را هدف تیر خود قرار دادند.آن گاه، علی (ع) به یاران خود فرمود:اکنون به شما زدن آنان مباح شد و یا فرمود:اکنون نبرد با ایشان حلال شد.
جنگ
«به خدا قسم از دادن نسبت ناروا[قتل عثمان و...]به من خودداری نکردند،میان من و خودشان به انصاف رفتار نکردند،و آنان از من حقی را می خواهند که خود آن را ترک کرده اند و خونی را می طلبند که خودشان ریخته اند ایشان گروهی ستمگر و تبهکارند و در باطن ایشان تیرگی و زهر کین و ظلمت و گمراهی است.به خدا سوگند،برای آنان حوضی را پر آب کنم که خود آب آن را بکشم،سیراب از آن بیرون نشوند و پس از آن هم آبی نیاشامند.
بار خدایا:«دو تن (طلحه و زبیر) با من قطع رحم کردند و به من ستم روا داشتند،بیعت خود را با من شکستند و مردم را بر من شوراندند،پس بگسل آنچه را که آنان بستند و استوار مفرما آن چه را که رشتند،و بدی را در برابر آرزو و رفتارشان نصیب آنان کن!پیش از جنگ بازگشت آنان را به بیعتی که شکستند خواستار شدم،ولی آنان نعمت را خوار شمردند و عافیت را وا نهادند.» (12) امام علی (ع) کسی نبود که از میدانهای جنگ بترسد