- سخنی راجع به کتاب امیر المؤمنین و ترجمه آن 1
- مقدمه مترجم 5
- شمه ای از زندگی مؤلف کتاب امیر المؤمنین (ع) 7
- پیشگفتار 9
- جایگاه خاندان پیامبر (ص) در پیوند با پیامبر (ص) 12
- بخش اول: امام (ع) در دوران نبوت 12
- فصل اول 12
- آیا این بزرگداشت به خاطر خویشاوندی بود؟ 14
- تمام بنی هاشم از خاندان پیامبر (ص) نیستند 15
- تاریخ زندگی آنان گواه بر بلندی مقام آنهاست 16
- شهادت پیامبر (ص) بر فضیلت آنان 16
- چرا کسی همانند آنان در سایر خاندانها نبود؟ 18
- پی نوشتها 20
- فصل دوم 23
- چه کسانی اهل بیت پیامبرند؟ 23
- احادیث بیانگر اوصاف[اهل البیت] 24
- چگونه همه دانستنیهای آنان یقینی است؟ 25
- چگونه گروهی را مشخص کنیم؟ 26
- احادیث تسمیه 26
- فصل سوم 29
- دارندگان نقش اساسی 29
- نقش خاندان هاشم 30
- نقش قبایل اوس و خزرج 31
- ابو طالب 31
- اسلام ابو طالب 32
- احادیث با تاریخ نزول آیه هماهنگ نیست 33
- تمام مسلمانان مدیون ابو طالبند 35
- آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟ 36
- علی صاحب نقش اصلی 36
- دو افتخار ویژه 37
- شجاعتی فوق العاده،که بر پایه اخلاصی بی نظیر استوار بود 38
- زادگاه و تربیت علی (ع) 38
- از آغاز کودکی برای هر کار طاقت فرسا آماده بود 38
- در علی گنج پر بهایش را یافت 39
- پی نوشتها 40
- فصل چهارم 42
- نخستین مسلمان 42
- شهرت (مستفیض بودن) حدیثی که گذشت 43
- کودکی که برتر از مردان بود 44
- برادر و وزیر 45
- فصل پنجم 45
- اصول تازه احتیاج به نیروی پشتیبان دارد 46
- برخی خویشاوندان بر برخی دیگر مقدمند 46
- باید آخرین رسالت پیروز گردد 47
- نخستین انجمن اسلامی 47
- تناقضی روشن 48
- احادیثی که رویدادهای دیگری را با آیه مربوط می کند 48
- هدف پیامبر چه بود؟ 49
- پیامبر از روش موسی پیروی می کند 50
- چگونه پیامبر این پیمان را با خود بست؟ 50
- وزارت،فداکاری و سازندگی 51
- نتیجه مشورت در خانه پیامبر (ص) 52
- فصل ششم 54
- سومین مساله مهم 55
- جان نثار و مورد اعتماد پیامبر (ص) 55
- چرا پیامبر علی را برای فدا شدن انتخاب کرد؟ 56
- خبری که خود یک معجزه بود 57
- هدف از تکلیف ادای امانتها 57
- تاریخ زندگی علی سرشار از فداکاری است 58
- علی (ع) به شهادت علاقه مندتر بود تا زندگی 58
- فصل هفتم 60
- نقش علی (ع) در ایجاد دولت اسلامی 60
- رسالت و نیروی مخالف آن 61
- کمیت و کیفیت مسلمانان 61
- در جنگ بدر 63
- فصل هشتم 63
- در احد 65
- فصل نهم 65
- عناصر دفاع در این کارزار 66
- علی و پرچمداران 66
- شکست پس از پیروزی 67
- چه کسی با پیامبر پایدار ماند؟ 67
- پایداری علی با پیامبر (ص) 68
- نتیجه جنگ 69
- در جنگ احزاب 71
- فصل دهم 71
- بت پرستان از حالت محاصره به تهاجم تغییر جهت می دهند 72
- بنی قریظه پیمان شکنی می کنند 72
- علی خطر جدید را تحمل می کند و بعد آن را از بین می برد 73
- از جمله مؤمنان کسانی بودند که توکل به خدا اراده آنان را قویتر کرد 73
- عمرو بن عبدود 73
- نعره کشیدن و سپس فرود آمدن از مرکب 74
- عناصر دفاعی اسلام 74
- جنگ خندق و جنگ اخیر[کانال سوئز] 76
- در خیبر 77
- فصل یازدهم 77
- جنگ خیبر جنگ مذهبی نبود 78
- عناصر دفاع اسلامی 79
- صاحب نقش اصلی 80
- شهادت پیامبر (ص) درباره علی (ع) 80
- دو معجزه ای که بروز کرد 82
- تنها راه حل قطعی 82
- حدیث مرغ بریان 83
- خدا و پیامبرش علی را دوست می دارند 83
- پیامبر، برادریش را با علی به مسلمانان اعلان می فرماید 85
- فصل دوازدهم 85
- مقصود از برادری میان پیامبر و علی چیست؟ 87
- همسر بانوی زنان 88
- خانواده ای که خداوند فضیلتش را ستوده است 89
- جایگاه علی در قرآن در رابطه با پیامبر (ص) 91
- فصل سیزدهم 91
- بحث و گفتگوی میان امام رضا (ع) و مامون 92
- فصل چهاردهم 94
- زمامدار مسلمانان پس از پیامبر (ص) 94
- ایمنی از گمراهی برای امت و حدیث ثقلین 95
- روایتی را که ابن هشام نقل کرده است 96
- چرا پیامبر (ص) با نوشته،به همان صراحت گفتار، (خلافت علی) را مسجل نکر د؟ 97
- فرد شایسته رهبری در خاندان پیامبر (ص) 97
- تصمیم پیامبر (ص) اجرا نشد 98
- فصل پانزدهم 98
- وصیتنامه مکتوب در مورد کارهای مهم ضروری است 99
- ابو بکر وصیتنامه کتبی از خود به جا می گذارد 100
- گفتگوی عبد الله بن عمر با پدرش 100
- آگاهی پیامبر (ص) نسبت به خطرهای آینده،وصیتنامه کتبی را ضرورت می بخشد 100
- پیامبر (ص) هر وقت مدینه را ترک می کرد،جانشین می گذاشت 101
- پیامبر خواست وصیتی بنویسد ولی مانع شدند 102
- این حادثه عجیب پرسشهایی را برمی انگیزد 103
- این مخالفت به دلیل کم کردن زحمت پیامبر نبود 104
- پیامبر می خواست درباره چه چیز وصیت کند؟ 105
- پیامبر قصد داشت که برای امت امامی تعیین کند 106
- آیا مقصود علی بود؟ 106
- آن رهبر مورد نظر کیست؟ 106
- عمر خود علت مخالفتش را توضیح می دهد 107
- این عوامل باعث جواز مخالفت با پیامبر نمی شود 109
- چه عاملی این صحابی بزرگ را به مخالفت با پیامبر (ص) کشاند؟ 110
- چرا پیامبر (ص) با وجود مخالفت وصیت خود را ننوشت؟ 115
- پشتوانه ای در مقابل اختلافهای سیاسی و قبیله ای 116
- چگونه وصیت پیامبر (ص) باعث ایمنی از گمراهی است؟ 116
- پشتوانه ای بر ضد گرایشهای مختلف 117
- پی نوشتها 119
- فصل شانزدهم 123
- خلافت ابی بکر 123
- بخش دوم: امام (علی ع) در دوران خلفای سه گانه 123
- احادیثی که با این حدیث هماهنگ نیستند 126
- آیا پیامبر مایل بود که ابو بکر را جانشین خود قرار دهد؟ 128
- آیا آن بیعت،قانونی و مشروع بوده است؟ 130
- قریش و امامت 132
- پی نوشتها 137
- فصل هفدهم 141
- موضع علی (ع) نسبت به بیعت 141
- فصل هجدهم 144
- ابو بکر،عمر را جانشین خود قرار می دهد 145
- فصل نوزدهم 147
- در عهد عمر 147
- سیاست خارجی 147
- سیاست عمر در مورد توده مسلمانان 148
- سیاست داخلی 148
- سیاست عمر در مورد خانواده خود 148
- سیاست عمر در مورد اصحاب 148
- سیاست عمر نسبت به خاندان پیامبر (ص) 149
- اعجاب عمر نسبت به دانش علی (ع) 149
- مشاجره عمر با ابن عباس 151
- ابعاد مختلف سیاست عمر 152
- نفوذ عمر در زمان ابو بکر 152
- در دوران پیامبر (ص) 153
- تاثیر سیاست عمر در آینده سیاسی اسلام 153
- برتری دادن در پرداخت مقرری 153
- طبقه ممتاز 154
- گماردن بنی امیه 155
- عمر کانونهای قدرت را به دست آزمندان می سپارد 155
- ظهور معاویه در روزگار عمر 156
- حکومت بنی امیه،سرنوشت محتوم نبود 157
- معنی سخنان پیامبر (ص) درباره بنی امیه 157
- پی نوشتها 158
- شورا 161
- فصل بیستم 161
- ابو عبیده و سالم نسبت به علی (ع) چه موضعی داشتند؟ 163
- او انصار را از حق انتخاب محروم داشت 164
- تمایلات اعضای شورا 164
- آیا خلافت برای غیر قرشی است؟ 164
- عبد الله بن عمر 165
- چرا خلیفه به اعضای شورا دستور نداد تا با گروه برادر پیامبر (ص) همراه باشند ؟ 165
- تهدید مخالف،به قتل 166
- رؤیاهای خلیفه و عبد الرحمان 167
- شرط عبد الرحمان 168
- چیزی که به سود عبد الرحمان بدان استدلال می شود کرد 169
- آن شرط ابزاری بود برای رهایی از علی (ع) 169
- نمونه بودن علی (ع) در مساله شورا 171
- طبقه جدید 173
- از دست رفتن آخرین فرصت 174
- پی نوشتها 175
- فصل بیست و یکم 177
- در عهد عثمان 177
- پیشدستی در مخالفت 178
- اجرای طرح و نقشه اموی 180
- معاویه در شام 181
- عبد الله بن ابی سرح در مصر 181
- ولید بن عقبه در کوفه 182
- عبد الله بن عامر در بصره 183
- عثمان و روش شیخین 184
- اوجگیری مخالفت با خلیفه 187
- از نتایج سیاست مالی خلیفه 187
- دو عضو دیگر شورا 188
- ام المؤمنین 188
- اشاره 189
- عمرو بن عاص 189
- اصحابی که چشمداشتی نداشتند 189
- ابوذر 190
- عبد الله بن مسعود 191
- عمار بن یاسر 191
- خارج شهر مدینه 192
- شروع مخالفت در کوفه 193
- مخالفان تبعید می شوند 193
- منطق معاویه 194
- مردم نام علی را به زبانها آوردند 195
- مشکلی که علی (ع) با آن مواجه است 196
- علی (ع) تصمیم می گیرد تا مشکل را حل کند 196
- علی (ع) بین نهضت کنندگان و خلیفه وساطت می کند و موفق می شود 197
- مروان خلیفه را از تصمیم خود منصرف می کند 198
- طلحه،علیه عثمان توطئه می کند و علی (ع) توطئه را می خواباند 198
- امویان خویشاوند خود را تنها می گذارند 199
- مردم مدینه از خلیفه دفاع نکردند 199
- علی بر خلیفه در محاصره،آب می رساند 199
- این پایان غم انگیز چه چیز را روشن کرد؟ 200
- دفاع علی (ع) و فرزندانش از عثمان 200
- پی نوشتها 201
- بخش سوم: امام در دوران خلافت خویش 206
- فصل بیست و دوم 206
- فصل بیست وسوم 214
- جنگ بصره 214
- محتوای توافق 215
- آزمایشی که در گذشته نظیر نداشت 217
- مسیر حرکت امام (ع) 217
- ابو موسی اشعری 219
- ابو موسی میان قرآن و حدیث فرق نمی گذاشت 221
- کلید حل مشکل 222
- تلاشهای صلح 224
- جنگ 225
- تحت رهبری ام المؤمنین 227
- مسؤولیت رهبران سه گانه 229
- نتیجه گیری 232
- پی نوشتها 233
- فصل بیست و چهارم 237
- افسانه توطئه 237
- قسمت اول 237
- قسمت دوم 240
- آیا عبد الله بن سبایی وجود داشته است؟ 242
- چه کسی قائل به رجعت است؟ 244
- منشا افسانه سبایی 244
- عایشه نامی از ابن سبا به میان نیاورده است 247
- معاویه از ابن سبا نامی نبرده است 247
- پی نوشتها 248
- جنگ صفین 250
- فصل بیست و پنجم 250
- 2 -ایده آلیسم و ماکیاولیسم 253
- 3 -کوششهای صلح به شکست می انجامد 254
- 5 -توطئه ای بزرگ 256
- 6 -داوران 258
- خوارج 261
- قسمت اول 261
- فصل بیست و ششم 261
- قسمت دوم 263
- فصل بیست و هفتم 266
- شهادت1 266
- چرا پیامبر (ص) مبارزه با خوارج را به امام (ع) توصیه کرد؟ 267
- نتایج این جنگ چه بود؟ 267
- امام (ع) پیروان خود را در برابر مسؤولیتشان قرار می دهد 270
- قسمت اول 270
- قسمت دوم 272
- پی نوشتها 275
- فصل بیست و هشتم 276
- فصل بیست و نهم 280
- توضیح 282
- هشدارهای پیامبر (ص) خود دلیل بر آن است 284
- 3 -آیا حکومت بنی امیه امری اجتناب ناپذیر بوده است؟ 287
- پی نوشتها 288
- آیا برخورد امام (ع) با حکومت همانند یک حاکم بود؟ 289
- فصل سی ام 289
- چرا امام (ع) اصحاب را وادار به بیعت نکرد؟ 290
- چرا امام (ع) مانع رفتن طلحه و زبیر به مکه نشد؟ 291
- چرا امام (ع) نبرد صفین را دنبال نکرد؟ 291
- برای چه اشعث را مجازات نکرد؟ 291
- چرا امام (ع) پایبند قراردادی شد که از روی جبر پذیرفته بود؟ 292
- چرا امام (ع) مدت حکمیت را طولانی تعیین کرد؟ 293
- چرا حکومت امام (ع) ادامه نیافت؟ 295
- فصل سی و یکم 295
- حسادت قریش 297
- قریش نفوذ و کینه خود را حفظ می کند 298
- سپاه اسامه 298
- دست به دست شدن خلافت 299
- نفوذ روزافزون قریش و افول ستاره امام (ع) 299
- موضع دو خلیفه نسبت به علی (ع) 299
- وصیتی که نوشته نشد 299
- امویها در دستگاه دولت 300
- بقای معاویه در پست استانداری 300
- نام امام (ع) از زبانها می افتد 300
- شورا خلافت را در اختیار بنی امیه قرار می دهد 301
- اما نتیجه اول عبارت است از بالا رفتن ناگهانی نیروی بنی امیه 301
- پرده آهنین 301
- قبیله ای بودن بافت جامعه 302
- امام ناچار به قبول خلافت شد 303
- آخرین فرصت 303
- مزاحمانی تازه 303
- پرهیزکارانی که امام (ع) را خوار و تنها گذاشتند 304
- کینه ها به جوش می آید 304
- سرکشان قریش 304
- پرهیزکاران تشنه خلافت 305
- امام (ع) جای سرزنش ندارد بلکه سزاوار تحسین است 306
- بخش چهارم 310
- فصل سی و دوم 310
- 2 - طبیعت اصول اسلامی با انتخاب سازگار نیست 314
- اشاره 314
- قوانین اسلامی قوانینی اصلاحی است 316
- قسمت اول 320
- قسمت دوم 322
- پی نوشتها 324
- فصل سی و سوم 327
- آیا آنچه باید بشود،شد؟... 327
- علی (ع) دروازه شهر علم پیامبر (ص) است 328
- حدیث مشورتی یوم الدار 329
- فصل سی و چهارم 329
- قسمت اول 331
- فصل سی و پنجم 331
- حدیث منزلت 331
- قسمت دوم 335
- پی نوشتها 336
- فصل سی و ششم 339
- حدیث ادا و تبلیغ رسالت 339
- قسمت اول 343
- فصل سی و هفتم 343
- حدیث ثقلین 343
- قسمت دوم 346
- شیعه در مورد امامت،اعتقاد به وراثت ندارد 348
- اهل سنت از شیعه در اعتقاد بر موروثی بودن امامت جلوتر است 349
- رهبری در فقه بتنهایی،نمی تواند تضمینی در مقابل گمراهی باشد 349
- پی نوشتها 352
- حدیث ولایت 354
- فصل سی و هشتم 354
- معنای حدیث غدیر 357
- ولی و مولا 358
- اولی 359
- آیه تبلیغ 360
- مضمون پیام 361
- این پیام هیچ ارتباطی به اهل کتاب نداشت 362
- چرا پیامبر (ص) نفرمود،علی (ع) فرمانروا،یا خلیفه من و یا پیشوای شماست ؟ 364
- پی نوشتها 366
- اشاره 369
- خاتمه 369
- باید مسلمانان بپذیرند که این حق را دارند با هم اختلاف نظر داشته باشند 370
- در مورد این اختلاف،باید به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) مراجعه کنیم 371
- اصول تفاهم 373
- بعضی از اصحاب شیعه (پیرو) علی بودند،و پیامبر آنان را دوست می داشت 374
- قانونی بودن خلافت انتخابی و پیآمد ناپسند آن 375
- لزوم پیروی از مکتب اهل بیت (ع) 376
- چرا دانشمندان مطابق روایات اهل البیت عمل نمی کنند؟ 379
- فتوای شیخ الازهر 381
- پیروی از مذهبی خاص ضرورت ندارد 383
- تقدیم به پیشگاه امام خمینی 383
- پی نوشتها 384
اصحاب به گرد او جمع شدند و او را به خدا سوگند دادند درباره جان خودش و اسلام،و گفتند:براستی که اگر به تو صدمه ای برسد،دین از بین می رود،پس تو
خودداری کن و ما تو را کفایت می کنیم امام فرمود:به خدا سوگند،من با آنچه شما می بینید،جز رضای خدا و جهان آخرت را نمی خواهم.آن گاه،به محمد گفت:این چنین بجنگ ای پسر حنفیه!مردم گفتند:چه کسی ای امیر مؤمنان می تواند کاری را که تو انجام می دهی انجام دهد؟ (15) در پی یکی از حمله هایش مردی با ظرفی خدمت او آمد در آن ظرف عسل (و آبی) بود،امام از آن آشامید و به صاحب ظرف فرمود:«...این عسل تو مال طایف بود»آن مرد در جواب گفت:«آری.به خدا سوگند ای امیر مؤمنان از شما تعجب می کنم که در چنین روزی در حالی که از ترس جانها به لب رسیده است،تو عسل طایف را از غیر طایف تشخیص می دهی...»امام در جواب او فرمود: «ای برادر زاده!به خدا قسم،هرگز قلب عمویت را چیزی پر نکرده است و او را غمگین نساخته است...» (16) دو حمله امام اثر مورد انتظار خود را بخشید.این دو حمله شکافی در صفوف دشمن ایجاد کرد،و روحیه سپاه دشمن را از بین برد.امام (ع) اشتر را مامور کرد تا به میسره آنان حمله کند و او حمله کرد در حالی که هلال بن وکیع در آن جا قرار داشت.سپس،پیکار سختی کردند و اشتر،هلال را از پا در آورد،پس میسره سپاه دشمن به جانب عایشه سرازیر شد و به او پناهنده شدند،و بیشترشان از قبایل بنی ضبه و بنی عدی بودند.سپس مردان قبایل ازد، ناحیه و باهله رو به شتر آوردند و آن را در میان گرفتند.دلاوران بصره یکی پس از دیگری، افسار شتر را می گرفتند و شتر در حقیقت پرچم مردم بصره بود.ام المؤمنین فرزندان خود را وادار به
مبارزه می کرد و با همه اینها،آرزوی پیروزیش تحقق نیافت.
عبد الله بن خلف خزاعی که رئیس اهل بصره و ثروتمندترین آنان بود بیرون آمد و مبارز خواست و درخواست کرد کسی جز علی به نبرد او نرود.امام (ع) به جانب او شتافت و او را مهلت نداد و ضربتی بر او وارد ساخت و فرق او را شکافت.عبد الله بن ابزی لجام شتر را به دست گرفت و بعد به سپاه امام (ع) حمله کرد در حالی که می گفت:من ایشان را با شمشیر می زنم اما ابو الحسن را نمی بینم،این غصه ای نیست!امام (ع) او را با نیزه خود هدف قرار داد و وی را کشت و نیزه را در تن او گذاشت در حالی که می فرمود:ابو الحسن را دیدی پس چگونه او را دیدی؟در کنار افسار شتر،از قریش هفتاد و از دیگران هزاران تن به قتل رسیدند. عبد الرحمان بن عتاب بن اسید (از بنی امیه) که از اشراف قریش بود جلو آمد،مالک اشتر به او حمله کرد و او را از پای در آورد.اشتر به خباب بن عمر و راسبی-هنگامی که شنید او امام (ع) را با رجز خوانی خود به مبارزه می خواند،ضربتی حواله کرد و او را کشت.عمار بن یاسر که نود سال عمر داشت مانند یک جوان دلاور می جنگید.روایت شده است که عمار با عمرو بن یثری-بزرگترین دلاور بصره بعد از این که جمعی از یاران امام را به قتل رساند،روبرو شد. عمار به عمرو گفت:تو به غار حریز پناهنده شده ای.پس جای خود را رها کن و به جانب من بیا! همه مردم به عمار می نگریستند،ولی عمار او را کشت و از پای او گرفت تا
اردوگاه امام،کشاند.
مردی برخاست رو به امام (ع) کرد و گفت:ای امیر المؤمنین!کدام آشوب از این بالاتر است که اهل بدر با شمشیر به جانب یکدیگر حمله می برند؟امام به او فرمود:«وای بر تو!آیا ممکن است این فتنه باشد در حالی که من رهبر و فرمانده آنم؟به خدایی که محمد را به راستی مبعوث کرده است و او را گرامی داشته است،نه به من دروغ گفته اند و نه من دروغ می گویم،نه گمراهم و نه مرا گمراه کرده اند،نه لغزیده ام و نه مرا لغزانیده اند.
و براستی که من از جانب پروردگارم بر طریقی هستم که خداوند آن را برای پیامبرش بیان فرموده است و پیامبر خدا (ص) نیز برای من روشن کرده است.روز قیامت خوانده می شوم در حالی که مبرا از گناهم.اگر من گناهی هم داشتم،بی شک،این نبرد با ایشان موجب از بین بردن گناهانم می گردید.»
چون امام (ع) ملاحظه فرمود که مرگ در کنار آن شتر،و همچنین جنگ-تا وقتی که شتر سر پا است-پایان پذیر نیست،شمشیرش را کشید و رو به طرف شتر نهاد و به یارانش نیز همان دستور را داد و به آن سوی گام برداشت،در حالی که لجام شتر در دست بنی ضبه بود. جنگ شدت گرفت،و تعداد زیادی از ایشان از پای در آمدند،امام با گروهی از قبایل نخع و همدان به شتر رسید و به مردی از اصحاب خود فرمود:ای بجیر شتر را مواظب باش!او شمشیرش را از پشت حواله شتر کرد و شمشیر به پهلوی او وارد شد و روی شکم به زمین خورد و چنان سخت نالید که سخت تر از آن شنیده نشده بود.آن فریاد چیزی جز فریاد هلاکت شتر نبود تا این که سپاه بصره پا
به فرار گذاشتند،چنان که ملخ به هنگام وزش تندبادها پرواز می کند.محمد بن ابی بکر و عمار بن یاسر هودج عایشه را بلند کردند و در کناری نهادند.امام (ع) خشمگین به سوی عایشه پیش رفت و با سر نیزه اش به هودج کوبید و علی (ع) که خویشتنداری می کرد،به عایشه گفت:ای صاحب پرچمها!کار خدا را چگونه دیدی؟ تو از مردم کمک خواستی در حالی که آنان فرار کردند،تو آنان را جمع کردی تا این که بعضی، بعضی دیگر را کشتند...»آن گاه،عایشه در جواب امام گفت:ای پسر ابو طالب!اختیار دست تو است پس بزرگواری کن!چقدر خوب قوم خود را جمع آوری کردی.سپس عایشه به خانه عبد الله بن خلف خزاعی،بزرگترین منزل بصره وارد شد و چند روزی در آن جا ماند سپس،امام (ع) او را با احترام به همراه جمعی از زنان و مردان به مدینه فرستاد.در حالی که عایشه آماده رفتن می شد،عمار نزد او رفت و به او گفت:مادرم!این مسیر کجا و راهی که خداوند تو را بدان مامور ساخته است کجا؟عایشه در جواب گفت:گواهی می دهم که تو آنچه دانستی براستی و به خاطر حق گفتی.سپس عمار به وی گفت:سپاس خدا را که این سخن را در مورد من به زبان تو جاری کرد.امام (ع) سه روز در لشکرگاه خود ماند،آن گاه وارد بصره شد،و در میان ایشان مطابق روش پیامبر با مردم مکه رفتار کرد.بدهایشان را مورد عفو قرار داد و گذاشت یارانش چیزی از اموال بیت المال را بگیرند.امام آنچه را در بیت المال بصره یافت میان افراد پیروز و شکست خورده یکسان تقسیم کرد و بر کشتگان هر دو گروه نماز خواند و مردم بصره با
پرچمهای خویش سالم و زخمی،با او بیعت کردند.