امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 230

صفحه 230

کند،واجب و لازم می ساخت،در صورتی که علی (ع) از همه مردم در پیروی از کتاب و سنت پایدارتر بود.خداوند متعال بر وفای به بیعت دستور داده است و فرموده است:«و هر که بیعت شکنی کند به زیان خود بیعت را شکسته است.هر کس به آنچه که با خدا عهد بسته است وفا کند پس پاداش فراوانی از جانب او دریافت خواهد کرد.»پیامبر (ص) به قتل بیعت شکنان امر فرموده است. مسلم در صحیح خود از پیامبر (ص) نقل کرده است که او فرمود:

«همانا چنین و چنان خواهد شد.هر کس بخواهد کار این امت را به تفرقه بکشد در حالتی که جمع و یگانه اند،هر کس می خواهد باشد،گردنش را با شمشیر بزنید» (20) .همو روایت کرده است که پیامبر (ص) فرمود:«هر که از فرمان سر پیچی کند،و از جماعت جدا شود،به مرگ جاهلیت مرده است،و هر کس زیر پرچم گمراهی پیکار کند و برای تعصب قومی خشمگین شود و یا به تعصب فرا خواند و یا به عصبیت قومی کمک کند و کشته شود به قتل جاهلیت کشته شده است.هر که بر امت من خروج کند و نیک و بد آن را مورد حمله قرار دهد و باکی از فرد با ایمان نداشته باشد و به پیمان کسی که پیمانی از او به گردن دارد وفا نکند،نه او از من است و نه من از او» (21) .

براستی انتظاری که از عایشه،طلحه و زبیر با آن مقام و منزلت دینی وجود داشت،هرگز از معاویه که هیچ سابقه دینی نداشت،و هیچ گاه در ردیف خوبان به شمار نیامده بود،وجود نداشت این سه تن از پیامبر (ص) خدا درباره علی (ع) مطالبی

شنیده بودند که معاویه نشنیده بود.اگر هم معاویه و دیگر امویان مانند آنچه که آن سه تن از پیامبر (ص) شنیده بودند،می شنیدند،باز هم از آن سه تن انتظار می رفت که به گفته پیامبر (ص) گوش دهند و آن را به کار بندند و نه از معاویه که مردی مادی و فرصت طلب بود.براستی که اصحاب،از جمله عایشه و زبیر،می دانستند که پیامبر (ص) روز غدیر خم در-باره علی (ع) فرمود:«بار خدایا!هر که او را دوست دارد،دوست بدار;و هر که او را دشمن دارد،دشمن بدار!»پیامبر (ص) به علی،فاطمه،حسن و حسین (ع) فرمود:«من با کسانی که با شما در صلح باشند،در صلحم،و با آن که با شما در ستیز باشد،در ستیزم.» (22) این عبارتها آشکارا بر این دلالت دارد که محاربان با علی،محارب با پیامبر خدایند و دشمن علی دشمن خدا و رسول خداست.پس،اقدام این بزرگان در دشمنی با علی (ع) و جنگیدن با او پیشامد عجیبی بود که هیچ دلیل موجهی برای آن قابل تصور نیست.

زبیر بویژه در خور ملامت است زیرا او مردی است که روز بیعت با ابو بکر دست به قبضه شمشیر ایستاد و گفت:هیچ کسی از علی بن ابی طالب (ع) سزاوارتر نیست.او آماده بود تا در راه بیعت علی،اگر علی (ع) می خواست آن روز مبارزه کند،بجنگد و کشته شود.پس،چگونه او به خود اجازه داد،پس از این که با امام (ع) بیعت شرعی به عمل آمد و خود او نیز بیعت کرد، رو در روی او بایستد و به او اعلان جنگ کند و خون هزاران مسلمان را در راه از بین بردن خلافت او بریزد؟

زبیر قابل سرزنش است.زیرا از رسول خدا (ص) شنید که وی با علی

(ع) خواهد جنگید،در ،و طبری (24) و جمعی ازمورخان نقل کرده اند.حاکم در صحیح خود المستدرک-به اسناد خود از چهار طریق نقل کرده است که علی روز جنگ بصره به زبیر،خاطرنشان کرد که پیامبر (ص) به زبیر فرمود،همانا با علی در آینده مبارزه خواهد کرد در حالی که ستمکار است و زبیر هم بدان اقرار کرد و گفت که او سخن پیامبر (ص) را فراموش کرده بوده است (25) .

عایشه بیش از دیگران در خور ملامت است،زیرا او همسر پیامبر (ص) بود،و از اندازه علاقه پیامبر (ص) نسبت به علی (ع) آگاهی داشته است.عایشه،هنگامی که از حضور علی در کنار پیامبر و نجوای آنان با یکدیگر اظهار ناراحتی کرد،پیامبر (ص) او را سرزنش فرمود،و از این روش برحذر داشت.

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از ابو مخنف گفتگویی را نقل می کند،که در آستانه عزیمت عایشه به بصره میان او و ام سلمه،همسر دیگر پیامبر (ص) روی داده است.او از ام سلمه خواست تا همراه وی باشد،ام سلمه،مطالبی را به او یادآوری کرد که وی آنها را انکار نمی کرد از آن جمله این بود که آن دو با رسول خدا (ص) بودند و رسول الله با علی (ع) خلوت کرد و این خلوت طول کشید.سپس عایشه خواست که ناگهانی بر آن دو وارد شود و ام سلمه او را مانع از این کار شد،پس او ناراحت شد و بعد با گریه برگشت.عایشه به ام سلمه گفت:به علی گفتم:من از پیامبر (ص) بجز یک روز از نه روز ندارم.آن یک روز را هم تو ای پسر ابو طالب،به من وا نمی گذاری؟سپس،پیامبر خدا (ص) خشمگین و با چهره ای گلگون رو

به من کرد و فرمود:«به عقب برگرد!به خدا قسم کسی او را خشمگین نمی سازد-،چه از خانواده من باشد یا از دیگر مردم مگر این که از ایمان خارج شده باشد.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه