امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 242

صفحه 242

آیا عبد الله بن سبایی وجود داشته است؟

در این جا دلیلی هست که ما را در مورد وجود شخصی به نام عبد الله بن سبا به تردید وا می دارد،ما وجود عبد الله سبا را فقط افسانه ای می دانیم که به تاریخ راه یافته است تا حقایق را بپوشاند.مدافعان عثمان و راه و روش او خواسته اند نهضتی را که بر ضد او به پا شد به مردی یهودی نسبت دهند که تازه مسلمان شده بود.و آنان می گفتند او همان کسی بوده که در کشاکش قیام در بصره،کوفه و مصر بر ضد خلیفه،توطئه های پنهانی را سازماندهی می کرده است.می گفتند این یهودی خیالی،به دلیل بازگشت عیسی (ع) ،معتقد به بازگشت پیامبر است و این که محمد (ص) به بازگشت سزاوارتر از عیسی است،و برای همین قرآن می گوید: «همانا کسی که قرآن را بر تو فرو فرستاده است هر آینه تو را به بازگشتگاه باز

می گرداند... »گفته اند این یهودی همان کسی است که اولین بار این مطلب را که علی (ع) وصی و جانشین پیامبر (ص) است،پخش کرد،و نیز گویند او همان کسی است که به ابوذر،هنگامی که در شام بود،عقیده حرمت زر و سیم اندوزی را فرا داد.و این که اموال زکات و خراج،متعلق به همه مسلمانان است و سزاوار نیست که گفته شود از آن خداست.گفته اند که عمار یاسر به مصر رفت و با ابن سبا تماس گرفت و او را بر ضد عثمان شوراند.می بینیم که این خیالبافیها با آن چه در تاریخ متواتر است و با مسلمترین حقایق تاریخی منافات دارد.از متواترات تاریخی است که عثمان مطابق روش شیخین عمل نکرد،در حالی که عبد الرحمان بن عوف به هنگام بیعت با او،شرط کرد تا به روش شیخین عمل کند و عثمان هم آن شرط را قبول کرد.

از متواترات تاریخ است که پیامبر (ص) حکم بن ابی العاص و خانواده اش را تبعید کرد و فرمود:نباید او با من هیچ گاه در مدینه ساکن گردد،ولی عثمان همین حکم مطرود پیامبر (ص) و پسرانش را به مدینه آورد،و دست آنان را بر اموال مسلمانان باز گذاشت و صدها هزار درهم،به ایشان بخشید.مروان بن حکم نه تنها از نزدیکترین کسان خلیفه بود،بلکه خلیفه حقیقی او بود.

از جمله متواترات تاریخی این است که عبد الله بن ابی سرح مرتد شد و پیامبر خدا (ص) خون او را هدر دانست.دیگر،این که ولید بن عقبه بن ابی معیط از جمله فاسقان باده گسار بود و در قرآن آیه ای راجع به فسق او نازل شده است.از متواترات تاریخ است که عثمان،ابن ابی سرح را والی مصر کرد

و یک پنجم غنایم آفریقا را به او بخشید،و ابن ابی معیط را استاندار کوفه کرد و او را برکنار نساخت مگر هنگامی که مسلمانان شهادت به شرب خمر او دادند.

از مسلمات تاریخ است که عثمان ابوذر را تبعید کرد و عمار بن یاسر را به حدی کتک زد که بی هوش شد و دستور داد عبد الله بن مسعود را از مسجد بیرون انداختند،چنان که دنده هایش شکست،زیرا این افراد از جمله منتقدان سیاست او بودند.همه اینها از بهترین اصحاب پیامبر (ص) بودند.او تعدادی از بهترین تابعان را که مقیم کوفه بودند،به شام تبعید کرد،تنها به این دلیل که از سیاست مالی وی و استانداران بنی امیه انتقاد می کردند،در صورتی که در دین اسلام هیچ مجازاتی برای انتقاد کنندگان از سیاست حاکم و درخواست کنندگان اصلاح،تعیین نشده است.تردیدی نیست که توده مسلمانان مجازات تبعید این بزرگان را تقبیح می کردند،زیرا تبعید از یک سرزمین تنها کیفر کسانی است که با خدا و پیامبر (ص) بجنگند و در روی زمین فساد کنند،در صورتی که هیچ کدام از این تبعیدیها نه محارب با خدا و رسول بودند و نه مفسد فی الارض،بلکه از منتقدان خلیفه بودند.چرا که او به یک نفر از نزدیکان خود دهها و صدها هزار درهم از اموال دولت را می بخشید و تیولهای زیادی از املاک عمومی مسلمانان را میان ایشان تقسیم می کرد.

طبیعی بود که صحابه و بقیه مسلمانان به این کارها اعتراض کنند،در حالی که آنان روش پیامبر (ص) و رفتار شیخین را دیده بودند.طبیعی است که گرفتاریها روز افزون بود،و مردم از خلیفه می خواستند تا روش خود را تغییر دهد و استاندارانش را بر کنار

سازد.پس از این که خلیفه از تغییر روش خویش خودداری می کرد کار به وسیله ایشان به جایی می رسید که باید برسد.اصحاب و تابعان برای دعوت به قیام نیازی به یک یهودی خیالی نداشتند.پس،وجود وی نسبت به عوامل نهضت بی اثر و نظیر پایه پنجم صندلی بوده است.این سخن که عثمان رفتاری داشته است که صحابه و مسلمانان راضی بوده اند و عبد الله بن سبا همان کسی است که مردم را بر او شوراند،مطلبی است که ما را به انکار مسلمات تاریخ و بی اعتباری خردهامان، می خواند.

نسبت دادن قیام به عبد الله بن سبا هرگز درست نیست،مگر این که بگوییم او کسی است که خلیفه را وادار به باز گرداندن مطرودان پیامبر (ص) به مدینه کرد و همو به استاندار کردن ابن ابی سرح و ولید بن عقبه اشارت داشت و به عثمان دستور داد تا اموال مسلمانان را به خویشاوندانش ببخشد.هموست که به عثمان پیشنهاد وزیر قرار دادن مروان بن حکم و تبعید کسانی از اصحاب همچون ابوذر و تابعانی مانند مالک اشتر و دیگران،و کتک زدن کسانی از برجسته ترین اصحاب و به تقسیم قطعات بزرگ زمین میان نزدیکان خلیفه را،داده است. این ها عوامل شورش بود.پس،اگر ابن سبا،به عثمان پیشنهاد ارتکاب چنین کارهایی و پافشاری در آنها و خودداری از اصلاح این اعمال را نداده باشد،ممکن نیست که علت قیام نیز، بوده باشد.بالطبع،طرفداران این روایت که افسانه ابن سبا را آفریده اند،نمی خواهند وجود رابطه،میان عثمان و ابن سبا را انکار کنند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه