امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 252

صفحه 252

و امام (ع) در همین نامه به معاویه نوشت (1) :«همانا طلحه و زبیر با من بیعت کردند و سپس بیعت را شکستند،در صورتی که نقض بیعت از جانب آن دو به منزله مرتد شدن آنان است. پس از این که راه عذر و بهانه را بر آن دو بستم با ایشان جهاد کردم تا این که حق فرا رسید و امر خدا بر خلاف میل ایشان،بر همه روشن شد،پس تو نیز بر آنچه همه مسلمانان وارد شده اند،وارد شو،زیرا محبوب ترین امور نزد من درباره تو عافیت است،مگر این که خود را در معرض بلا قرار دهی.پس اگر خودت را در معرض گرفتاری قرار دهی با تو می جنگم و از خدا در برابر تو یاری می گیرم...

چون برهانی را

که معاویه در نیرنگ خود،برای رسیدن به خلافت در برابر مردم به کار می برد، همان خونخواهی عثمان بود،و این که امام بر قاتلان عثمان،با آن که زیر قدرت او بودند،حد جاری نکرده است،پس امام در ضمن نامه خود استدلال او را ابطال می سازد.«تو سخن درباره قاتلان عثمان زیاد گفتی،پس داخل در اطاعت من شو،و بعد با ایشان نزد من به داوری آی،تا تو و ایشان را برابر کتاب خدا وادار سازم.اما آن که می خواهی فریب دهی،مانند فریب دادن کودک شیر خوار است به خاطر شیر به هنگام باز گرفتنش از شیر (2) .

به جان خودم قسم،ای معاویه!اگر به عقل خودت نظر کنی و از خواسته هوای نفست چشم بپوشی،خواهی دید که من در خون عثمان،بی گناه ترین کسم،و خواهی دانست که من از او دور و در کنار بودم،مگر بخواهی حقیقت را نادیده بگیری و در نتیجه آنچه را که بر تو روشن است پنهان سازی (3) .بدان که تو از جمله طلقایی هستی که خلافت بر ایشان روا نیست و از ایشان نمی شود پیروی کرد و با آنان نمی شود شور و مشورت کرد،من جریر بن عبد الله را پیش تو فرستادم،و او از اهل ایمان و از جمله مهاجران و سابقین در اسلام است،پس با او بیعت کن!و لا قوه الا بالله...»

جریر نامه را نزد معاویه برد و خود با تمام نیرویی که برای قانع ساختن معاویه در اختیار داشت واسطه،رساندن نامه شد،و لیکن معاویه از دادن جواب مثبت یا منفی به او خودداری کرد،و جواب را به تاخیر انداخت تا فرصت و آمادگی لازم برای آینده به دست آورد.سرانجام جواب ردی که مورد انتظار بود رسید.

انتظار نمی رفت که هیچ

واسطه و یا وسیله قانع کننده ای بتواند معاویه را وادار به پذیرش حق سازد زیرا او خود را در مرکز قدرتی می دید که به او جرات می داد تا امام (ع) را به مبارزه بخواند.او جز آن را هم نمی کرد;چون بیش از صد هزار جنگجو در اختیار داشت.گذشته از آن، ثروت و افرادش روز افزون بود.زیرا،درگیر هیچ جنگی نشده بود و هیچ زیان مالی و یا جانی ندیده بود.ولی امام (ع) ناگزیر به ورود در جنگ خونینی شده بود که در آن جنگ،یارانش مجبور شدند تا مال و جان فراوانی از دست بدهند.البته دشمنان امام (ع) پیوسته در حال افزایش و یاران معاویه مدام در حال فزونی بودند.اموال خزانه شام تحت اختیار مطلق او بود، هر گونه که می خواست در آنها تصرف می کرد،و با آن دلهای سود جویان را-هر چند تعدادشان زیاد بود-می خرید!!

عمرو بن عاص به معاویه می پیوندد

البته عمرو بن عاص،زیرک مشهور،شاخص ترین فردی است که در این برهه از زمان خودشان را به معاویه فروختند.براستی که پیوستن عمرو به معاویه نشانه برجسته ای در تاریخ آزمندی و فرصت طلبی است.تاریخ بخوبی آگاه است (و معاویه که خود،خواهان خون عثمان بود می دانست) که عمرو بن عاص از بزرگترین محرکان قتل عثمان بود.و لیکن آن موضوع مانع آن نشد که معاویه برای جنگ با امام (ع) ،به بهانه خونخواهی عثمان،با زیرکی و شیطنت عمرو،همپیمان بشود.بهای همکاری عمرو با معاویه در راه زشتی که می پیمودند این بود که اگر معاویه پیروز شد تا وقتی که عمرو عاص زنده است،استاندار مصر باشد.

امام (ع) با سپاه خود به سرزمین شام رفت و معاویه با سپاهی با آن حضرت روبرو شد که از نظر تعداد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه