امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 265

صفحه 265

امام (ع) به یاران خود دستور داد که پیش از ایشان جنگ را آغاز نکنند،و خوارج یکدیگر را با این جمله فریاد می زدند:شامگاه به جانب بهشت!و بر مردم حمله بردند،پس افراد سواره امام (ع) به دو دسته راست و چپ تقسیم شدند،و تیراندازان با تیرشان رو در روی آنها پیشباز رفتند،و سوارگان از دو طرف به ایشان نزدیک شدند،و افراد بانیزه ها و شمشیرها به ایشان حمله ور شدند،و در همان لحظه کشته شدند.گویی که خداوند به ایشان فرمان داد:بمیرید و مردند.

براستی که برای اصحاب امام

(ع) صحت گفتار وی ظاهر شد،زیرا که از ایشان،جز هفت تن، کشته نشد و از خوارج حتی ده نفر سالم نماند.

ولی خبر پر اهمیت دیگری هم بود،که امام (ع) پیش از جنگ بیان فرموده بود و پس از پایان جنگ،یارانش تحقق آن را در نیافتند.البته امام (ع) پیش از ظهور خوارج به اصحاب خود می فرمود که گروهی از دین بیرون می شوند همان طوری که تیر از کمان خارج می شود، نشانی آنها مردی است که از ناحیه دست ناقص الخلقه است.و چون از جنگ خوارج فارغ شد به یارانش دستور داد تا آن مرد ناقص الخلقه را بجویند و آنها جستند اما او را نیافتند.یکی از ایشان گفت:وی در میان ایشان نیست.و امام (ع) این سخن را تکرار می کرد:به خدا قسم که او در میان ایشان است.به خدا سوگند که به من دروغ نگفته اند و من به دروغ نمی گویم.سپس امام خود در حالی که بعضی از یارانش همراه وی بودند رهسپار شد،مرد مورد نظر را می جستند تا این که در میان گودالی کنار رودخانه در بین پنجاه کشته،یافتند.وقتی که او را بیرون آورد به بازویش نگریست;گوشت بازویش مانند نک پستان زنی بود که روی آن را مو فرا گرفته باشد هر گاه آن گوشت را می کشیدند به اندازه بلندای دستش کشیده می شد و اگر رها می کردند،جمع می شد و به حالت اولش برمی گشت.پس چون امام (ع) خواسته خود را دید،تکبیر گفت و فرمود:«به خدا قسم که به من دروغ نگفته اند و من به دروغ نگفتم.اگر نبود که شما از آن کار برکنار داشته شده اید هر آینه خبر می دادم آنچه را که خداوند به زبان پیامبرش برای کسی بازگو

فرموده است که با شناخت و بینش در پیکار،با ایشان پیکار می کند،در حالی که عارف به حقی است که همه ما با آن در ارتباطیم.»

مورخان و محدثان نقل کرده اند که پیامبر (ص) به یاران خود از خروج این گروه مخالف بر امام (ع) خبر داد،و آن را با ویژگیهایش معرفی کرد.از جمله مطالبی که درباره آنها آمده است، روایتی است که بخاری در صحیح خود از ابو سعید خدری نقل کرده است:«در آن میان که ما نزد رسول خدا (ص) بودیم،و او مشغول تقسیم کردن چیزی بود،ذو الخویصره که از مردان قبیله بنو تمیم بود وارد شد.عرض کرد:یا رسول الله،عدالت را رعایت کنید.پس پیامبر (ص) فرمود:وای بر تو اگر من عدالت نکنم پس چه کسی عدالت را رعایت می کند؟اگر من به عدالت رفتار نکرده بودم،تو زیان و ضرر دیده بودی.پس عمر از پیامبر (ص) اجازه خواست تا او را بکشد،پیامبر (ص) فرمود:او را واگذار زیرا که او یارانی دارد که فردی از شما نماز و روزه اش را با نماز و روزه ایشان سبک و بی ارزش می پندارد قرآن را می خوانند اما از گلوگاهشان تجاوز نمی کند.از دین بیرون می شوند چنان که تیر از چله کمان بیرون می رود نشانه ایشان مردی سیاه چهره است،یکی از بازوانش مانند پستان زنی و یا پاره جگری است.و ایشان بر بهترین گروه از مردم خروج می کنند.پس گواهی می دهم که من این حدیث را از پیامبر خدا (ص) شنیده ام،و گواهی می دهم که علی بن ابی طالب با ایشان جنگید در حالی که من به همراه او بودم،پس راجع به آن مرد دستور داد جستند تا آوردند او را و من مطابق تعریفی که پیامبر

(ص) از او فرموده بود او را مشاهده کردم.» (7) و مسلم در صحیح خود از زید جهنی-خود در میان آن دسته از سپاه امام بود که به سمت خوارج حرکت کردند-نقل کرده است که علی (ع) فرمود:«ای مردم از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود:از میان امتم گروهی پیدا می شوند که قرآن می خوانند ولی نه قرآن خواندن شما هیچ ربطی به قرآن خواندن ایشان دارد،نه نماز خواندن شما با نماز ایشان و نه روزه شما با روزه گرفتن ایشان،آنان قرآن را می خوانند و تصور می کنند که قرآن خواندن به نفع آنهاست در صورتی که به زیان ایشان است.نماز خواندن ایشان از گلوگاهشان تجاوز نمی کند،ایشان از اسلام بیرون می شوند چنان که تیر از کمان بیرون می رود.اگر می دانستند درباره آن سپاهی که با آن روبرو می شوند، چه چیز بر زبان پیامبرشان جاری شده است،هر آینه آن عمل را انجام نمی دادند (یا از آن کار خودداری می کردند) ،و نشانی آن این است که مردی در میان آنهاست دارای بازویی بدون زراع.بر سر بازویش چیزی همچون سر پستانی است که روی آن را موها فرا گرفته است...»و علی (ع) فرمود میان ایشان آن مرد ناقص الخلقه را بجویید و ایشان او را جستند پس نیافتند و علی (ع) خود برخاست تا این که با جمعی از مردم آمدند کشته روی کشته افتاده بود فرمود: آنها را بیرون کنید و بر روی زمین زیر کشته ها او را یافتند پس امام (ع) تکبیر گفت و بعد فرمود:«خداوند راست گفت،و پیامبرش نیز ابلاغ کرد...» (8) .

پی نوشتها


1-سوره مائده (5) آیه 53.
2-سوره مائده،آیه 51.
3-سوره نساء (4) آیه 58.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه