امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 267

صفحه 267

امام (ع) پیروزی خود را بر خوارج پوشیده نگذاشت،در صورتی که معتقد نبود هلاکت ایشان، به معنی ریشه کن شدن آنها و حل نهایی مشکل ایشان است.در حقیقت او می دانست که اصول و اندیشه ها با نابودی بدعت گذاران و به وجود آورندگان آنها از بین نمی روند.و مبارزه با ایشان چیزی جز یک چاره جویی موقت نبود،و هدف از آن متوقف ساختن حرکت سریع و تخفیف خطر روزافزون ایشان بود و مبارزه امام با ایشان ماموریتی بود که پیامبر (ص) به وی داده بود که شرح آن را بیان داشته و تمام اوصاف و نشانی های آن را بیست و نه سال پیش از فرا رسیدن وقت آن بوضوح گفته بود.

چرا پیامبر (ص) مبارزه با خوارج را به امام (ع) توصیه کرد؟

پیامبر (ص) این ماموریت را به علی (ع) محول نکرد مگر به این دلیل که در آن،ضرورت مقدس دفاع از آزادی اندیشه و خون مردمی نهفته بود که خوارج بدون هیچ دلیلی-جز خودداری قربانیانشان از ایمان آوردن به عقاید باطل آنان-قصد داشتند بر زمین بریزند،در انجام آن ماموریت نهفته بود.و امام (ع) به خود اجازه نمی داد-در حالی که پیامبر (ص) درباره او گواهی داده بود که او با حق و حق با اوست-که مسلمانان را مجبور کند تا همرای او باشند و از طریق هدایت به اجبار پیروی کنند،بلکه او مخالفان خود را معذور می داشت و برای آنها آزادی در اندیشه قایل بود.و

او کسی بود که می فرمود:«...پس از من خوارج را نکشید (یا با ایشان مبارزه نکنید) ،زیرا کسی که حق را بجوید ولی اشتباه کند،غیر از کسی است که طالب باطل بوده است و همان را دریافته است .

و اگر خوارج به قوانین نادرست خود ایمان داشتند اما تصمیم نمی گرفتند که آن را با زور به دیگر مسلمانان تحمیل کنند،امام (ع) ایشان را به حال خودشان واگذاشته بود و این آرزو و خواسته امام بود.و لیکن آن گروه،مانع می شدند که مسلمانان سخن حق را بگویند،و ایشان را ملزم می کردند که به باطل معتقد شوند و آن را به عنوان یک دین بپذیرند.و هر کس را که ایمان به بدعت آنها نداشت و دستشان می رسید،می کشتند.

نتایج این جنگ چه بود؟

البته جنگ نهروان در جهت متوقف ساختن رشد حرکت سریع خوارج و خطر روزافزون آن گروه برای مسلمانان،موفق شد.و لیکن-همان طوری که خود امام (ع) انتظار داشت-در ریشه کن کردن آن خطر،توفیق نیافت.همچنین در باز فرستادن سپاه علی (ع) به پیکار با قاسطین پیمان شکن ایجاد مانع کرد.توضیح آن که امام (ع) می خواست بلافاصله بعد از جنگ نهروان،سپاه خود را برای جنگی سرنوشت ساز به مصاف معاویه اعزام کند،و لیکن سپاه و سران آن،اظهار علاقه کردند که برای استراحتی کوتاه،در محل نخیله-نزدیک کوفه-اردو بزنند تا تجدید قوا کنند،سلاحهای خود را آماده سازند،و مرکبهای سواریشان خستگی بگیرند.و لیکن پس از این که درآن جا اردو زدند،دسته دسته و یا فرد فرد مخفیانه به کوفه رفتند و دیگر بازنگشتند.و امام (ع) ناچار شد،خود برای ترغیب آنها روز بروز بتدریج هت حرکت به سمت دشمن وارد کوفه شود،و لیکن آن مردم حاضر به رفتن نشدند و در خانه هایشان ماندند.

آگاهی بر علل

خودداری آن مردم از انجام واجبشان برای ما دشوار نیست.زیرا مردان شایسته ای که مغزهای متفکر نهضت بودند مانند،عمار بن یاسر،مالک اشتر،خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین،عبد الله بن بدیل و هاشم مرقال،در جنگ صفین و یا خارج از جنگ،بدرود زندگی گفته بودند.و اینان بودند آن بیدار دلانی که نسبت به آینده اسلام علاقه شدید به خرج می دادند و در راه اعلای حق از مال و جانشان می گذشتند.و هم ایشان حلقه های پیوند امام (ع) با توده ها بودند،و مردم را عارف به حق امام نموده و ترغیب به اطاعت از او می کردند،و با اعمال خود،اسوه هایی زنده برای فرمانبرداری و صمیمیت با قوانین امام (ع) را عرضه می کردند.آنان همواره نخستین لبیک گویان به ندای امام (ع) بودند در وجود امام (ع) و گفتار و رفتارش تجسم عینی پیامبر بزرگوار را مشاهده می کردند.

این نیکمردان به لقای پروردگارشان پیوستند و به جای آنها در پشت رهبری توده ها افرادی امثال اشعث قرار گرفتند که ایمان وارد دلهایشان نشده بود،و مردان دیگری همچون حجر بن عدی،و عدی بن حاتم،نیز که هر چند کمبود ایمان و اخلاص نداشتند،و لیکن کمبود ایشان در نداشتن نفوذ گسترده و نیروی تاثیر،بر توده ها بود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه