امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 292

صفحه 292

و من در برابر تخطئه امام (ع) به سبب همراه بردن اشعث به صفین و یا مجازات نکردن او هنگام ثبوت خیانتش به امام (ع) و همفکریش بر ضد او با دشمن دلیل موجه منطقی به دست نیاوردم.امام (ع) بشری است[به عنوان یک بشر،جز به اذن خدا]که از آینده اطلاعی نداشت پس او نمی توانست بداند که اشعث-در صورتی که میان سپاه

وی باشد-بر ضد او تبانی خواهد کرد.و تبعید اشعث و دور نگهداشتنش از صحنه جنگ به هنگام بالا بردن قرآنها مانع از پیش آمدن آن آشوب نمی شد.زیرا خوارجی که در آغاز کار از همه مردم بیشتر پافشاری بر توقف نبرد و پذیرش حکمیت داشتند،از پیروان اشعث نبودند.و هزاران تن با آنها همعقیده بودند در حالی که اعتقاد داشتند،عدم پذیرش دعوت به حکمیت گناهی است بزرگ.و اشعث تنها منافقی نبود که در میان سپاه امام (ع) وجود داشت.

اما مجازات نکردن امام (ع) اشعث را-پس از این که خیانت و تبانی او با دشمن ثابت شد-به دو علت برمی گردد:

(1) اشعث،منافقی زیرک بود که توانسته بود،نفاق خود را پنهان نگهدارد و چیزی که دلیل بر تبانیش با دشمن باشد بروز نداده بود،در زمان پیامبر (ص) تعدادی از منافقین بودند که اظهار اسلام می کردند و نماز می گزاردند و روزه می گرفتند و از پیامبر (ص) (در دو سوره احزاب و براءت) بزرگترین نشانه های منافقان را شنیده بودند،و پیامبر (ص) تعدادی از آنها را می شناخت ولی همه آنها را نمی شناخت[!].و نسبت به آنها که می شناخت مجازاتی قائل نشد زیرا که دلیل روشنی برای مجازات آنها نداشت و یا این که امیدوار بود اصلاح شوند و مسلمان واقعی گردند.و یا برای این که اگر آنها را مجازات می کرد میان پیروانش اختلاف می افتاد،پس برای حفظ وحدت میان اصحاب از مجازات آنها صرف نظر کرد.اشعث تنها منافق میان سپاه امام (ع) نبود و شاید صدها و هزارها از منافقان بودند که تظاهر به دوستی امام (ع) می کردند ولی در باطن با او دشمن بودند.در مورد زیاد بن ابیه،شبث بن ربعی و صدها نفر از کسانی که به همراه امام می جنگیدند

و بعدها در کشتن فرزندش امام حسین (ع) شرکت کردند دلایل عینی بر این مطلب موجود است.

(2) از قدرت امام (ع) پس از جنگ صفین تا حد زیادی کاسته شد،در حقیقت سرکشی اکثریت-پس از بالا بردن قرآنها-از فرمان او یک شورش نظامی بود که تنها از قدرت و نفوذ، اسمی برای او گذارد.و اگر امام (ع) می خواست که اشعث را-به دلیل مخالفتش با ادامه جنگ، پس از بالا بردن قرآنها-مجازات کند،جمعیت زیادی ازمردم کوفه که به همان دلیل اشعث و یا به دلیل دیگری،موضعی مانند موضع او داشتند،با وی به مخالفت بر می خاستند و امام (ع) به این ترتیب قبیله کنده و هزاران نفر را که اشعث رئیس آنها بود خشمگین کرده بود.حتی مجازات اشعث (که از اهل یمن بود) موجب خشم تمام مردم یمن می شد،بویژه که بیشتر اهل کوفه نیز یمنی بودند.و امام نیازی به افزایش دشمنان و گرفتاریهای بیشتر نداشت.

چرا امام (ع) پایبند قراردادی شد که از روی جبر پذیرفته بود؟

و در این جا دو پرسش دیگر وجود دارد که باید به آنها پاسخ داد:

(1) مجموع دلایل ثابت می کند که امام (ع) نه اقدام به متوقف ساختن جنگ کرد،و نه از روی اختیار قرارداد حکمیت را امضا کرد بلکه بر همه آنها مجبور گردید.و در دین اسلام روشن است که عمل بدون اختیار لغو و بی اثر است.طلاق غیر اختیاری طلاق به حساب نمی آید و بیعت اجباری بیعت محسوب نمی شود.دستور دین در مورد سایر قراردادها نیز همین طور است و پیمان حکمیت از جمله همان قراردادهاست.و معنای آن مطلب این است که قرارداد حکمیت برای امام (ع) لازم الاجرا نبود و او حق داشت که نادیده بگیرد،بلکه اگر از شکست آن قرارداد فایده ای عاید حق می شد،شکستن آن

بر امام واجب بود.و هرگاه خوارج از عمل خود پشیمان شده بودند و معتقد به بازگشت به جبهه جنگ بودند پس لازم بود که امام (ع) نیز به میدان نبرد برگردد و منتظر حکم داوران نباشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه