امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 30

صفحه 30

آنچه را امتی از امت ها به عنوان یک عمل مهم انجام می دهد بیشتر مربوط به تمام افراد آن امت است و به انبوه کسانی که تشکیل امت می دهند-از افراد و گروههای کوچک با حرکتهای معمولی ناچیز-ارتباطی ندارد.در نتیجه،آنان مثل کارگرانی هستند که در ساختن بنایی همکاری می کنند;هر کدام از آنان اثری در بالا بردن آن بنا دارند،اما ممکن است جای هر یک از آنان را با فرد دیگری چون او عوض کرد تا همان وظیفه را بر عهده گیرد.تنها از آن مورد، بعضی جمعیتها و برخی افرادی را که قیام کرده و یا اقدام به حرکتهایی می کنند که برای دیگران اقدام به آنها دشوار است (و یا دیگران نخواسته اند آن کار را بکنند!) مستثنا می شود. آنان همان کسانی هستند که نمی توان ازایشان بی نیاز بود.و دیگران را جایگزین آنان کردن دشوار است،و آنانند که رویدادهای مهم پیوندی مستحکم با ایشان دارد.

بنابراین ما این حق را داریم که وجود هر فردی از کسانی را که حرکات ناچیزی انجام

داده اند (و آنان اکثریتی انبوه از هر امتی هستند) نسبت به پیشامدهای بزرگ اتفاقی و تصادفی به حساب آوریم،هر چند که هر فردی از نظر علمی نتیجه یک سلسله اسباب و علل پیاپی و شت سر هم است تا او را به وجود آورند،و می گوییم که وجود این آدم و یا آن گروه کوچک نسبت به آن پیشامد نهایی تصادفی و اتفاقی است،زیرا آن پیشامد ممکن بود-با وجود،و یا بدون وجود او-تحقق یابد.چه ممکن بود جای این فرد را فرد دیگری و جای این فامیل و یا قبیله را فامیل و یا قبیله دیگری بگیرد و عهده دار نقشی مانند نقش آن فرد و آن قبیله شود. مایلم،برای خواننده توضیح دهم،که مقصود من این است که پیشامدهای بزرگ،به تنهایی به هیچ فرد،یا گروه کوچک ارتباط ندارد،و بیشتر به مجموعه مربوط می شود.و گاهی به وجود بعضی افراد و گروههای کوچک مربوط می شود آنجا که نقش مشخص جدی داشته باشند.

اگر نظری به پیدایش اسلام و گسترش آن در زمان پیامبر (ص) بیفکنیم در می یابیم که اسلام،پیوندی استوار و مثبت با معدودی از افراد و گروهها داشته است.ضرورتی ندارد که ما از رابطه اسلام با شخص پیامبر گرامی صحبت کنیم،چه او کسی است که وحی الهی را دریافت کرده و حامل رسالت بوده است و با دشواریهایی روبرو شده که احدی با آنها مواجه نشده است. او تنها انسانی است که اوصاف برجسته اش او را شایسته دریافت وحی کرده است;و خداوند خوب می داند کجا رسالت خود را قرار دهد.

چون اسلام به شخص پیامبر اکرم-هم در آغاز و هم در طول زمان حیات آن حضرت-وابسته است ما دوام اسلام را-در آن برهه از زمان-در پیوند با

سه گروه کوچک می یابیم که نگهبانی از زندگی پیامبر (ص) را بر عهده گرفته و در راه دفاع از او بزرگترین فداکاریها را انجام داده است.

نقش خاندان هاشم

نخستین گروه از این گروهها قبیله هاشم است (و همراه آن بنو المطلب) آن درخت با برکتی که پیامبر ارزشمندترین میوه آن است،قبیله ای که در راه حمایت از پیامبر و نگهبانی وجود شریف او،به اندازه ای فداکاری کرد که هیچ یک از قبایل مکه در خلال سالهایی که پیامبر-از هنگام بعثت تا آغاز هجرت-گذراند،آن چنان فداکاری از خود نشان نداد.تنها این گروه با برکت در خلال آن سالها به شرف دفاع از پیامبر (ص) مشرف شد.و هیچ قبیله دیگری نخواست که در این شرافت با آن همکاری کند،بلکه دیگر قبیله های مکی تصمیم گرفتند که نسبت به پیامبر و رسالتش و قبیله او موضعی خصمانه بگیرند و پیامبر (ص) و اعضای خانواده اش را در محاصره خطراتی قرار دهند که پیوسته آنان را در معرض تهدید قرار می داد. از این رو می توانیم بگوییم وجود بقیه قبیله های مکی نسبت به دوام رسالت،اتفاقی و تصادفی بوده است،زیرا که آن قبیله ها همچون گروههای دیگر هیچگونه کمکی به مقام رسالت نکردند.

نیازی به گفتن ندارد که افراد منسوب به بعضی از این قبیله ها به پیامبر (ص) ایمان آوردند و در راه رسالت او فداکاری کردند ولی کار ایشان در این جهت مانند کار هر فرد دیگری بود.اما گروههایی که آن افراد انتساب به آنها داشتند نسبت به او موضع منفی گرفتند و افرادی را که از روش ناپسند آنان پیروی نکردند،مورد اذیت و آزار قرار دادند.به آن سبب می گوییم که وجود این قبایل همچون گروههای دیگر نسبت به ادامه رسالت در آن برهه

از زمان،تصادفی و بدون اثر مثبت بوده است.آری،وجود آن قبیله ها حتی اثر منفی داشت،زیرا اگر قبیله هایی چون:امیه،مخزوم،زهره،جمحا و سایر قبایل دشمن اهل مکه،وجود نداشتند،بی گمان پیامبر (ص) و رسالتش،از بسیاری خطرات دور و بر کنار می ماندند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه