امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 306

صفحه 306

و به این ترتیب می فهمیم که رهبران سه گانه به معاویه و دار و دسته اش،خدمات شایانی کردند و به نیروی روزافزون او،توان بیشتری بخشیدند.

به طور قطع این رهبران سه گانه می توانستند بر ضد این نتایج اقدام کنند و وحدت امت را-اگر با خود و گذشته و تقواشان متحد می شدند-حفظ کنند.براستی،آنان بودند که فریاد اصلاح بر می آوردند،و اعمال خلیفه سوم را به عنوان عامل نابȘϙɠوی

گوشزد می کردند،و مردم را به پایان دادن به حکومت او با هر وسیله ممکن،وادار می کردند،به خاطر فسادی که خویشاوندان خلیفه در امور مسلمانان وارد ساخته بودند.پس وقتی که هدف خلافت علی (ع) تحقق همان چیزی بود که ایشان مقابل مردم به خاطر او فریاد بر می آوردند،می بایست در رکاب امام (ع) حرکت می کردند و به او در تحقق هدفهایش کمک می کردند.و موقعی که احساس کردند معاویه و یارانش می خواهند میان مردم شرارت کنند و تلاش می کنند تا خلافت را از شایسته ترین افراد غصب کنند،لازم بود که به عراق و مصر و سایر جاهای مهم در جهان اسلام بروند و مردم مسلمان را بربنی امیه بشورانند و آنان را از شر بنی امیه بر حذر دارند و به یاری امام مسلمانان بخوانند.و اگر آن کار را کرده بودند،روش معاویه بر ملا می شد و مسلم می شد،که خواسته او،علی رغم موقعیت جا افتاده اش در شهرهای شام،غیر قابل وصول است،و او با خواری سر در حکم امام (ع) می نهاد.و بدان وسیله وحدت امت بر جای، می ماند و به آسانی راهی را که خدا خواسته بود طی می کرد،در حالی که به وسیله شایسته ترین رهبر،بعد از پیامبر (ص) رهبری می شدند.

و کمترین چیزی که سزاوار بود رهبران سه گانه انجام دهند این بود که نسبت به قتل خلیفه سوم،به جای این که خونی را که خود ریخته و حقی که خود زیر پا گذاشته اند از امام (ع) مطالبه کنند،از خود حساب بکشند.

اما مایه ای که عضو بودن در شورا وارد رگهای آن دو صحابی کرده بود و کینه دیرینه ام المؤمنین نسبت به امام (ع) و باز شدن درهای آرزوهای او در رساندن یکی از دو خویشاوند

خود به خلافت،آن رهبران را وادار کرد،تا بر پایان بخشیدن به زندگی خلیفه سوم بسنده نکنند و برای رسیدن به حکومت،خلیفه دیگری را به او ملحق سازند،بدون توجه بر این که سرانجام کار این امت چه می شود.

امام (ع) جای سرزنش ندارد بلکه سزاوار تحسین است

چون بطور اختصار بعضی اوضاع و رویدادهایی که پیش از بیعت با او یا در دوره خلافتش واقع شده و در کارهای امام (ع) تاثیر داشته است،برای ما روشن شد،به نتایج زیر می رسیم:

(1) آن رویدادها و اوضاعی که برای ناآرام ساختن شؤون خلافت امام (ع) آماده شده بود و آنچه میان او و رسیدن به یک پایگاه استوار مردمی و نیروی نظامی فرمانبردار،حایل شد، ساخته دست خودش نبود و از حد توان او بیرون بود که آنها را از بین ببرد و یا باقی نگهدارد. علی (ع) نمی توانست حسد را از دلهای قریش نسبت به بنی هاشم،در مورد نبوت زایل کند،و ممکن نبود که از کینه توزیهای قریش نسبت به خود به دلیل صدمه هایی که آنها از جهاد و دفاع علی (ع) از اسلام دیده بودند بر کنار بماند،مگر این که او از جهاد و از دفاع از پیامبر (ص) و دین او خودداری می کرد.و در امکان او نبود تا تصمیم قریش را در دست بدست کردن خلافت میان خود و ترسشان را از پابرجا شدن آن در خاندان پیامبر (ص) در صورتی که به خلافت برسند،تغییر دهد.

و در توان او نبود که هر یک از دو خلیفه را وادارد که نسبت به او به نظر یک رقیب ننگرند.و یا مانع روزافزون شدن مقام قریش در دوران ایشان گردد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه