امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 315

صفحه 315

نوع اول اصول اجتماعی است،که توده ها می پذیرند زیرا آنها هماهنگ با خواسته های ایشان است،و هدفش رضایت اکثریت مردم است.این اصول برای مردم وجوب حتمی ندارند،بلکه تابع خواسته آنها و دگرگون پذیرند،هر طوری که مردم بخواهند تغییر می کنند.و از این قبیل است تمام اصولی که بر اساس حکومتهای دموکراسی برپا می شوند که با انتخاب مردم به وجود می آیند و خود مردم ناظر بر آنند.این نوع از اصول به طبع خود با انتخاب مردمی سازگارند.و تا وقتی که ارضای تمایل مردم مورد توجه است،لازم است که توده های مردم کسانی را انتخاب کنند که ببینند هر چه بیشتر خواسته های آنها را تامین می کنند.بر حکومت مورد انتخاب لازم است که قوانینی وضع کند،و مقرراتی صادر کند که خواسته های انتخاب کنندگانش را تامین سازد.پس تا وقتی حکومت این وظایف را انجام دهد،نسبت به انتخاب کنندگان خود حالت قانونی دارد و باقی است.و هر گاه قوانین حکومت با خواسته های ایشان برخورد داشت و اطمینان مردم را به خود از دست داد،باقی ماندنش غیر قانونی و نامشروع است.منطقی است که مردم به چنین اصولی اعتماد کنند و از اول تا آخر مواظب حکومت باشند.پس هر نوع انحرافی از جانب حکومت طبعا مخالف خواسته های توده

است که خود آگاهتر به آنهاست و به طبیعت خود از آنها پاسداری می کند و هر نوع حکومتی را که انحراف پیدا کند از بین می برد و خطاهایش را هنگامی که برای دومین بار سر صندوقهای رای می رود به حساب می آورد.

نوع دوم اصول اصلاحی است که با تمایلات مردم مخالفت دارد هدف این نوع اصول اصلاح مردم و دگرگونی عقاید و راههای زندگی آنهاست.

البته اصولی که هدف آنها دگرگون ساختن اندیشه ها،عادتها و راههای زندگی مردم است،آن اصولی هستند که معمولا در ذهن یک اندیشمند می آید و بعد آن را اعلام می کند و مردم را بدان می خواند،و اقلیت آن را می پذیرد و اکثریت با آن مخالفت می کند.

پس اگر به وجود آورنده آن اصول با اقلیتی که ایمان به آن اصول آورده اند از راه کودتا و یا انقلاب و یا هر وسیله دیگر به حکومت رسیدند و حکومتی به وجود آمد که رئیس آن به وجود آورنده آن اصول بود،وظیفه رئیس بنیانگذار و حکومتش،تطبیق دادن آن اصول و گسترش آنها و پاسداری از آنهاست،همان طوری که از جمله وظایف رئیس دولت موقعی که در راس حکومت است این است که کسی را که صمیمی ترین فرد دار و دسته خود نسبت به آن اصول و نیرومندترین فرد برای قبول مسؤولیت می بیند،انتخاب کند تا از او نیابت کند و اگر برای او اتفاقی رخ داد جایگزین او شود چنان فردی را گاهی هنگام رسیدنش به حکومت و گاهی پس از گذشت سالها انتخاب می کند.اما در هر صورت تا وقتی که بر سر قدرت است چنان کسی را انتخاب می کند.

و هر گاه چنین است که رئیس دولت نایب خود را انتخاب می کند-حتی در حکومتهای

دموکراسی-و حتی به اعضای حزب خود واگذار نمی کند که جانشین رئیس خود را انتخاب کنند،پس رئیس دولتی که بر اساس اصول اصلاحی سر کار آمده است شایسته تر است که انتخاب جانشین خود را به گزینش مردمی،و یا حزبی واگذار نکند.

البته حکومتی از این نوع،حکومت اقلیت است.و آن از دیدگاه خویش حکومتی است برای اصلاح مردم.و لیکن در عین حال،حکومتی نیست که با خواست همه مردم سرکار آمده باشد. زیرا توده مردم به قوانین و اصول آن متمایل نیستند،و از آن روست که سرنوشت آن حکومت و سرنوشت حکومت پس از آن به انتخاب مردم واگذار نمی شود همان مردمی که حکومت، قوانین خود را بر آنها واجب شمرده است.زیرا گاهی ممکن است مخالفان این اصول را به جای طرفداران مخلص آنها انتخاب کنند.در نتیجه انتخاب مردم موجب نابودی اصولی شود که رئیس دولت به آنها دعوت کرده است و حزبش ایمان به آنها دارند.

و به این ترتیب می بینیم،حکومتهای انقلابی که خود را دارای اصول اصلاحی می دانند اجازه انتخابات آزاد را به مردم نمی دهند.زیرا می دانند،که اصول آن برای توده مردم قابل قبول نیست.و می ترسند اگر کار را به توده واگذار کنند،آنها نظامهایی را که این حکومتها دعوت به آنها کرده اند بر هم بزنند.برای توضیح مطلب،فرض می کنیم اقلیتی که به صحت نظامی مانند نظام امریکایی ایمان دارد،و با اصول کمونیستی،مخالف است،در کشور کمونیستی شوروی به حکومت رسیده باشد،و در تحمیل اصول ضد کمونیستی بر مردم روسیه که نسلها بر اساس کمونیسم تربیت شده اند،موفق شود.

البته از چنین حکومتی انتظار نمی رود که امر انتخاب حکومت آینده را به مردم واگذار کند تا حکومت دلخواه خود را به وجود آورد.زیرا نتیجه انتخاب از بین رفتن اصولی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه