امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 321

صفحه 321

قائلان به جبر به آیات قرآنی استدلال می کنند،از آن جمله:«...هر که را بخواهد گمراه می کند و هر کس را بخواهد هدایت می کند...» (17) و نیز:«...ای پیامبر (ص) تو نمی توانی هر کسی را بخواهی هدایت کنی بلکه خداست که هر کس را بخواهد هدایت می کند...» (18) .و از آن جمله است:«...نمی خواهید شما مگر آنچه خدا بخواهد...» (19) و معتقدان به اختیار و این که انسان در کارش مجبور نیست،به آیاتی از قرآن استدلال می کنند،از آن جمله:

«...خداوند وضع قومی

را عوض نمی کند تا وقتی که آنان خود را دگرگون کنند...» (20) و از آن جمله است:«...و برای انسان دستاوردی جز حاصل کوشش خوداو نیست.البته نتیجه کوشش او بزودی دیده خواهد شد» (21) .و در مورد رابطه مردم با حاکمان،دسته ای از دانشمندان عقیده دارند که باید در مقابل حاکم تسلیم بود و نباید بر او خروج کرد.و ایشان می توانند به این آیه استدلال کنند:

«ای کسانی که ایمان آورده اید،مطیع فرمان خدا باشید و از پیامبر (ص) و زمامداران خود اطاعت کنید...» (22) از این آیه می شود استفاده کرد که اطاعت مسلمانان از پیشوایان خود، واجب است هر چند که فاسق باشند و در گفتار و رفتار فرمان خدا را نبرند.

دانشمندانی دیگر عقیده دارند که در برابر پیشوای تبهکاری که مصالح امت را نادیده گرفته و در اداره امور مردم،بر خلاف دستور خدا عمل کرده است،باید قیام کرد.و این گروه نیز می توانند به همان آیه استشهاد کنند،آن جا که آیه به اطاعت خدا و رسول خدا فرمان می دهد، و از طرفی دستور می دهد نباید از حاکم تبهکار و بیهوده گرا،اطاعت کرد بلکه نافرمانی از او واجب است،زیرا سرپیچی از فرمان او اطاعت از خدا و پیامبر خداست و اطاعت از او،نافرمانی خدا و رسول خداست.

این بود اندکی از موارد بسیاری که ممکن است هر دسته از معتقدان به آرای مختلف به یک، یا چند آیه از آیات قرآنی استناد جوید و مدلول آنها را پشتوانه عقیده خود بداند.در صورتی که قرآن عاری از تناقض است،و ممکن نیست در مقصود اصلی آیات قرآن چیزی همراه با تناقض وجود داشته باشد.پس ناگزیر یکی از دو گروه مخالف اشتباه کرده است.با

این حال چه کسی بعد از این که پیامبر (ص) از دنیا رفت ما را با مقاصد اصلی قرآن آشنا می سازد؟و آیا این کار را به دست انتخاب می سپرد؟!!این وضع ما نسبت به قرآن است،همان کتاب خدا که پیامبر (ص) آن را تلاوت می کرد و اصحابش به حافظه های خود می سپردند،و شبانه روز آن را قراءت می کردند،و هر آیه از آیات آن در زمان پیامبر (ص) نوشته شد و بعد در زمان ابو بکر همه آیه ها و سوره هایش جمع آوری شد،پس چه خواهد بود وضع ما نسبت به سنتهای پیامبر (ص) ، آیا ما در باره امور مربوط به سنتهای پیامبر (ص) از وجود یک مرجع بی نیازیم؟هرگز!!

البته سنتهای پیامبر (ص) در زمان پیامبر (ص) نوشته نشد و پیامبر (ص) کسی را مامور نوشتن آنها نکرد،و از آنها چیزی در هیچ کتابی ثبت نشده بود که مردم از آن آگاه باشند،مگر پس از پایان گرفتن قرن اول هجری.و اگر هم چیزی از آنها در خلال قرن اول ثبت شده بود،به دست مردم نرسیده بود.و آنچه از احادیث نبوی در قرن دوم هجری یا پس از آن تدوین شده، بیشتر احادیث غیر متواتر بود،بلکه اکثریت مطلق آنها خبر واحد بودند که صدور آنها احتمالی بود،هر کدام از آنها را یک فرد صحابی و یا بیش از یک فرد از پیامبر (ص) نقل کرده بود.و نه همان صحابی نقل کننده روایت را نوشته بود،و نه کسی که به او نقل شده بود.و بعد آن کسی که روایت به دست او رسیده بود به دیگری نقل کرده بود.و همین طور تا این که شمار ناقلان روایت یک یک،زیاد می شد.و سرانجام پس از این که از واسطه های

زیادی گذر کرد، بسیاری از آنها نوشته شد و نتیجه آن شد که بسیاری از احادیث پیدا شدند که با یکدیگر مخالفت داشتند،حتی پس از این که غربال و تصفیه شدند و در کتابهایی به نام صحاح تدوین یافتند.

هر گاه ما از احادیثی که یکدیگر را نقض می کنند صرف نظر کنیم،با این حقیقت روبرو می شویم که تنها احادیث موجود سنتهای پیامبر (ص) نیستند زیرا که سنتها عبارت است از گفتار و رفتار پیامبر (ص) و آنچه را که با سکوت خود تثبیت کرده است.در صورتی که احادیث عبارت از مطالب برجسته ای است که ما را با آن سنتها آشنا می سازد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه