امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 344

صفحه 344

پیامبر (ص) سخن گفته ایم و هم اکنون از عبارتی دیگر از نوعی دیگر،سخن می گوییم که احادیث ثقلین را در بر دارد.البته مقداری از آن احادیث را در فصل دوم این کتاب در برابر خواننده قرار دادیم،و بار دیگر برخی و یا همه آنها را در فصلهای دیگر بیان کردیم.و برای این که مطلب را برای خواننده دشوار نسازیم،دوباره آنچه را که از این احادیث در فصلهای گذشته مقابل او قرار داده بودیم،بازگو می کنیم و آنچه را که لازم است،از احادیثی که در پیش ننوشته ایم،بر آنها می افزاییم.

امام ابو عیسی بن عیسی ترمذی در صحیح (سنن) خود از جابر بن عبد الله (انصاری) نقل کرده است که او گفت:«پیامبر خدا را موقع حج (حجه الوداع در سال دهم هجری) دیدم در حالی که سوار بر شتر زرد فامش بود،خطبه می خواند،شنیدم که می فرمود:«ای مردم،همانا من در بین شما چیزی را فرو گذاشتم که اگر بدانها چنگ بزنید هرگز گمراه نخواهید شد:آن چیز عبارت است از کتاب خدا و عترتم،خاندانم.» (1) ابن جریر،ابن عاصم،محاملی در امالی خود و ابن راهویه به نقل از علی (ع) روایت کرده اند که پیامبر خدا (ص) فرمود:«هر کسی را که خدا و رسولش سرپرست اوست پس این (علی (ع) ) سر پرست اوست.و من در میان شما چیزی را ترک گفتم تاوقتی که بدان چنگ زنید هرگز پس از آن گمراه نشوید و آن چیز کتاب خداست که یک سر آن به دست خدا و یک سر دیگرش به دست شما و دیگر خاندان من است.» (2) . و ترمذی از زید بن ارقم روایت کرده است که پیامبر خدا (ص) فرمود:«براستی که در میان شما

چیزی را باقی می گذارم تا وقتی که بدان چنگ زده اید،بعد از من هرگز گمراه نمی شوید، یکی از آن دو بزرگتر از دیگری است:کتاب خدا ریسمانی کشیده از آسمان تا زمین،و عترت من خاندانم،و هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به من باز گردند،پس بنگرید چگونه به جای من در باره آنها رفتار خواهید کرد.» (3) ترمذی گوید:«و در همین باب از ابوذر،ابو سعید،زید بن ارقم و حذیفه بن اسید...»و حاکم از زید بن ارقم روایت کرده است که او گفت:

هنگامی که پیامبر (ص) از حجه الوداع برگشت و در محل،غدیر خم فرود آمد،دستور بر پا کردن سایبانهایی بزرگ صادر کرد،سایبانها بر پا شدند (زیر سایبانها تمیز شد) آنگاه فرمود: «گویی که مرا طلبیده اند و من دعوت حق را لبیک گفته ام.در میان شما دو شی ء گرانقدر باقی می گذارم که یکی از آنها بزرگتر از دیگری است:کتاب خدای بزرگ و عترتم،خاندانم،پس نگاه کنید بعد از من با آنها چگونه رفتار خواهید کرد،زیرا آنها هرگز از هم جدا نمی شوند تا این که کنار حوض بر من باز گردانده شوند...» (4) و نیز حاکم از زید بن ارقم نقل کرده است که پیامبر (ص) در ضمن آنچه روز غدیر خم ایراد کرد فرمود:«ای مردم من در میان شما دو چیز می گذارم که اگر از آنها پیروی کنید،هرگز گمراه نمی شوید،و آن دو کتاب خدا و خاندانم عترت من است...» (5) .

مسلم در صحیح خود از زید بن ارقم روایت کرده است،او گفت:«پیامبرخدا (ص) در بین مکه و مدینه در موضع آبی که خم نامیده می شد،میان جمعیت بپا-خاست و خطبه خواند،خدای را سپاس گفت و به موعظه پرداخت،سپس

فرمود:«اما بعد:هان ای مردم،من هم بشری هستم،نزدیک است که پیک خداوندی به سراغم بیاید و دعوت حق را لبیک گویم.من در میان شما دو شی ء گرانقدر می گذارم،نخست کتاب خدا،که در آن هدایت و روشنی است،پس کتاب خدا را بگیرید و به آن چنگ بزنید.وانگهی تاکید بر کتاب خدا و تشویق بر آن کرد، سپس فرمود:و خاندان من،من شما را به یاد خدا می اندازم در باره خاندانم.[سه مرتبه این جمله را تکرار کرد]» (6) .

هر کس در روایت مسلم به نقل از زید دقت کند،نقصی در آن می یابد.در اول حدیث نقل کرده است که پیامبر (ص) دو شی ء گرانقدر باقی گذاشت و گفت:نخست کتاب خدا.و موقعی که به ذکر خاندان خود می رسد،مناسب بود که بگوید:دومین آنها،و یا بگوید:و دیگر،ولیکن او چنین نگفت،بلکه فرمود:و خاندانم و بعد سه مرتبه مردم را درباره خاندانش به یاد خدا انداخت.و سزاوار بود که علت را در مورد به یاد خدا انداختن ایشان در باره خاندانش سپس از گفتن علت واداشتن بر پیروی از قرآن-نیز بگوید.زیرا که در مورد قرآن علت را چنین بیان کرد که قرآن هدایت و روشنی است،با این که پیامبر (ص) نیازی به یاد آوری هیچگونه دلیلی مبنی بر ضرورت پیروی از قرآن نداشت.زیرا هر مسلمانی می دانست که هدایت و روشنی در قرآن است.و آنچه سزاوار بود که دلیل آن را یادآوری کند،همان یادآوری مردم در باره اهل بیت بود. پس دلیل تذکر مکرر و مؤکد چه بود؟

آیا به این جهت بود که ایشان خویشاوندان پیامبر (ص) بودند،در حالی که او از حقیقت قرآن پیروی می کرد؟و قرآن جز به تقوا کسی را بر کسی امتیاز نمی بخشد پس چگونه پیامبر

(ص) ایشان را از دیگران امتیاز بخشد،در صورتی که از دیگران پرهیزکارتر و داناتر نیستند؟یا این که پیامبر (ص) خواسته است مسلمانان همان طوری که به قرآن چنگ می زنند به اهل بیت او نیز توسل جویند،زیرا پیروی اهل بیت باعث ایمنی از گمراهی است؟و این همان چیزی است که ترمذی،حاکم و تعداد زیادی از راویان از قول زید نقل کرده اند که او نقل کرد که پیامبر (ص) در بیان خود اعلان فرمود که:پیروی از قرآن و عترت باعث ایمنی از گمراهی است و قرآن و عترت از یکدیگر جدا نمی شوند تا کنار حوض بر من وارد شوند.و آنچه به نظر می رسد این است که مسلم و امام احمد از زید به سند خود از یزید بن حیان روایت را نقل کرده اند و او در زمان عبید الله بن زیاد بوده است.و ابن زیاد دشمن خاندان پیامبر و قاتل امام حسین (ع) بود.زید بن ارقم یا یزید بن حیان که روایت از او نقل شده است از قدرت ابن زیاد می ترسید که تمام حدیث ثقلین را نقل کند،امام احمد در مسند خود،پس از نقل حدیث از یزید بن حیان از قول زید به صورتی که مسلم در صحیح خود نقل کرده است،می گوید:زید بن ارقم به او گفت:

«عبید الله بن زیاد دنبال من فرستاد نزد او آمدم،گفت:این احادیث چیست که تو از رسول خدا (ص) نقل یا روایت می کنی،ما در کتاب خدا نیافتیم که پیامبر (ص) در بهشت دارای حوضی باشد؟زید گفت:پیامبر خدا (ص) برای ما از آن سخن گفته و به ما وعده داده است. (عبید الله بن زیاد) گفت:دروغ می گویی،تو پیر شده و عقلت را از دست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه