امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 348

صفحه 348

پس برای این که معنای این حدیث درست می بود،ضرورت داشت که پیامبر (ص) مرجعی برای آموزش سنتهای تعیین می کرد،و این همان چیزی است که حدیث ثقلین بیانگر آن است. پیامبر (ص) به مسلمانان در این حدیث راهی را نشان داده است که بدان وسیله به شناخت هدفهای کتاب و مقاصد سنتهای نبوی می رسند.و شیخ ابو زهره به اعتراض قبلی خود اعتراضات دیگری نیز افزوده و گفته است:«و پس از تسلیم به درستی عبارت،می گوییم که (حدیث ثقلین) قطعی نیست بلکه افراد مورد نظر ایشان (شیعه) یعنی شش امام مورد اتفاق در نزد امامیه فاطمیون را مشخص نمی کند.و آن حدیث تعیین نمی کند که امامان مورد نظر از فرزندان امام حسین (ع) هستند نه امام حسن (ع) ،همچنان که فردی از ایشان را نیز به این ترتیب مشخص نمی کند.همان طوری که دلالت ندارد بر این که امامت به صورت وراثت است،بلکه بر رهبری سیاسی نیز

دلالت نمی کند.و بیشتر دلالت بر امامت در امور دین و دانش دارد،و دلالت بر امامت در حکومت و امور دولتی ندارد.و هیچ ملازمه ای بین رهبری فقهی و رهبری سیاسی وجود ندارد،زیرا پیامبر (ص) سر پرستی بعضی کارها را به شخصی واگذار می کرد که کمتر آگاهی فقهی داشت به این دلیل که او از امتیازهای اداری بیشتر از مزایای فقهی برخوردار بود،پیامبر (ص) گاهی در غیاب خود کسی را در پست فرمانداری مدینه تعیین می کرد که هیچ سابقه ای در فقه نداشت در صورتی که اگر سر پرستی با علم دین و بینش دینی وابستگی داشت،باید همه سران سپاه را در بر می گرفت،و این در مورد تعیین اسامه بن زید به ریاست سپاهی که در میان آنها ابو بکر و عمر بود،صدق نمی کند.و بی تردید اسامه بینش و دانش ایشان را نداشت (13) .

ملاحظه می کنید که تمام گفتار وی در سه موضوع خلاصه می شود:

اول:حدیث ثقلین،امامان از خاندان پیامبر (ص) و ترتیب امامت ایشان را تعیین نمی کند.این گفته به این دلیل مردود است که بسیاری از احادیث ثقلین به نام علی بن ابی طالب صراحت دارد و او را به عنوان تنها مرجع بعد از پیامبر (ص) معرفی می کند که پیروی از او باعث ایمنی از گمراهی است.و تصریح در مورد علی (ع) به او صلاحیت می دهد تا مرجع بعد از خود را برای امت تعیین کند.و همین طور[دیگر امامان].اضافه می کنم که پیامبر (ص) اعضای خاندان خود را که معاصر وی بودند نام برده است.و در فصل دوم گذشت که سعد بن ابی وقاص روایت کرده پیامبر (ص) روز مباهله،علی،فاطمه،حسن و حسین (ع) را با خود بیرون برد و گفت:بار خدایا اینانند خاندان من.و

در حدیث ام سلمه نیز خواهی دید که پیامبر (ص) چنین مطلبی را بیان می کند.

دوم:این که حدیث ثقلین دلالت بر موروثی بودن امامت ندارد،و ما هم با او هم عقیده ایم. ولیکن پیروان اهل بیت معتقد به وراثت نیستند.و دلیل بر گفتار ما این است که قانون راثت حکم می کند بر این که با بودن فرزند،برادر ارث نمی برد.در صورتی که شیعه اعتقاد دارند که امام بعد از امام حسن از فرزندان او نیست بلکه امام پس از او،برادرش امام حسین (ع) است.تنها چیزی که پیروان اهل بیت می گویند این است که امامت در خاندان پیامبر (ص) است.و هر امامی از ایشان هم مرجع پس از خود را بر اساس شایستگیهایش که وجه مشخصه او از دیگران است،انتخاب می کند،نه بر اساس این که فرزند او،و یا بزرگترین فرزند اوست.

شیعه در مورد امامت،اعتقاد به وراثت ندارد

به نظر می رسد که برای استاد ابو زهره (همانند بسیاری از دانشمندان جمهور) مشکل است تصور کند که اهل بیت پیامبر (ص) شایستگیهای بیشتری از دیگر مسلمانان برای امامت داشته اند.و او تصور می کند که پیروان اهل بیت،به امامت اعضای آن خانواده،به دلیل وراثت اعتقاد دارند!و شاید بی توجهی وی به احادیث ثقلین با همه فزونی آنها به این مطلب برگردد.از آن جا که او بعید شمرده است که اعضای این خاندان گرامی،شایسته تر از دیگران باشند،تصور کرده است که هدف احادیث ثقلین،امامت موروثی است،و او این فرصت را نداشته است که دلیلی را مورد توجه قرار دهدکه بنا بر آن،پیامبر (ص) مسلمانان را ملزم به پیروی از اهل بیت خود کرده است،و آن دلیل این است که ایشان هرگز از قرآن جدا نمی شوند نه به سبب این که از خاندان اویند.و اگر شیخ ابو زهره،تعدادی

از آیات سوره آل عمران را مورد توجه قرار می داد،بر او دشوار نمی بود که امتیاز خاندان پیامبر (ص) را از نظر شایستگیهای ایشان برای رهبری در نظر بگیرد.در سوره مزبور این عبارت را می خوانیم:«خداوند،آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر همه مردم جهان برگزید،نسل برخی را بر برخی ترجیح داد، خداوند شنوای داناست.» (14) و در همان سوره این عبارت را می خوانیم:«در آن جا زکریا پروردگار خود را خواند،گفت:پروردگارا از جانب خود نسلی پاکیزه به من مرحمت نما،براستی که تو شنونده دعایی،پس فرشتگان او را ندا در دادند،در حالی که میان محراب به نماز ایستاده بود،خدا تو را به یحیی مژده می دهد،که تصدیق کننده کلمه ای از جانب خدا،سرور، باز دارنده هوای نفس از شهوتها و پیامبری از شایستگان است.» (15) و آیه های دیگری از این سوره و سوره های دیگر که دلالت دارند بر این که خداوند از دودمان پیامبران و خویشاوندان ایشان اشخاصی را آفریده است که در آگاهی و اطاعت از خدا از دیگر مردم بالاترند.و بدان جهت خداوند آنان را بر دیگران اختیار کرده است.و در حقیقت آن پاداشی برای پیامبرانی که در راه هدایت مردم کوشش زیاد کردند،و یا استجابت دعای این پیامبران (ع) است،همان طوری که آیه های پیش از عبارت و خدا شنوا و داناست و عبارت دیگر:«براستی که تو شنونده دعایی.»گویای آن است.

در صورتی که محمد (ص) خاتم پیامبران و برترین آنهاست شایسته تر به پاداش الهی و استجابت دعاست.و پیامبر (ص) برای خاندان خود دعا کرده است.ام سلمه،همسر پیامبر (ص) نقل می کند،موقعی که این آیه نازل شد:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه