امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 351

صفحه 351

و معنای این سخن آن است که رهبری قرآن و رهنمود عترت یکی است.و چون آنها با هم اختلاف ندارند و یکی از آن دو (عترت) مفسر دیگری (قرآن) است،و برای مسلمانان از حقیقت معانی و مقاصد آن پرده بر می دارد که پیروی آنها باعث ایمنی از گمراهی است و اگر احیانا عترت با قرآن مخالف بود،دیگر پیروی ایشان باعث ایمنی از گمراهی نمی شد.ولیکن خداوند مهربان دانا به پیامبر (ص) خبر داد که قرآن

و عترت هرگز از هم جدا نمی شوند.پس ضمانت در برابر گمراهی از دیدگاه پیامبر (ص) در وحدت رهبری تجسم می یافت،نه در دوگانگی آن.

هنگامی که پیامبر (ص) به مسلمانان اجازه انتخاب رهبری غیر از عترت را بدهد،وحدت رهبری و به همراه آن ایمنی از گمراهی از بین می رود.چرا که دوگانگی جای یگانگی را گرفته است.پس برای این که هدف پیامبر (ص) یعنی همان ایمنی امت از گمراهی تحقق یابد،لازم است مقصود پیامبر (ص) رهبری فقهی،سیاسی و اداری عترت برای امت باشد تا از دوگانگی در رهبری که به جای این که باعث ایمنی از گمراهی باشد،به گمراهی می انجامد،اجتناب شود.پیش از این که بحث و گفتگوی با شیخ ابو زهره را پایان ببریم،لازم است در مورد یکی از گفته های او بحث کنیم.وی می گوید:امکان دارد،شخصی با آگاهی کمتر در امور دینی عهده دار حکومت شود به این دلیل که او دارای ویژگیهای مدیریت است که آگاه تر از او در امور دینی،فاقد آن ویژگیهاست.و پیامبر (ص) در زمان غیبت خود کسی را بر مدینه گمارد که سابقه ای در فقه نداشت،و دیگر این که اگر سرپرستی ارتباط و پیوستگی با فقه داشت، می بایست رهبران سپاه را نیز شامل می شد،با این که پیامبر (ص) اسامه را به سرپرستی سپاهی گمارد که در میان آنها ابو بکر و عمر بودند،در حالی که اسامه مقام فقهی ایشان را نداشت.

البته آنچه که باعث شده است تا شیخ ابو زهره دچار چنین تصوری گردد،این است که او هدف اساسی در احادیث ثقلین را که پیامبر (ص) اعلان فرمود،یعنی تامین امت از گمراهی، فراموش کرده است.و اگر به آن هدف پیامبر (ص) توجه داشت،لازم بود که میان ولایتی محدود چون سرپرستی مدینه

در مدت غیبت پیامبر (ص) و یا فرماندهی یک سپاه،با ولایت عمومی همچون خلافت فرق بگذارد.البته تعیین شخصی با بینش دینی کمتر بر ریاست سپاه و تولیت فردی از صحابه در مدت غیبت پیامبر (ص) بر مدینه-تا وقتی که بزرگترین مقام زمامداری بر امت و سپاه،یعنی پیامبر (ص) می تواند،خطاهای فرماندهان خود را اصلاح کند و در صورت گمراهی ایشان را به راه درست برگرداند-هیچ ضرر و زیانی به تضمین امت در برابر گمراهی نمی رساند.اما رهبری عمومی برای امت که پیامبر (ص) می خواست باعث ایمنی از گمراهی باشد،اگر به کسی سپرده شود که دارای علمی محدود در تاویل قرآن و سنت است،هرگز آن هدف تحقق پذیر نخواهد بود.زیرا اگر زمامداری از آن نوع گمراه شود،مقام رهبری بالاتر از او وجود ندارد تا بر او سیطره داشته باشد و وی را به راه درست برگرداند،چه او خود بالاترین مقام رهبری است.و هر گاه او در اجتهادش گمراه شود،تمام امت به همراه او گمراه گردند.و اگر کسی از افراد رعیت او که فقیه تر از اوست،بخواهد او را به راه درست راهنمایی کند،و او بخواهد گوش به راهنمایی او ندهد،آن شخص داناتر هیچ تسلطی بر او نخواهد داشت.در زمان خلافت عثمان،اتفاق افتاد که خلیفه چند مورد مرتکب اشتباه شد، امام علی (ع) و دیگر از شایستگان اصحاب خواستند تا او را به راه صواب برگردانند،و خلیفه نخواست به راهنماییهای ایشان توجه کند و ایشان توفیق نیافتند و در نتیجه امت گرفتار آشوبی شد که تا به امروز پیامدهای آن پایان نیافته است.

علاوه بر آن سزاوار بود که ابو زهره در حدیث ثقلین بیشتر ژرف نگری می کرد.زیرااگر پیامبر (ص) از طرف خداوند خبر می داد که اعضای

خاندان پاکش از قرآن جدا نمی شوند،و ایشان به همراه قرآن باعث ایمنی از گمراهیند،پس ایشان نمی توانستند آنطور باشند مگر وقتی که بیش از دیگران از موهبت دانش و بینش برخوردار باشند.و با داشتن آن ویژگیها،لایقتر به داشتن مزایای مدیریت،حسن سیاست و داوری حکیمانه گردند.ممکن است کسی بگوید:تا وقتی که مسلمانان از ایشان راهنمایی نگیرند و آنطوری که پیامبر (ص) خواسته است فرمان ایشان را نبرند،میان آن که هدف پیامبر (ص) از امامت اهل بیتش تنها در امور فقهی باشد،یا در برگیرنده اداره امور نیز بشود هیچ فرقی در نتیجه وجود ندارد.

پاسخ ما بر این گفتار آن است که بر عهده پیامبر (ص) بوده است،تا مسائل را برای امت روشن سازد و حجت را بر مردم تمام کند.پس اگر برای عترت تنها امامت فقهی را قرار داده است و به امت اجازه داده تا رهبر دینی وقت را از بین دیگران انتخاب کنند،در این صورت برای کسانی که از عترت فرمان نمی برند،دلیلی وجود داشت.در نتیجه تجویز پیامبر (ص) در مورد دوگانگی در رهبری،سرگردانی و هرج و مرج پیش می آمد.اما هنگامی که پیامبر (ص) وحدت رهبری دینی و زمامداری را اعلان می کند،و بعد مسلمانان،به عترت،آنطوری که پیامبر (ص) خواسته است،تمسک نمی جویند،پس مسؤولیت بر عهده ایشان است نه بر پیامبر (ص) .و این نظیر آن موردی است که پیامبری را خداوند میان مردم بفرستد ولی مردم به او ایمان نیاورند،در این صورت خداوند بر ایشان حجت خواهد داشت،و ایشان را بر خداوند حجتی نخواهد بود.

و به هر حال،دلالت حدیث ثقلین بر رهبری عترت برای امت در تمام شؤون،نیازی به توضیح ندارد.و آنچه از استاد ابو زهره رسیده است،تنها یک توجیه می باشد

و آن منحرف ساختن حدیث از معنی اصلی آن است.زیرا هدف پیامبر (ص) ضرورت پیروی از ثقلین است مطابق دستوری که از جانب خدا رسیده و او به وسیله وحی اطلاع یافته است که آنها هرگز از هم جدا نمی شوند.و معنای آن،رهبری عترت وی همانند رهبری خود آن بزرگوار است،یعنی همگانی و فراگیر است و بدور از دوگانگی که باعث اختلاف روش رهبری با قرآن است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه