امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 359

صفحه 359

مقصود پیامبر (ص) معنای نعمت داده شده نیز،نبوده است،زیرا پیامبر (ص) از طرف مردم و یا حداقل

از طرف گروهی قابل ذکر،نعمتی دریافت نکرده بود.و نعمت دهنده مادی هم مورد نظر نبوده است،زیرا که پیامبر (ص) به تمام مسلمانان نعمت مادی نداده بود.پیامبر (ص) می خواست بگوید که علی (ع) مانند اوست در این جهت که او سرپرست همه مسلمانان از تمام نسلهاست.و قصد پیامبر (ص) دهنده نعمت معنوی نبوده،علی رغم این که پیامبر (ص) با هدایت مسلمانان به دین خدا به تمام آنها نعمت معنوی داد و همچنین علی (ع) با جهاد بی نظیر خود در راه اعلای کلمه الله نسبت به همه ولینعمت بود.قصد پیامبر (ص) آن نبود،زیرا در آن مقام نبود تا از جریانی خبر دهد که در گذشته اتفاق افتاده است،بلکه در این مقام بود که به علی (ع) مقام و منصبی مرحمت کند.و طبیعی است که مقصود پیامبر (ص) از کلمه مولا،از دست رفته نبود،به دلیل نادرستی و سفیهانه بودن آن،و نه معنی آزاد کننده، زیرا که پیامبر (ص) آزاد کننده مسلمانان نبود زیرا اکثریت قاطع مسلمانان برده نبودند.و یازده معنای آخری نیز درست نیست،از جمله،طبیعی است که معنای رب مورد نظر نبوده است،زیرا که آن کفر است،همچنین معانی:بنده،و پیرو،صحیح نیست چون که پیامبر (ص) بنده و پیروکسی از مردم نبود.و معنای مالک مقصود حضرت نبوده است،زیرا که پیامبر مالک مسلمانان نبوده است،و معنای همقسم و همپیمان مورد نظر نبوده است،چون پیامبر (ص) همپیمان و همقسم تمام مسلمانان نبوده است،و اگر همپیمان معنوی هم باشد باز هم درست نیست،زیرا آن گرامی با گنهکاران مسلمان هماهنگ معنوی نبود و چقدر هم تعداد ایشان زیاد بود!

قصد معنی ناصر،صحیح نیست به این جهت که پیامبر (ص) همان طوری که یاد آور شدیم می خواهد بگوید که او

(ص) سرپرست همه مسلمانان از تمام نسلهاست در صورتی که پیامبر (ص) یاور برای تمام نسلها نیست.و آن که می تواند یاری کننده تمام نسلها باشد تنها خداست. و با این همه،پیامبر (ص) یاور همه مسلمانان نیست بلکه یاور مسلمانان خالص است و کمک او به مسلمانان عاصی و تبهکار نمی رسد.و در این صورت جز پنج معنی از یازده معنی باقی نمی ماند و آنها عبارتند از:آقای غیر آزاد کننده،یا مالک،سزاوارتر به چیزی،انجام دهنده کاری، عهده دار امری،و جانشین.

معنای آخری (جانشین سرپرست) درست نیست مگر وقتی که یکی از آن چهار معنی مورد نظر باشد،زیرا آن معنای مستقلی نیست.اما (آقا-سرور) در صورتی صحیح است که مقصود از آن زمامدار و یا متبوع باشد،زیرا که پیامبر (ص) متبوع و زمامدار همه مسلمانان بوده است.و سه معنای آخری:سزاوارتر به چیزی،متصرف در کاری و عهده دار امری،در معنی به هم نزدیکند و با معنای متبوع و زمامدار هماهنگی دارند،از آن جا که مقصود از متبوع و زمامدار کسی است که با دستور خداوند این چنین بوده باشد،پس اگر غرض از مولا،سزاوارترین فرد نسبت به هر مؤمنی باشد که او سزاوارتر به تصرف در امر مسلمانان است،در نتیجه همان معنای زمامدار و کسی خواهد بود که به فرمان خدا باید پیروی شود،و همچنین عهده دار امری و متصرف در کار[که ملازم با معنای اولی به تصرف است].

اولی

مقصود پیامبر (ص) از کلمه اولی در این عبارت:«الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؟ »چیست؟البته اهل لغت تصریح کرده اند که کلمه اولی به دو معنی آمده است:1-سزاوارتر 2-مناسب تر،لایق تر.بدیهی است که مقصود پیامبر،معنای سزاوارتر»بوده است نه معنای مناسب تر،چون زشت می نماید که گفته شود،پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان لایق تر و مناسب تر است.

براستی

پیامبر (ص) خواسته است تا به مسلمانان حقی را یاد آور شود که خداوند به او مرحمت فرموده و به وسیله وحی در قرآن کریم آن حق را اعلان کرده است:

«پیامبر (ص) نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است،و همسرانش مادران ایشانند...» (14) این آیه گویای آن است که پیامبر (ص) نسبت به اداره امور مسلمانان،بیشتر از آن حقی که خود آنان در اداره امور خویش دارند،حق دارد.از آن جاست که اطاعت و فرمانبرداری وی بر ایشان واجب است.و قرآن مجید این حق را در چندین آیه مورد تاکید قرار داده است،از آن جمله:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه