امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 371

صفحه 371

علی رغم این که گفتگوهای ما درباره خلافت ما را به این نتیجه رساند که شایسته بود، لافت با انتخاب پیامبر (ص) باشد،و پیامبر (ص) ،علی (ع) را به رهبری امت انتخاب کرد،ما انتظار نداریم و لازم نمی بینیم که مسلمانان،همه با این نظر موافق باشند.تردیدی نیست که طرفداران هر دو نوع اندیشه گزینش و تعیین تا وقتی که جهان اسلام وجود دارد،خواهند بود. و ما معتقدیم که این اختلاف نظر باعث نمی شود که مسلمانان نسبت به هم دشمنی و گمان بد روا دارند.زیرا اختلاف نظر مانع از آن نیست که مسلمانان نسبت به یکدیگر احترام و محبت و احساس برادری کنند،در صورتی که آنان بپذیرند که حق دارند اختلاف نظر داشته باشند،و در باره خلافت دارای عقاید مختلفی باشند.براستی ریشه بد گمانیهایی که میان طرفداران دو طرز تفکر رد و بدل می شود،اختلاف در عقیده نیست،بلکه ریشه آن،اعتقاد هر دسته ای است بر این که دسته دیگر حق ندارد نظری مخالف نظر او داشته باشد،و ایمان وی بر این که تنها نظر او نظر اسلام است و عقیده گروه دیگر منحرف و باطل و مخالف خدا و پیامبر (ص) و باعث از بین رفتن اسلام است.و اگر هر دو دسته به حکم منطق برگردند،درک می کنند که خداوند پیش از آن که ابو بکر به خلافت برسد،دین خود را کامل کرده است،در صورتی که در قرآن و سنت چیزی در مورد

خلافت ابو بکر نیامده است،و از مسلمات تعلیمات اسلامی نیست.آری خلافت ابو بکر از رویدادهای تاریخی است که هر مسلمانی حق دارد تا نسبت به آن نظر مثبت و یا منفی داشته باشد،و البته این نظر منفی و یا مثبت وی،او را در ردیف دشمنان خدا و رسولش و در صف گنهکاران و سرکشان از فرمان خدا و رسول قرار نمی دهد.و گزینش پیامبر (ص) علی را و انتخابش به زمامداری امت،با همه دلایل روشنی که دارد و بعضی از آنها به حد تواتر رسیده است،به آن مقدار از روشنی نرسیده است که آن را در ردیف تعلیمات بدیهی پیامبر (ص) قرار دهد که هیچ مسلمانی حق چون و چرا در آن نداشته باشد (2) .

البته اعتقاد اهل سنت بر این که پیامبر (ص) جانشینی برای خود تعیین نکرده است و خلافت هر سه خلیفه قانونی و درست است،و اعتقاد شیعه بر این که پیامبر (ص) علی (ع) را جانشین خود قرار داده،و خلافت سه خلیفه مطابق خواست پیامبر (ص) نبوده است،هرگز باعث اختلاف نظر در درک تاریخ اسلام و یا مخالفت با قانونی از قوانین اسلامی و یا حکمی از احکام شرعی نمی شود.

هر گاه مسلمانان به خود اجازه می دهند تا در آرای شرعی مربوط به احکامی که در روشنی و وضوح به حد ضرورت و بداهت در اسلام نرسیده است،اختلاف داشته باشند،پس حق این است که به خود اجازه دهند بدون برخورد خصمانه و تهمت زدن گروهی به گروه دیگر در دین و ایمانشان به خاطر اختلاف نظر در مورد خلافت-در مساله خلافت اختلاف نظر داشته باشند.رهبران مذاهب چهار گانه در صدها حکم شرعی اختلاف نظر دارند و در

آن موارد فتواهاشان مخالف یکدیگر است.و به نظر جمهور مسلمانان اختلاف مذاهب چیزی جز پیامد این اختلاف نیست و اگر پیشوایان این چهار مذهب در فتواهای خود هماهنگ بودند،جمهور مسلمانان یک مذهب داشتند نه چهار مذهب.و علی رغم این اختلاف و چند دستگی می بینیم، پیروان این چهار مذهب،با احترام و محبت با هم برخورد دارند و یکدیگر را در دینشان متهم نمی کنند بلکه همگی به درستی اسلام و عقیده یکدیگر ایمان دارند.و این همان چیزی است که منطق،تعالیم قرآن و سنتهای پیامبر (ص) اقتضا می کند.پس تا وقتی که اختلاف پیرامون مسائلی است که پاسخ آنها در قرآن و سنت به طور روشن و قطعی داده نشده است تا جلو شک و تردید را بگیرد،هر مجتهدی حق خواهد داشت،تا در این قبیل مسائل نظری بر پایه نتیجه تلاش آزادانه اش در آن بحث داشته باشد.ولیکن چنین موضعگیری منطقی والا که موافق تعالیم قرآن و سنت است در مسائل مربوط به خلافت به چشم نمی خورد.و علی رغم این که دانشمندان جمهور اسلامی معتقدند که خلافت اصلی از اصول دین نیست،و علی رغم این که همه مسلمانان هماهنگی دارند که پیامبر (ص) ،ابو بکر و هیچ کدام از دو خلیفه بعد از او را به جانشینی خود تعیین نکرده است،ما می بینیم که به هیچ مسلمانی اجازه گفتگو و بحث درباره درستی خلافت ایشان را نمی دهند،و معتقدند که اعتقاد بر این که علی (ع) خلیفه اول قانونی است،باطل و انحراف از خط دینی و گناهی از گناهان کبیره و غیر قابل بخشش است!و گویا آن انکار نبوت حضرت محمد (ص) و شرک بر خداست.

و چرا این همه اختلاف؟دلیل آن روشن است.موضع مسلمانان نسبت به خلافت

و خلفا یک موضعگیری عاطفی است.و هنگامی که عاطفه کسی حاکم بر او شد،تمام معیارها در نظر او دگرگون می شود،کوچک در نظر او بزرگ و بزرگ در نظر او کوچک جلوه می کند.

در مورد این اختلاف،باید به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) مراجعه کنیم

برای این که در این باره درست را از نادرست بشناسیم،منطقی است که آن را به کتاب خدا و سنت پیامبرش عرضه کنیم.در کتاب و سنت به آسانی تعریف واضح از معنی اسلام و ایمان درست و شروط لازم آن می یابیم که در صورت وجود آنها اسلام یک مسلمان صحیح است و او از جمله مؤمنان پرهیزگار به شمار می آید.و این قرآن مجید است که می فرماید:

«پیامبر (ص) به آنچه از جانب پروردگارش به او فرو فرستاده شد،ایمان آورد،و همه مؤمنان،به خدا و فرشتگان و کتابها و پیامبرانش ایمان آوردند،و ما میان هیچ یک از پیامبران او فرق نمی گذاریم گفتند،شنیدیم و فرمان بردیم،آمرزش تو را خواهانیم،پروردگارا بازگشت به سوی تو است.» (3) و نیز می یابیم کتاب خدا را که بیانگر مطالب زیر است:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه