امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 379

صفحه 379

پسرم برخیز،کتاب علی (ع) را حاضر کن،او نوشته درهم پیچیده بزرگی را آورد پس امام (ع) آن را باز کرد،و نگاه می کرد تا این که آن مساله را پیدا کرد.آن گاه ابو جعفر فرمود:این خط علی (ع) و املای پیامبر خدا (ص) است و رو به حکم کرد و فرمود:«ای ابو محمد،تو و سلمه و مقداد هر جا می خواهید،سمت راست و چپ بروید،به خدا قسم،هیچ علمی را کامل تر از علمی که نزد این قوم،یعنی قومی که جبرئیل بر ایشان نازل می شد،نمی یابید» (34) .

این دو روایت و امثال آنها از روایاتی که محدثان پیرو اهل بیت نقل کرده اند،در معنی با حدیث متواتر ثقلین هماهنگ است،که حدیث ثقلین را محدثان اهل سنت ازحدود بیست تن از اصحاب نقل کرده اند،و این حدیث همان طوری که قبلا گفتیم،گواه بر این است که تعالیم اهل بیت (ع) صحیح است،موافق گفته خدا و رسول خداست زیرا خداوند به پیامبر (ص) خبر داده است که قرآن و عترت او از یکدیگر جدا نمی شوند تا کنار حوض بر او باز گردند،و براستی که قرآن و عترت باعث ایمنی در برابر گمراهی هستند.

و از آن رو تعالیم اهل بیت (ع) همان تعالیم پیامبر (ص) است که امامان اهل بیت به طور یقین از آنها آگاهند.و آنها آرای احتمالی نبودند که

اجتهادهای ایشان به آنها منتهی شده باشد،آن طوری که روش اجتهادی پیشوایان برجسته مذاهب چهار گانه بود.

و هدف من از این سخن آن نیست که علمای شیعه و محدثان ایشان،تمام آنچه که اهل بیت (ع) می دانستند،بطور یقین می دانند.هرگز،علمای شیعه،بسیاری از تعالیم ایشان را به طور یقین نمی دانند،زیرا که آنها در خبرهای واحد وارد شده است و یا از آن جهت که بعضی روایات رسیده از ایشان در باره بعضی از احکام یا با هم متعارضند و یا دلالتی واضح بر معنای مورد نظر ندارند،ولیکن این بی ضرر است.زیرا آنچه از ایشان روایت شده است همان حالت روایتی را دارد که از شخص پیامبر (ص) نقل کرده اند،چون احادیث نبوی،در اکثریت مطلق،خبر واحد هستند،و بعضی از آنها با یکدیگر تعارض دارند و بعضی از نظر دلالت بر معنای خاصی روشن نیستند.و علی رغم تمام اینها بر ما روا نیست که احادیث نبوی را تا حد آرای مجتهدان،پایین بیاوریم.زیرا حدیث نبوی اگر متواتر و یا مستفیض باشد باعث علم یا شبه علم[ظن]به حکم خدا می شود.و هر گاه از نوع خبر واحدی باشد که اشخاصی عادل و یا مورد اطمینان نقل کرده اند،و در مقابل روایت معارضی ندارند بر ما واجب است که بر طبق آنها عمل کنیم و حق نداریم از آنها بگذریم و به نظر مجتهدی که از روی اجتهاد اظهار داشته است،عمل کنیم.و همچنین تعالیم اهل بیت که پیامبر (ص) گواهی داده است که باعث ایمنی از گمراهی و موافق قرآنند،موقعی که به تواتر و یا شبیه تواتر ثابت شود و یا در روایت افراد عادل و یا مورد اطمینان آمده باشد و با روایتی نظیر خود نیز تعارض نداشته باشد،بر ما

واجب است که بر طبق آنها عمل کنیم.

اما نظری که اجتهاد و تلاش یک مجتهد به آن می رسد،بر مسلمانان عمل بر طبق آنها واجب نیست هر چند به تواتر صدور آن از مجتهد ثابت گردد.زیرا مجتهد دیگر حق دارد نظری مخالف نظر او داشته باشد و توده مسلمانان نیز حق دارند بر طبق نظر مجتهد دیگر عمل کنند.

این بود نظر علمای پیشرو اهل بیت و نظر ما.اما دانشمندان دیگر حق دارند در این عقیده، نظر مخالف داشته باشند.و هر مجتهدی حق اظهار نظر دارد،و اجرش نیز با خداست ولیکن آنچه برای ما تاسف آور است و آن را کم انصافی می دانیم این است که-علی رغم تمام گفته های پیامبر (ص) در باره عترتش و علی رغم این که درباره پیشوایان مذاهب چهارگانه چیزی نفرموده است-تعالیم اهل بیت را حتی در رتبه مساوی با نظرات پیشوایان مذاهب چهارگانه قرار نمی دهند.

چرا دانشمندان مطابق روایات اهل البیت عمل نمی کنند؟

بعضی از دانشمندان اهل سنت،بهانه شان این است که ایشان چون اطمینان به راویان آن تعالیم ندارند،لذا پیروی از تعالیمی را که از اهل البیت روایت شده است جایز نمی دانند.و مقصودشان این است که به روایت محدثان شیعه اطمینان ندارند.ولیکن ما هر گاه بخواهیم تعالیم امامی را بشناسیم آیا درباره این شناخت به دیگران مراجعه می کنیم یا به پیروانش؟و آیا شیعه حق دارد هر گاه بخواهد از نظر پیشوایی چون ابو حنیفه آگاه شود بگوید ما نمی توانیم از پیروان او اخذ کنیم چون ما به ایشان اطمینان نداریم؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه