امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 61

صفحه 61

رسالت و نیروی مخالف آن

پیامبر اراده ابلاغ رسالت و تاسیس دولتی را فرمود در حالی که نیروهای مشترک عربی از بت پرست و اهل کتاب تمام کوشش خود را به کار بردند و همه توان خود را صرف کردند،تا آن حضرت را از رسیدن به هدف خود باز دارند،آنان به او اعلان جنگی دادند که هیچ امید صلح در آن نمی رفت و به هیچ وجه امکان رسیدن به آن هدف والا-جز با پذیرش رودر رویی نیروهای فساد و مشرک و روبرو شدن با آنان در میدانهای جنگ و وارد کردن شکست مهلک بدانها-ممکن نبود.البته محمد (ص) این حق را داشت تا نیروهای مخالف را شکست دهد، بخصوص که او می خواست دولتی از نوع جدید در تاریخ انسانیت بپا کند.او می خواست آن دولت را بر پایه هایی استوار سازد که هیچ کس پیش از او فکرش را نکرده بود.او می خواست حکومت این دولت همچون سایر حکومتهایی باشد که جهان بشری پیش از آن شناخته بود،یعنی نیرویی تسلیم کننده افراد ملت تا بر آنان سیادت و حکومت کند و با آنان به خود کامکی رفتارکند.و خود را بالاتر از آنان ببیند.او تنها حکومت مردم بر مردم را می خواست (1) ،حکومتی که حاکم و محکوم در آن برابر بلکه برادر باشند،و در آن زورمند به سبب توانایش مورد توجه قرار نگیرد و ناتوان برای ناتوانیش مظلوم واقع نشود.پیامبر (ص) حکومتی می خواهد تا مردم را به آفریدگار جهان متوجه سازد،مردم آن

را حاکم واقعی خود بدانند،از قوانین آن پیروی کنند و در سایه آن به سعادت برسند.

و با همه ویژگیها،آن حکومت حکومتی نیست که با قدرت و زور تحمیل شده باشد،بلکه از آمیختگی ملتش با ایمان به مجموعه ای از اصول والا سرچشمه می گیرد که افراد خود را تا عالیترین مقام انسانیت بالا می برد.

با همه اینها نیروهای مشرک و تبهکار مکه و دیگر مناطق عربی،چه بت پرست و یا اهل کتاب نه تنها نمی خواستند پیامبر (ص) دولت و حکومتی ایجاد کند،بلکه با سخت ترین روشها در صدد برآمدند او و پیروانش را از آن باز دارند و حتی از انجام شعایر دینی شان مانع شوند،آنان برای پیامبر (ص) و یارانش به علت ایمان به خدای یکتا حق حیات قائل نبودند.

نیروهای تبهکار،محمد (ص) و یارانش را از خانه ها و میان داراییهایشان بیرون کردند،آنان قصد ریختن خون آن حضرت و یارانش را داشتند.حتی اگر آنها،به همه آن شرارتها دست نمی زدند و کوشش خود را محدود به جلوگیری از ایجاد دولتی می کردند که می بایستی حق را بر پا دارد و از ناتوانان پشتیبانی کند باز پیکار با آنان و نابود کردنشان برای پیامبر (ص) مجاز بود،چرا که باقی ماندن آنها در حال توانایی و نیرومندی به معنای استمرار ستم بر مردم ناتوان و نابودی امنیت جامعه بود;و بالاتر از همه اینها به مفهوم آن بود که خداوند مورد پرستش قرار نگیرد و به یکتائیش اعتراف نشود.

آری نیروهای تبهکار با همه سختگیری و هرج و مرج طلبی خود،مخالفان واقعی تاسیس دولتی نمونه بودند که پیامبر بزرگوار (ص) قصد ایجاد آن را داشت.و تحقق چنین حکومتی بدون نابود ساختن مخالفان میسر نبود.بدین گونه مقدر شد که این دولت

آسمانی روزهایی را در میدانهای مبارزه بگذراند که در حقیقت روزهای رشد و باروری این دولت بود.در حالی که پیروان آن حضرت،به پیروی از او از رودررویی با نیروهای تبهکار استقبال می کردند.اگر مقدر آن بود که نیروی تبهکار در آن جنگها پیروز شوند،دولت اسلامی که می بایست ملتها و توده ها، زیر پرچمش قرار گیرند،بر پا نمی شد.

کمیت و کیفیت مسلمانان

البته شمار مسلمانان در آغاز هجرت پیامبر (ص) در مقایسه با نیروهای عرب مخالف که در مقابل ایشان مقاومت می کردند و برای ایجاد فاصله بین پیامبر (ص) و هدفهایش همکاری می کردند،اقلیتی ناچیز بودند.پیروزی اسلام و بر پایی دولت اسلامی امکان نداشت مگر به یکی از دو طریق:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه