امیر المؤمنین اسوه وحدت صفحه 62

صفحه 62

(1) نیروی الهی دخالت داشته باشد تا به وسیله معجزه ای نیروهای شر را نابود کند،و خداوند بر هر کاری تواناست و هیچ کس نمی تواند او را ناتوان کند،هر گاه اراده او بر امری تعلق گیرد،تنها می گوید بشو!پس انجام می گیرد.و لیکن بدیهی است که در اینجا چنین معجزه ای روی نداده است.چرا که خدای بزرگ اراده فرموده است تا همه کارها را به وسیله عوامل طبیعی اجرا کند و اراده کرده است تا نیروهای خیر را مورد آزمایش قرار دهد و آنها را خالص گرداند،و این آزمون هرگز ممکن نیست مگر هنگامی که آن نیروها به انجام اموریت خود بپردازند،و با تمام نیرو و توانی که به آنها داده شده است در راه خدا به جهاد برخیزند.

(2) کیفیت آن اقلیت ناچیز-به طور جدی-باید عالی می بود،تا بر آنچه که دشمنانش از برتری در کمیت برخوردار بودند،پیروز می شد.و این همان چیزی بود که اتفاق افتاد.

در این جا پس از پیامبر بزرگوار (ص) ،علی بن ابی طالب (ع) به چشم می خورد،تنها فرد

برجسته ای که انسانیت همانند او را در تاریخ مبارزه ها سراغ ندارد.

یادآور می شویم که سه سال پس از آغاز رسالت پیامبر خدا (ص) نزدیکترین خویشاوندان خود (از فرزندان عبد المطلب) را در مکه جمع کرد و از آنان پرسید که کدام یک از ایشان در هدف مهمی که دارد او را یاری می کنند تا برادر،وصی و جانشین او در میان ایشان گردد.پس علی (ع) عرض کرد:«یا رسول الله!من وزیر تو می شوم.»البته پسر ابو طالب آن روز در سنی کمتر از حد بلوغ بود،و پس از آن ده سال در مکه به سر برد،و در آن جا به سن کمال رسید،و ویژگی آن کمال و مردانگیش در شب هجرت-آن گاه که در بستر پیامبر (ص) خوابید،و والاترین نمونه را در تاریخ جانبازی اسلامی پدید آورد-نمودار شد.

هنگامی که کار به دشواری گرایید و پیامبر (ص) و همه مسلمانان به دفاع از دین خدا و آزادیهای مقدس خویش برخاستند،و بر آن شدند تا دولتی بنیان نهند که حامل مشعل هدایت انسانها باشد،این مردانگی در حد کمال،آغازگر قهرمانیها شد.تصور نمی کنم کسی جز پیامبر بزرگ (ص) این انتظار را داشت که آن کلمه وزارتی را که علی روز اجتماع خویشاوندان بر زبان آورد به معنی واقعیش آن قدر پر محتوا و در آن حد لبریز از قهرمانیها باشد.البته پیامبر تنها انسانی بود که همه موفقیتهای آینده علی را انتظار داشت.

براستی که پیامبر بزرگ،مهندس مبتکر طرح و نقشه تاسیس آن دولت بوده و وزیرش-پسر ابو طالب-مجری این طرح که پیامبر (ص) اولین بار آن را ترسیم کرد،می باشد.و همچنین او در تمام میدانهای جنگ پرچمدار پیامبر بود،و با آن حضرت حضور داشت (2) .پیامبر

خدا او را بر هر جنگی که حاضر بود،فرماندهی می داد و کسی را امیر بر او قرار نمی داد و پرچم پیامبر را هیچ روزی حمل نکرد،مگر این که با پیروزی بازگشت و فرماندهیش بی نظیر بود.او فرماندهی نبود که سربازانش از او دفاع کنند بلکه فرماندهی بود که پیش از سربازانش وارد صحنه می شد و چه بسیار مواردی که سربازان به سبب دلاوریهای او پشتگرم می شدند.چه بسا اتفاق افتاد که مدتی طولانی بیشترین شرکت کنندگان در جنگ فرار کردند و او تنها پیشاپیش پیامبر (ص) ایستاد و با قهرمانی خود از پیامبر دفاع کرد،و جای نیروهای فراری را پر ساخت.

او با پیامبر (ص) در هیجده میدان جنگ حاضر بود و تمام جنگهایی را که در غیاب پیامبر و به دستور او رفته بود،رهبری کرد.من به خود این اجازه را نمی دهم تا از چهار چوب این کتاب با سخن گفتن از همه ارزشهای دفاعی او،تجاوز کنم،بلکه به ذکر مجملی از شرکت و سهم او در چهار جنگ:بدر،احد،خندق و خیبر بسنده می کنم.اینها همان جنگهایی هستند که به حق جنگهای سرنوشت ساز در زمان پیامبر محسوب می شوند.و آینده اسلام به نتایج آنها بستگی داشته است.

پی نوشتها


1-حکومت در اسلام از آن خدا و کسانی است که خداوند به او اجازه حکومت به مردم را داده باشد (م) .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه