تاریخ خمس صفحه 139

صفحه 139

1- 230. البدایه والنهایه، ج 10، ص 26.

رسید هر کدام را با خطّ آنها نزد منصور آورد، مگر امام صادق علیه السلام را.

چون منصور علّت را پرسید، گفت: جعفر بن محمّد را در مسجد رسول اللَّه صلی الله علیه وآله در حال نماز دیدم پشت سرش نشستم، و آنچه که باید به او بگویم، گفتم. او رو کرد به من و گفت: فلانی از خدا پروا کن و خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله را فریب مده و برگرد و برو به اربابت بگو: اینها تازه از سلطه بنی امیه بیرون آمده اند و همه آنها نیازمند هستند. من به او گفتم: خدا خیرت دهد! این چه فرمایشی است که می کنید؟ او به من گفت: نزدیک بیا! نزدیک که رفتم، آن گاه تمام آنچه که بین من و تو گذشته بود، را برایم گفت، گویا او بین من و تو، نفر سوم بوده است … (1)

در این دوران، رهبری و سیاست گذاری بسیار هوشمندانه ای را طلب می کرد. امام علیه السلام با هوشیاری که داشت، پیش از اینها سعی می کرد فعالیت های خود را از دید بسیاری، حتّی انقلابیون علوی، مثل فرزندانش و نوادگان عبداللَّه بن عبّاس، چون منصور و سفاح پنهان نماید؛ بنابراین هنگامی که منصور به سرکوب انقلابیون و مدّعیان خلافت پرداخت، امام صادق علیه السلام تلاش کرد تا فعالیت های سیاسی و فرهنگی و علمی اش از ضربات او

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه